خودآزمايي : درس 1 :
  1 – اين بيت حافظ با كدام بيت از متن درس قرابت مفهومي دارد؟
نگار من كه به مكتب نرفت و خط ننوشت
به غمزه مسئله آموز صد مدرس شد
 پاسخ : يتيمي كه ناكرده قرآن درست
كتب خانه ي چند ملت بشست 
 2 – اين بيت به كدام واقعه اشاره دارد، از آن چه مي دانيد؟
شبي برنشست از فلك بر گذشت
به تمكين و جاه از ملك برگذشت
پاسخ : اين بيت به شب معراج اشاره دارد. در شب معراج ، حضرت محمد(ص) به امر خداوند تبارك و تعالي به سوي او عروج كرد و به مقامي رسيد كه هيچ يك از خلايق به آن مقام نرسيده و نخواهند رسيد. معراج درخشانترين و برجسته ترين معجزه ي رسول اكرم بوده زيرا خداوند هيچيك از انبياء و رسولان را به چنين فضيلتي مشرف نكرد. 
 3 – تحقيق كنيد كه چرا به خانه ي كعبه «بيت الله الحرام» گفته مي شود؟
زيرا اين مكان هميشه مورد تقدس و احترام بوده و در آن جنگ، ستيز و شكار ممنوع بوده است. 
 4 – امروزه فارسي زبانان به جاي «تبجیل » از چه واژه اي استفاده مي كنند؟
 بزرگداشت  
 ۵ – چه رابطه اي ميان عطارد، دوات و خامه وجود دارد؟
در افسانه هاي يونان عطا و هميشه پيام آور خدايان بوده است ، به اين خاطر او را دبير فلك ناميده اند. دبير(نويسنده) با دوات و خامه سر و كار دارد از اين رو ، «عطارد» دوات و خامه ، واژه هاي مراعات نظيرند.  
 
۶ – آيه هاي زير (26 و 27 الرحمن) با كدام بيت درس قرابت معنايي دارند؟
«كل من عليها فان» . «و يبقي وجه ربكّ ذو الجلال و الاكرام»
كسي با او نه و او با همه كس
نماند هيچ كس، او ماند و بس 
 ==================================================================
 خودآزمايي درس۲:
1 – روئين تني اسفنديار را با كدام شخصيت اساطيري مي توان مقايسه كرد؟ وجوه شباهت آنها را بنويسيد.
«آشيل» مشهورترين قهرمان يونان در داستان «ايلياد» آشيل نيز همانند اسفنديار جوان و قهرمان و رويين تن است و تنها از يك عضو آسيب پذير است. پاشنه ي پا، اين هر دو قهرمان سرانجام با اصابت تير به عضو گزند پذير از پا در مي آيند. در ادبيات جهاني، پاشنه ي پاي آشيل، ضرب المثل ضربه پذيري شده است. اسفنديار با «بالدر» در حماسه شمال اروپا نيز قابل مقايسه است. 
 2 – چرا رستم در برابر اسفنديار انعطاف نشان مي دهد؟
 زيرا تنها راه خروج از اين بن بستي كه تقدير در برابر او قرار داده، همين است، در غير اين صورت اگر بند را بپذيرد، ذلت را پذيرفته و اين براي كسي چون رستم، تحمل پذير نيست. اگر بجنگد و پيروز شود، سرانجام شومي در انتظار او و خاندان اوست و اگر بجنگد و شكست بخورد كشته شود، ديگر اعتباري براي خاندان او باقي نخواهد ماند. 
   3 – آيا صدور دستور براي بستن دست رستم توجيه منطقي دارد؟ چرا؟
 خير، زيرا رستم نماد آزادگي و آزادخواهي يك ملت است و براي چنين كسي اسارت و زندگي با ذلت ، هزاران بار از مرگ تلخ تر است. 
  4 - «برائت استهلال» در چه بخشي از درس آمده است ؟ توضيح دهيد.
 شش بيت اول درس كه از ابيات آغازين اين داستان است فضا سازي مناسبي است خواننده در مي يابد در اين داستان با چنان سرگذشت تلخ و اندوهباري روبرو خواهد بود كه بلبل را هم به ناله و ابر را به گريه واداشته و نرگس را ماتم زده كرده است. 


 درس 3 :
رستم و اسفنديار(2)
خود آزمايي :
1 – چرا رستم تن به جنگ مي دهد؟
 زيرا كه اسفنديار به هيچ قيمتي از تصميمش منصرف نمي شود، ازاين رو رستم آزاده ، بر سر دو راهي تسليم يا جنگ، جنگ را انتخاب مي كند. اگر چه به قيمت نابودي خود و خادانش باشد. 
 2 – نقش زال را در اين داستان چگونه مي يبيند؟
 او محتاطانه و خردمندانه برخورد مي كنيد و در فكر چاره، صلح و تفاهم است. 
 
3 - «بپيچيم و بپيچاند» در بيت زير چه مفهومي دارد؟
كه چندين بپيچم كه اسفنديار گر سر بپيچاند از كارزار
 بپيچيم: تلاش مي كنم / بپيچاند : بگرداند / سر بپيچاند : منصرف شود 
  4 – شخصيت بهمن را در طي داستان تحليلي كنيد :
 با توجه به بخش محدود داستان در كتاب درسي، و اشاره هاي پراكنده ، بهمن در پيام رساني، محتاطانه عمل مي كند ، او بي تجربه و مطيع و نگران سرانجام كار است. 
 5 – دو نمونه اغراق را در شعر پيدا كنيد :
 كمان برگرفتند و تير خدنگ / ببردند از روي خورشيد درنگ
به بالا ز رستم همي رفت خون / بشر سست و لرزان «كد بيستون»
«ز پيكان همي آتش افروختند / به بربر ز راه راه همي دوختند » 
 =========================================================
  
 خودآزمايي درس ۴ :
 1 – شغل بزاز در جواني چه بود؟
شناسايي دزدان و كشف سرقت اموال مسروقه 
 2 – دو عنصر داستاني را در درس بيابيد:
 زاويه ديد و شخصيت : داستان از زبان سوم شخص تعريف شده است. با اين توضيح مشخص است كه شخصيت (قهرمان) داستان خود راوي نيست، اين شخصيت در محدوده ي اين داستان، ويژگي اخلاقي يكساني و پايداري دارد. به «درون مايه» داستان نيز در آخرين عبارت متن اشاره شده است. 
  3 - نمونه اي ديگر از داستان هاي سنتي را معرفي كنيد:
 داستان سمك عيار كه نويسنده ي آن فرامرز بن خدا دادست. زمان نگارش كتاب احتمالاً قرن ششم يا هفتم است. بيشتر قهرمانان اين كتاب از ميان مردم عامه برخاسته اند و بسياري از كارها بدست همين مردم عامه و به خصوص فرودستان انجام مي شود. قهرمان اصلي كتاب مردي است كوچك اندام ، دلير و جوانمرد و بسيار هوشيار و زيرك 
 4 – با توجه به عبارات زير به پرسشها پاسخ دهيد:
«در شهر بغداد مردي بود كه در اول روز جواني غره اي ايام زندگاني ، تفحص كار دزدان و بحث احوال طراران كردي و هر كجا سرقه اي كردندي ، پاي در ميان نهادي ولي بيرون بردي و به دست باز آوردي و به آخر عمر از آن حرفت توبه كرده بود و به بزازي مشغول شده»
1 – معادل امروزي «سرقه كردندي» چيست؟
 سرقت مي كردند. 
  2 – مفهوم اين دو كنايه را بنويسيد :پاي در ميان نهادي ، پي بيرون بردي
 پاي در ميان نهادن «‌وارد ماجرا شدن» / پي بيرون بردن : كشف و شناسايي كردن 
  3 – در مقايسه و كنايه ي بالا، با هم چه آرايه اي ادبي ديگري يافت مي شود؟
 تضاد واژه هاي ميان و برون و تا اندازه اي در نهادن و بردن 
 4 – پرهيز از تكرار واژه از ويژگيهاي اين عبارت است سه مورد از اين ويژگي را نشان دهيد:
 
«اول و غرّه» تفحص و بحث ، كار و احوال ، روز و ايام‌، پاي و پي ، مترادف هايي هستند كه استفاده از آنها به منظور پرهيز از تكرار واژه بوده است. 
 5 – جمله ي «پاسبان را گمان چنان افتاد كه محاسبه اي مي كند» را بازگرداني كنيد :
 پاپ بان گمان كرد كه او مشغول حساب و كتاب است. 
 6 – معني واژه هاي مشخص شده را بنويسيد.
 1 – چهار «رزمه» از جامه هاي قيمتي :
رزمه : بقچه
2 – فرزندان من بدان انعام كه «دوش» فرمودي ، بياسودند.
خداوند : صاحب
3 - «به فراست» صادق دانست كه حال چيست .
فراست : به زيركي دريافتن
4 – به فلان «مَشْرع» ، «ملّاح» ي خواستي .
مشرع : جاي ورود آب ، مفرد مشارع / ملاّح : كشتيبان
5 – بزار قفل را «حيله كرد» تا بگشاد
حيله كرد : كوشيد 
 ========================================================================
 خود آزمايي درس۵:
1 – درباره زاويه ي ديد داستان توضيح دهيد.
 داستان از زبان سوم شخص تعريف شده است نويسنده بي آنكه كوچكترين نقشي در داستان به عهده داشته باشد. همه جا حضور دارد و به عنوان «داناي كل» از احساسات اشخاص داستان هم با خبر است. 
 2 – اگر اين داستان را داستان نمادين به حساب بياوريم ، هر يك از عناصر زير نماد چيست؟
بنا، ديوار ، همسايه
 بنا: نماد كساني است كه هدف و تلاش آنها ايجاد جدايي و اختلاف است. تفرقه افكني وسيله ي ادامه ي حيات آنهاست.
ديوار : نماد جدايي انسانها و مانع تفاهم جوامع بشري است و بيگانگي ها را افزايش مي دهد.
همسايه : نماد همه كساني است كه زندگي مشترك در كنار آنها مفهوم و زيبايي دارد، مردم 
 3 – استدلال مادر را توجيه ساختن ديوار چگونه ارزيابي مي كنيد؟
 مادر از طرح سؤال نامبرده درباره اينكه چرا بين خانه ها ديوار است تعجب مي كند، او معتقد است كه وجود ديوار بين خانه ها كاملاً طبيعي و ضروري است. ما در برابر اين پرسش، نماد كساني است كه فاصله ي بين انسان ها را به عنوان حقيقتي مسلم و طبيعي پذيرفته اند.
4 – درباره اين جمله توضيح دهيد.« ديوار ناگهان ازجا تكان خورد و با چشم گنده ي سرخش چپ چپ به او نگاه كرد».
با توجه به نوع نگاه ناصر، به وسعت ديوارنويسنده ديوار را همان ديو دانسته كه قصد نابودي تفاهم و همدلي را دارد. 
============================================
 
 خود آزمايي درس۶ :
1 – دو نمونه از ويژگي هاي نثر مرسل را با ذكر مثال از درس بيان كنيد :
 در كوتاهي جمله ها، تكرار كلمات ، پرهيز از واژه هاي مترادف ، خالي بودن از واژه هاي دشوار و برعكس فراواني واژه هاي فارسي، كمي آرايه هاي ادبي و در نتيجه سادگي و روشني مفهوم عبارات در سراسر هر دو متن كاملاً مشهود است.
براي نمونه
الف : ملك مرايشان را سه روز فرمان داد / و ايشان بدان سه روز اندر به يك جا بنشستند / و تدبير كردند گريختن را / و هر شش تن برخاستند/ و از شهر برفتند/ و همي رفتند / و روي به كوه نهادند / فراشياني رسيدند/ و يكي رمه ي گوسپند ديدند / آن شبان ايشان را گفت / كجا همي رويد؟
ب : ابراهيم چون به ميان آتش بياراميد / ملك تعالي – آتش را بر روي سرد گردانيد / و خطاب به آتش گفت / اي آتش سرد باش بر ابراهيم / سرد با سلامت باش / و اگر چنان نگفتي / ابراهيم از سردي طاقت نداشتي 
 2 – دو نمونه از نشانه هاي كهنگي سبك «قصص الانبياء» را از متن پيدا كنيد.
 الف : ساخت فعل مستقبل به صورت كامل --> = همراه با حرف ن) -->عذاب خواهم كردن ساخت وجه مصدري به صورت كامل --> = همراه با حرفِ ن ) --> نتوانست رفتن
ب : كاربرد واژه هايي كه تغيير معنا داده اند --> پاره كرده است :‌شكسته است.
پ : كاربرد واژه هايي كه متروك شده اند --> بتش
ت : جابه جايي اركان جمله --> هيزم آريد سوختن ابراهيم را ، نتوانستند نزديك آتش شدن از تپش و ...
ث : تكرار واژه ها و كوتاهي جمله ها --> ابراهيم چون بر ميان آتش بياراميد، ملك تعالي آتش را بر وي سرد گردانيد و خطاب به آتش گفت : اي آتش سرد باش بر ابراهيم سرد و سلامت باش و ...
ج : ساخت ماضي استمراري به صورت بن ماضي + ي --> اگر چنان نگفتي ، ابراهيم از سردي طاقت نداشتي
ج : كاربرد علامت «مر» --> نمرود و نريمان را گفت .
ج : كاربرد «را» به جز نشانه ي مفعولي . نمرود و نريمان را --> حرف اضافه ، مرا آرزوست -->راي مالكيت ) و ... 
 3 – منظور از عبارت «كار و بار حشمت ايشان برود» چيست؟
 اعتبار موفقيت گذشته آنها از بين برود. 
 4 – دو كلمه از متن قصص الانبياء پيدا كنيد كه امروز با مفهومي متفاوت بكار مي روند.
 پاره كردن --> شكستن
تب --> مطلق گرما
ايمن --> مطمئن
فرمودن --> دستور دادن 
 5 – با توجه به داستان حضرت ابراهيم (ع) اين بيت حافظ را توضيح دهيد و آرايه هاي شاخص آن را بنويسيد :
يا رب اين آتش كه بر جان من است
سردكن زان سان كه كردي بر خليل
 خدايا هم چنان كه با قدرت بيكران خود آتش سرد را دلپذير كردي به اين آتش شوق و اشتياق من كه تو را عاشقانه دوست دارم – عنايتي كن و مرا به خود نزديك تر گردان. بارزترين آرايه ي بيت«تلميح» است كه آرايه ي «تشبيه» را نيز همراه خود دارد. «آتش» هم استعاره از شوق درون است. آتش و سردي تضاد و واژه هاي «جان و سان» جناس اند. 
 6 – بارزترين نشانه هاي كهنگي عبارت زير را بنويسيد:
«آن گاه برفتند و هيزم بياوردند و بر يك ديگر بنهادند و نفت در زدند»
 كوتاهي جمله ها، سادگي معني جمله ها، فارسي بودن واژه ها، ساخت ماضي مطلق به صورت «ب» + «بن ماضي» + شناسه 
 7 – نوع «را» در جمله هاي زير چيست؟
«چنين خداي كه تو راست» و « مرا آرزوست كه »
 
اصطلاحاً راي مالكيت است --> چندين خداي كه تو داري من آرزو دارم. 
 8 – جمله پاياني عبارت زير چه نوع جمله ي پرسشي است ؟
«نمرود را گفتند : چندين سال خداوندي كردي ، اكنون بندگي كني ؟»
 پرسشي انكاري است --> نبايد بندگي كني 
 9 – در هر يك از جمله هاي زير نشانه هاي بارز كهنگي متن را مشخص كنيد :
 1. اگر او كوهي بودي ، نيست شده بودي --> ساخت ماضي استمراري با نشانه «ي» در آخر فعل ماضي
2. ابراهيم بيرون آمد از ميان آتش به سلامت --> جابه جايي اركان جمله 
 =================================================
 خودآزمايي درس۷:
1 – معني عبارت هاي زيررا بنويسيد
 به باب خواجه هيچ قصدي نكردم و كسان خواجه را نواخته داشتم. در مورد خواجه در مدت وزارتم هيچگونه اقدام سوئي نكردم بلكه به اطرافيان و بستگان خواجه رسيدگي و توجه مي كردم. جهان خوردم و كارها راندم . از دنيا و نعمت هايش استفاده ها بردم و در مسؤوليتي كه داشتم كارهاي بزرگي انجام دادم. اين همه اسباب منازعت و مكاوحت از بهر حكام دنيا به يك سوي نهادند. با فرارسيدن مرگ، اين همه بهانه ها براي دشمني و جنگ و جدال را كه به خاطر اين دنيا و ثروت ناچير است – كنار گذاشتند. به پاسخ آنكه از وي رفت ، گرفتار. در جهان ديگر گرفتار پاسخ دادن به كارهايي است كه تا زنده بود از او سر زد و منظور اين است كه بسيار مردم آزار بود. 
 2 – با توجه به متن درس، دو نمونه از ويژگيهاي درس بيهقي را بنويسيد:
 الف – فراواني جملات كوتاه مثل :‌حسنك برخاست
ب – جابه جايي در اجزاي جمله كه نثر را به زبان گفتار نزديك كرده است.
پ - رواني و خوش آهنگي جمله ها به طوري كه خواننده هنگام خواندن آهنگ زيبايي را احساس مي كند :‌مثال : جهان خوردم ، كارها راندم و عاقبت كار آدمي مرگ است ... 
 3 – عبارت «مشتي رند را سيم دادند كه سنگ زنند» بيانگر چيست؟
 بيانگر اين است كه جمعيت حاضر در صحنه با اعدام حسنك مخالف بوده اند ولي گردانندگان صحنه به عده اي ولگرد پول مي دهند تا جلو بيايند و سنگ پرتاب كنند تا وانمود شود كه مردم با اين اعدام و سنگسار موافقند و به تعبير ديگر، خواست حكومت باخواست مردم يكسان نبود. 
 =====================================
 خودآزمايي درس ۸:
1 – معني عبارت هاي زير را به نثر ساده و روان بنويسيد:
چه مي بيني در كار مَلك كه بر جاي قرار كرده است و حركت و نشاط فرو گذاشته ؟
 
نظر تو درباره شير كه بر خلاف گذشته در يك جا ماندگار شده و جنبش و نشاطي ندارد چيست؟
پشت و پناه سپاه من بود. در ديده ي دشمنان خار و برروي دوستان خال .
به راستي كه او پشتيبان خوبي براي سپاه من بود، او از نظر دشمنان مثل خار در چشم مايه ي آزار بود و مانند خال در صورت، به جمع دوستانش جمال و زيبايي مي بخشيد.
هر كه را رأي ضعيف و عقل سخيف است. از درجت عالي به رتبت خامل گرايد.
كسي كه از انديشه و فكر قوي و سالمي برخوردار نيست، اگر مقام و منزلتي دارد آن را از دست مي دهد. 
 2 – با توجه به متن سه ويژگي سبك كليله و دمنه را بيان كنيد.
 الف – استفاده فراوان از واژه هاي دشوار و نيمه دشوار عربي
ب : اطناب دو جمله ها
پ : فراواني مترادفات
ت : كوتاهي جمله ها
ث : حذف افعال به قرينه
ج : خلاف شناسه به قرينه
چ : جابه جايي در اجزاي جمله
ح : استواري و شيوايي كلام و استفاده از آرايه هاي عربي، از جمله تمثيل، كنايه ، تضاد ، سجع و جناس
خ : ارائه آموزش هاي اخلاقي، تربيتي و اجتماعي در قالب داستانها تمثيلي و از زبان حيوانات 
 3 – گاو، شير ، كليله و دمنه ، نمايندگان چه شخصيتهايي هستند؟
 گاو : صبور ، مهربان ، خيرخواه و خردمند است و به همين خاطردشمنان حسود بسياري دارد.
شير : قدرتمند است اما در قضاوت عجول است و انديشيده عمل نمي كند.
كليله : از گذشت روزگار تجربه ها آموخته است، او قانع ، عاقبت انديش، عافيت طلب و خيرخواه است.
دمنه : طالب قدرت و موقعيت و اسم و رسم است ولي خواهد به هر قيمتي كه شده به آن برسد. او حسود و فتنه انگيز است، قانع و دور انديش و خردمند نيست. 
 4 – سه نمونه از تمثيل هاي رايج از درس را پيدا كنيد و بنويسيد.
 الف – سگ گرسنه به استخواني شاد شود و به پاره اي نان خشنود گردد و شيرباز اگر در ميان شكار خرگوش، گوري بيند، دست از خرگوش بدار و روي به گور آورد.
ب – فروغ آتش، اگر چه فروزنده خواهد كه پست سوزد – به ارتفاع گرديد.
پ – چون خوره در دندان جاي گرفت، از درد او شفا نيابد مگر به قلع .
ت – نهال كردار و تخم گفتار چنان كه پرورده و كاشته شود، به ثمرت رسد. 
 5 – معناي كنايي عبارت هاي زير را بنويسيد.
 گرم شكمي --> كنايه از حرص و آز
بربادنشاندن -->كنايه از گمراه كردن 
 6 – كليله عاقبت وخيم را در چه مي دانست؟
 آگاه شدن شيراز دشمني و فتنه ي دمنه و پشتيباني از بدعهدي و اندوه زياد به خاطر از دست رفتن شنزبه و عذاب شديد وجدان كه سرانجام آن خشم و انتقام شير و نابودي دمنه خواهد بود. دمنه گفت : عاقبت وخيم كدام است؟ كليلكه گفت، رنج نفس شير و .... 
 =======================================
 خودآزمايي ۹ :
1 – مقصود از عبارت زير چيست؟
سنگ سراچه دل به الماس آب ديده مي سُفتم .
 و با قطرات اشكم كه چون الماس، درخشنده و اثر بخش بودند در خانه كوچك سينه و در دل سنگ شده ام روزنه اي مي گشودم تا نور خدا بر آن بتابد 
 2 – سه نمونه از سجع زيباي متن را بيان كنيد.
 سنگ سراچه دل به الماس ديده مي سفتم و اين بيت ها مناسب حال خود مي گفتم
يكي از دوستان كه در كجاوه «انيس » من بودي و در حجره «جلس» به رسم قديم از پا در آمد.
آزردن دوستان جهل است و كفارت يمين «سهل» و خلاف راه «صواب» است و نقض رأي «اولوالالباب» ذوالفقار علي در «نيام» و زبان سعدي در «كام». 
 3 – سعيد براي گلستان چه فوايدي برشمرده است؟
 شادكردن خوانندگان و انبساط خاطر ياران در اين سؤال فوايد «گلستان» مورد نظر است.
سعدي براي فصلي كه در «حسن معاشرت» و آداب محاورت نوشته، فايده ي ديگري را نيز يادآوري شده، آراستن و اثر بخش كردن سخنان گويندگان و نويسندگان . 
 4 – دو مورد از ضرب المثل ها يا تمثيل هايي كه در متن درس بكار رفته است. پيدا كنيد و بنويسيد.
 الف : الكريمُ اذا وعَدَ وَفي .
ب : هر چه نپايد دل بستگي را نشايد.
پ : گل همين پنج روز و شش باشد / وين گلستان هميشه خوش باشد
ت : خواب نوشين با مداد رحيل / باز دارد پياده را ز سبيل
ث : اي تهيدست رفته در بازار ترسمت پرنياوري دستار 
 5 – سه نمونه از عبارت هاي درس را كه نشان دهنده ي سبك خاص سعدي است، بيان كنيد.
 كوتاهي جمله ها، صميمت لحن، استفاده ي مناسب و به اندازه از انواع آرايه هاي ادبي به ويژه سجع و درنهايت، رواني كلام از مشخصات بارز سبك سعدي است. اين ويژگيها را در اين عبارات به روشني مي توان ديد.
الف – يك شب تأمل ايام گذشته مي كردم و بر عمر تلف كرده تأسف مي خوردم و سنگ سراچه دل را به الماس آب ديده مي سفتم.
ب – مصلحت آن ديدم كه در نشيمن عزلت نشينم و دامن از صحبت فراهم چينم و دفتر از گفته هاي پريشان بشويم و من بعد پريشان نگويم.
پ – چندان كه نشاط ملاعبت كرد و بساط مداعبت گسترد، جواني نگفتم. 
 ---------------------------------------------------------------------------------------------------------
 خودآزمايي درس ۱۰
1 – اين جمله را توضيح دهيد. عيد نورو از اجلّه و اقْدم اعياد ملي است.
 عيد نوروز از بزرگترين و كهن ترين اعياد ملي است و سابقه ي آن به سه هزار سال قبل باز مي گردد. 
 2 – سه نكته ي تربيتي را كه در درس «سبب عيد نوروز» به طور غيرمستقيم گفته شده است، بيان كنيد.
 1 . احترام به كودكان و آموزش آنها
2. تشويق كودكان براي احترام به اموات و گذشتگان
3. تشويق كودكان در احترام و پاي بندي به فرهنگ ملي 
 3 – كدام واقعه ي مهم تاريخي در نوروز اتفاق افتاده است؟
 خلافت حضرت علي (عليه السلام) 
 ===================================================================
 خودآزمايي درس۱۱ :
1 – بيت سوم را از نظر دستوري مرتب كنيد:
 تا جهان مر جفا را پيشه همي كند، تو مر صابري را عادت همي كن --> تا جهان جفا را پيشه مي كند، تو نيز صابري را پيشه كن. 
 2 – بيت زير را با بيت نهم درس مقايسه كنيد.
به سرو گفت كسي ميوه اي نمي آري / جواب داد كه آزادگان تهي دست اند
 ر اين بيت درخت بي ميوه ي سرو، نماد آزادگي و وارستگي است پس نمادي مثبت است. اما در بيت نهم سپيدار كه اين نيز درختي بي ميوه است. نمادي منفي تصور شده كه سرانجامش سوختن و نابودي است. به بيان ديگر، در اين ادبيات نوع نگاه و برداشت شاعر از بي ميوه بودن درخت متفاوت است. 
  3 – مقصود شاعر از دو تمثيل بكار رفته در ادبيات 7و8و9 چيست؟
 ارزش زندگي انسان در گروه دين است كه براي ديگران مفيد و ثمربخش باشد 
  4 – اين بيت از كسايي با كدام بخش از درس قرابت معنايي دارد؟
علم هم عالم به علي داد بيخبر / چون ابر بهاري كه دهد سيل به گلزار
 از بيت شانزدهم 
 5 – در كدام بيت درس از مفاد حديث منزلت استفاده شده است؟
 در بيت هفدهم به حديث منزلت «علّي منّي بمنزلة هارون من موسي» اشاره شده است. 
  6 – ديدگاه شاعر را در خصوص مدح و ستايشگري بنويسيد.
 ناصرخسرو متأسف است كه چرا غالب شاعران هم دوره اش براي رسيدن به ثروت و شهرت از نعمت بزرگ ذوق شاعري به بدي استفاده مي كنند، هم نسبت به نعمت خداوند ناسپاسي مي كنند و هم با ستايش و چاپلوسي، عزت و شرق خود را پايمال مي كنند. 
 =======================================================
 خودآزمايي الفت موج :
1 – آخرين بيت غزل عراقي را با اين دو بيت باباطاهر مقايسه كنيد و تحليل خود را از اين مقايسه بنويسيد.
يكي درد و يكي درمان پسندد / يك وصل و يكي هجران پسندد
من از درمان و درد و وصل و هجران / پسندم آنچه را جانان پسندد
 عارفان خداوند را خيرمطلق مي دانند، ازاين رو هرگز از جمعيت ها نمي نالند بلكه آن را وسيله ي تقرب مي دانند و در هر حال به خداوند توكل دارند. عراقي در پايان مناجات خود با چنين بينشي، از خداوند رنج و بلاي دائم و پياپي را طلب مي كند. باباطاهر هم همين بينش را دارد با اين تفاوت كه او از مرحله ي طلب فراتر رفته و به مقام «رضا» رسيده يعني قلباً به هر آن چه خداوند اراده كند راضي است آن را دوست دارد و از اينكه در برابر چنين خداي مهرباني خواسته اي داشته باشد، پرهيز دارد. 
 2 – آيه «و مَن يتَوكّلْ علي الله فَهوَ حسبُهُ» با كدام بيت درس ارتباط معنايي دارد؟
 چه باك آيد ز كس آن را كه او را نگهدار و نگهبانش تو باشي 
 3 – يك نمونه ايهام در بيت نخست غزل «الفت موج» پيدا كنيد.
 مصراع دوم دو معني را به ذهن مي آورد.
الف : خار دامن مرا مي كشد
ب : خار هم از من دوري مي كند 
 4 – تغيير دادن جاي تكيه در كدام كلمه ي بيت زير، باعث تغيير معنا مي شود؟
قمري ريخته بالم ، به پناه كه روم / تا به كجا سركشي از سرو خرامان از من
 سركشي سه هجا دارد، سر ، كِ ، شي ، اگر تكيه روي هجاي اول باشد، مي شود سر را مي كشي . اگر تكيه روي هجاي سوم يعني «ش» باشد، مي شود سركشي كردن ، سركشي بودن. 
 5 – يك تشبيه نهفته در بيت پاياني درس الفت موج را پيدا كنيد.
 ديده به ابر مانند شده، شدت بارش اشك به باران همراه با طوفان، دل هم به فضايي كه غبار غم آن را كاملاً پوشانده است. 
 ========================================================
خودآزمايي درس ۱۲:
1 – در سفر «گل هاي چيده» چرا شاعر گل هايي را كه براي تماشاي شهيد آورده اند، رنگ پريده توصيف مي كند؟
پريدگي رنگ گل ها در نگاه شاعر، نشانه ي اندوه حسرت بار آنهاست و شاعر با آن تعبير به برتري خون شهدا اشاره مي كند.
2 – بيت زير كدام آيه ي قرآني را تداعي مي كند؟
از پي هر شكست پيروزي است / از دل شب سپيده مي آيد
انّ معَ العُسْر يُسْرا
3 – در كدام بيت شعر «سايه ي خورشيد» شاعر از اينكه چون ابر باشد، ناراحت و گريزان است ؟
بيت سوم : زمين سترون و ...
4 – نهاد فعل «داد» را در بيت ششم شعر «سايه ي خورشيد» مشخص كنيد.
«جهان» نهاد فعل «داد» است كه به قرينه لفظي جمله ي قبل حذف شده است
==============================================================
 خودآزمايي درس ۱۳ سجاده ي سبز
1 – در بيت دوم شعر «سجاده ي سبز» منظور شاعر از «جمله سبز» چيست؟
 منظور سبزه زارهاست. 
 2 – پيامبر فرمود : اذا رأيتم الرّبيع ، فاكثروا ذكر النّشور ، هرگ اه بهار را ديديد، قيامت را فراوان ياد كنيد. اين مفهوم در كدام ابيات «سجاده ي سبز» ديده مي شود.
 اين مفهوم در ادبيات 3و4 كاملاً روشن و ابيات شماره ي 1و2 نيمه روشن است. 
 3 – ششمين بيت شعر «سجاده ي سبز» بنفشه نماد چيست؟
 بنفشه نماد انسان هميشه عابد است 
 4 - در دومين بيت غزل «كرامت آبي» صخره و دريا نماد چه چيزهايي هستند؟
 صخره نماد پايداري و صبر و دريا و امواج آن نماد حوادث و بالاهاي پياپي است. 
 5 – بيت هشتم غزل «كرامت آبي» را توضيح دهيد.
 در معاني ابيات آمده است 
 6 – بيت زير از حافظ با كدام بيت از شعر «سجاده ي سبز» ارتباط معنايي دارد؟
كنوني كه در چمن آمد گل از عدم بوجود / بنفشه در قدم او نهاد سر به سجود
 با بيت 6 متناسب است، «سجده هاي بنفشه» مشخصه ي مشترك هر دو بيت است
 =====================================================================
  خودآزمايي چند شهر كويري:
1– درباره مفهوم اين عبارت توضيح دهيد و اگر مشابه آن را سراغ داريد، بيان كنيد.
 به (=با) اين شكستگي از رد به صدهزار درست.
با وجود اين نقصي كه پيدا كرده ( = به آن صدمه زده و بخشي از آن را شكسته اند) هنوز هم از همه ي نمونه هاي مشابه امروزيش بهتر است. گذشت قرنها نتوانسته شكوه و عظمت كار هنرمندي كه آن را پديد آورده – از بين ببرد.
اين مصراع برگرفته از اين بيت است.
بكن معامله اي وين دل شكسته بجز/ كه با شكستگي از رد به صدهزار درست (حافظ) 
 2 – به اعتقاد ناصرالدين شاه «طاق بستام» درست است نه «طاق بستان» چرا؟
 زيرا اين امكان، مجاوردهي به نام بسطام است. 
 3 – در سفرنامه ي «چند شهر كويري» چه مسائلي بيشتر مورد توجه نويسنده بود است؟
 معرفي شخصيتهاي برجسته ي مذهبي، علمي و ادبي شهرها و آثار و بناهاي مهم تاريخي و مذهبي به بيان ديگر، نويسنده ارزش و منزلت هر شهري را بيشتر، مديون انسانهاي بزرگي مي داند كه كم و بيش آن جا زيسته اند. 
 درس بيستم : ديدار
 نادر ابراهيمي متولد (1315) از داستان نويسان پر كار معاصر است. وي داستان نويسي را از دهه ي 1330 آغاز كرد.
از مهم ترين آثار وي به «بار ديگر شهري كه دوست مي داشتيم» «ابوالمشاغل» ، «مردي در تبعيد ابدي»، «غزل داستان سال هاي بد» و «صوفيانه ها و عارفانه ها، مي توان اشاره كرد.
آنچه مي خوانيد ، بخشي از رمان «سه ديدار» اثر نادر ابراهيمي است. او در اين اثر، به بازآفريني زندگي امام خميني (ره) پرداخته و با بياني هنرمندانه حوادث زندگي امام را توصيف كرده است. 
   ديدار ، خودآزمايي :
1 – چرا امام (ره) در انتقاد از سخنان مدرس مي گويد «همه جا خواهند گفت كه آقاي مدرس مرد خوب و شوخ طبعي است كه سخنان نمكين بسيار مي گويد».
 پس از آنكه مدرس تعبير«غول بي شاخ و دمي كه معلوم نيست از كدام جهنمي ظهور كرده» را براي رضاخان بكار مي برد، امام ره با بياني رسا و متين و در نهايت ادب و احترام به مدرس تذكر مي دهد كه به كار بردن اين تعبيرهاي طنزآميز از اعتبار سخنان او مي كاهد و بهانه اي به دست دشمنان مي دهد تا تبليغ كنند كه مدرس انديشه و حرف جدي براي مطرح كردن ندارد». به بيان ديگر امام (ره) به مدرس توصيه مي كند كه به افشاگري رفتار زشت رضاخان و حكومت ستمگرانه او بپردازد. 
 2 – نويسنده چه تفاوتي در نگاه امام و برادرس مي بيند؟
 نگاه امام همانند تيري كه آماده ي پرتاب از كمان است، مؤثر دشمن آشكار است و نگاه برادر ايشان ملايم و آرام. 
 3 – نويسنده در اين متن، كدام ويژگي هاي شخصيت امام خميني (ره) را معرفي مي كند؟
 مصمم و با اراده بودن، پايداري در برابر ظلم ،اخلاص ، هوشياري و تدبير، اشتياق به بيداري مردم، فروتني و تواضع، بي پروايي در ابراز عقيده، همراه با استدلال و منطق و رعايت ادب و تواضع و موقعيت شناسي، شايستگي و لياقت براي رهبري ، شور و هيجان، و شهامت و بي باكي . 
 4 – زاويه ي ديد داستان را معرفي كنيد:
 راوي داستان سوم شخص (داناي كل ) است. 
 5- آيا رمان ديگري مي شناسيد كه درباره يكي از شخصيت هاي تاريخي باشد؟
 آشيانه ي عقاب، اثر زين العابدين مؤتمن، ماه نخشب ، اثر سعيد نفيسي ، ماني نقاش، اثر صنعتي زاده 
 6 – در هر يك از عبارات زير آرايه هاي ادبي را بيابيد .
برف بلند را مي كوبيد و پيش مي رفت ، يا برف كوبيده را بيش مي كوبيد.
 پيش و بيش : جناس
برف : براي سختي ها و موانع 
  اين جا همه اش در پرده بمانيد، آن جا در محضر خدا، پرده ها را برداريد
 در پرده ماندن و پرده ها را برداشتن : كنايه و تضاد 
   آدمي زاد مي توانست به نگاه آن يكي تكيه كند – همان طور كه به يك بالش پر تكيه مي كند. و مي توانست نگاه اين يكي را در چله اي كمان بنشاند و به سوي دشمن پرتاب كند.
 نگاهي چون بالش پر و نگاهي چون تير : تشبيه 
   اين غول بي شاخ و دم معلوم نيست از كدام جهنمي ظهور كرده
 شاخ و دم : استعاره
دشمنان نه فقط شما را بلكه ما را كه شما پرچمدارمان هستيد خواهند كوبيد.
پرچمدار بودن : كنايه
به اعتقاد اين بنده ي ناچيز .... رضا خان .... بارديگر ما را از چاله به چاه خواهد انداخت.
چاله به چاه : كنايه از به سختي و مشكلات بيشتر گرفتار كردن
شب به شدت سرد بود، دل روح الله به حدت گرم . «كه آتشي كه نميرد ، هميشه در دل او بود»
سردو گرم : جناس
شدت و حدت : جناس
آتش دل : استعاره براي شوق عدالت خواهي
آتشي كه نميرد : اشاره به بيت معروفي از حافظ :
از آن به دير مغانم عزيز مي دادند / كه آتش كه نميرد، هميشه در دل ماست 
 ==============================================================
 خودآزمايي درس عرفان اسلامي :
1 – موضوعي كه نويسنده مطلب طرح مي كند، با دو بيت آغاز درس چه ارتباطي دارد؟
 نويسنده ، از تاريخ طولاني تفكر بشر و اينكه آدمي به دليل محدود بودن عمر و دانستني هايش احاطه اي بر سراسر تاريخ بشري ندارد، سخن مي گويد و براي اينكه اين موضوع را براي خواننده محسوس و قابل تصور كند از دو بيت زيبا استفاده مي كند كه در آنها به زبان تمثيل، ضعف و ناتواني بشر، به صورت نماد پشه و كرم ، ديرينگي تاريخ تفكر آدمي، به شكل دو استعاره (باغ و درخت كهنسال) نمايانده شده است. 
 2 – اصحاب صُفّه و تابعين چه كساني بوده اند؟
 اصحاب صُفّه : جماعتي كه بواسطه ي زهد و قناعت و مواظبت بر طاعت و عبادت و آشنايي به اسرار دين، در مقابل دنيا پرستان جاهل، طبقه ي ممتازي را تشكيل دادند، آنها در آغاز اسلام به نام اصحاب صُفّه و بعداً به نام صحابي و تابعي ... شناخته مي شدند. «تابعين» كساني بودند كه حيات پيامبر را درك نكردند و اسلام را از صحابه پذيرفتند. 
 3 – عرفا براي بيان مقصود از اصطلاحاتي خاص استفاده مي كنند. سه اصطلاح را در غزل معروف امام خميني (ره) با طمع «من به خال لبت اي دوست گرفتار شدم» بيابيد و بررسي كنيد.
 «خال» از واژه هايي است كه در عرفان مفهوم اصطلاحي يافته است. «نقطه ي وحدت حقيقي» ، دو چشم نيز كنايه از جمال و زيبايي بي نظير پروردگار است. منظور از «ميخانه» هم قلب و باطن عارف است. 
 درس  : در محراب عشق
 تغيير كشف الاسرار و عدّة الابرار نوشته ي ابوالضل رشيدالدين ميبدي است و تأليف آن در سال 520 هجري قمري آغاز شده است. نويسنده ي اين تفسير بزرگ ده جلدي آنرا به نثري شيوا نگاشته و در آن به بررسي كلمات و شأن نزول آيات ( التوبة الاولي) ترجمه ي دقيق و تفسير روشن آيات التوبه الثانية و تأويل و توجيه عرفاني و ذوقي بعضي آيات پرداخته است. بخشي از تأويل هاي عرفاني اين كتاب منتخب از التوبة الثانيه را مي خوانيم. 
 1 – با توجه به عبارات زير به اين پرسش ها پاسخ دهيد:
و در آثار بيارند كه «علي عليه السلام» در بعضي از آن حرب هاي وي تيري به وي رسيد، چنانكه ، پيكان اندر استخوان وي بماند. جهد بسيار كردند، جدا نشد، گفتند :
تا گوشت و پوست برندارند و استخوان نشكنند، اين پيكان جدا نشود». بزرگان و فرزندان وي گفتند :
اگر چنين است صبر بايد كرد تا در نماز شود – كه وي ما را اندرود نماز چنان همي ببينم كه گويي وي را از اين جهان خبر نيست ».
الف – معني واژه «ورد» چيست؟ جمع مكسر آن را بنويسيد:
 ورد : ذكر ، جمع ورد :‌اوراد 
  ب - «تكرار واژه» يكي از نشانه هاي كهنگي متن است. نمونه اي از آن را بيابيد.
 
نمونه ي روشن تكرار، واژه ي «وي» است كه شش بار آمده . 
   پ – پنج نشانه از نشانه هاي دستور تاريخي متن را مشخص كنيد :
 واژه «بعضي» در معني ديگري غير از معني امروزي آن بكار رفته است. نمونه ديگر : واژه «پيكان» است / تكرار واژه / كوتاهي و روشني جمله ها/ كاربرد «اندر» به جاي «در» / كاربرد : «همي» به جاي «مي» در مضارع اخباري در «همي ببينم»/ كاربرد مضارع اخباري با ساخت «بِ + بن مضارع + شناسه )، (بيارند : مي آورند = مي آورند) 
 2 – نوع «را» در جمله هاي زير، كدام است : نشانه هاي مفعولي، نشانه ي متممي يا «راي» ي مالكيت.
 الف) گويي وي را ازاين جهان خبر نيست.
ب) تو را خبر نبود
پ ) مرا از لذت مناجات الله در تن خبر نبود
نوع «را» در هر سه جمله ، راي مالكيت است. هر گاه «را» همراه با فعل «است» يا «بود» معادل فعل «داشتن» باشد، رأي مالكيت ناميده مي شود. وي را خبري نيست : خبر ندارد. 
 3 – در محل هاي نقطه چين، عبارت زير واژه ي در حقيقت، شريعت و طريقت را درست بكار ببريد.
«بدان كه .... گفت انبياست و ... كرد انبياست و ... ديد انبياست ».
 شريعت، طريقت حقيقت 
   4 – معني و در صورت جمع بودن ،مفرد واژه هاي مشخص شده را بنويسيد:
1 – آن طايفه كه هر سه دارند، كاملان اند و ايشان اند كه پيشواي «خلايق» اند.
2 – آن طايفه كه هيچ ندارند از اين سه ، ناقصان اند و ايشان اند كه «بهايم» اند.
3 – آدميان زبده ي «كائنات » اند.
4 – انسان كامل هيچ طاعتي بهتر از آن نديد كه عالم را «راست كند».
5 – انسان كامل، مردم را «محب و مشفق» يكديگر گرداند.
 
1. خلايق : مخلوقات ، جمع خليفه
2. بهايم : چهارپايان ، حيوانات ، جمع بهيمه
3. زبده : خلاصه و برگزيده / كائنات : هستي
4 . راست كند : اصلاح و آباد كند
5. محب و مشفق : دوستدار و دلسوز 
 در بيان شريعت و طريقت و حقيقت انسان كامل :
 «انسان كامل» يكي از متون مهم عرفاني قرن هفتم اثر عزيزالدين بن محمد نسفي از مشاهير عرفاي اين قرن و از مريدان و پيروان سعد الدين حمّويي، عارف بزرگ است. نسفي اين كتاب را «22 جزء تأليف كرد و كار نوشتن آن را به سال 68 ه‍.ق در شيراز) به پايان رساند. آنچه در اين درس آمده ، آنچه در اين درس آمده، گوشه اي از فضايل و صفات انسان كاملي است كه با تلخيص از كتاب ياد شده نقل مي گردد. 
   خودآزمايي درس ۱۸ :
1 – باتوجه به متن «درس» در محراب عشق حديث «الصلوة معراج المؤمن» را توضيح دهيد.
 
نماز تأثيرگذار حضرت علي (عليه السلام) را نشان مي دهد كه نماز واقعي مؤمن، سرشار از لذت حضور در كتاب محبوب است و استوارترين نردبان براي عروج روح آدمي است. 
 2 – مقصود نويسنده از مقايسه دو داستان چيست؟
 نويسنده اول از نماز حيرت انگيز حضرت علي (علِيه السلام) ياد مي كند، كه در آن پوست و گوشت و استخوان شكافته مي شود و نماز گذار از لذت تقرب به پروردگار و شدت حضور قلب متوجه نمي شود.
سپس براي اينكه ثابت كند امكان چنين حضور قلبي در نماز ممكن است و اين ماجرا حقيقت دارد، دليل مستندي ارائه مي كند و آن اين است كه خواننده را به سراغ كلام الهي برده و بخشي از داستان زندگي حضرت يوسف را كه مربوط به بريده شدن دست هاي زنان مصر است، يادآوري مي كند. 
 3 – با توجه به درس «انسان كامل» ويژگيهاي انسان كامل را بنويسيد (چهار مورد)
 
با توجه به عبارت «انسان كامل آن است كه او را چهار چيز به كمال باشد».
گفتارش با مردم پسنديده باشد. كارها و اعمالش درست، سودمند و خالصانه باشد.
در حق بندگان خدا خيرخواه و نيك انديش باشد. آگاه و انديشمند باشد. 
 
======================================================================
 خودآزمايي درس  ۱۹:
1 – نظام عالم وجود را نظام احسن مي گويند : يعني، هيچ كاستي و نقصي در آن نيست . كدام بيت مؤيد اين مفهوم است؟
 اگر يك ذره را برگيري از جاي / خلل يابد همه عالم سراپاي 
 2 – مصراع «گهي ابليس گردگاه آدم» در ستايش و توصيف دل است يا خدمت آن ؟
 با توجه به محور عمودي ابيات، در ستايش و توصيف دل است. 
 3 – شاعر در كدام بيت به اتحاد عشق و عاشق و معشوق اشاره كرده است؟
 بيت اول 
 4 – كدام بيت شعر درس به مسئله وحدت وجود اشاره دارد؟
 بيت اول – بيت آخر 
 5 – چرا شاعر گلشن راز جهان را سر به سر آئينه مي داند؟
 زيرا همه پديده ها هم چون آينه خداوندي و قدرت و حكمت او را روشن و زلال نشان مي دهند. 
 6 – كدام ابيات از شعر «جمال جان فزا .... » معاني نزديك به هم دارند؟
 بيت اول و دوم با هم ارتباط معنايي نزديكي دارند.
بيت چهارم (اگر يك قطره را ...) با بيت پنجم ( به هر جزئي زخاك او ...)
بيت ششم ( به اعضاء پشه اي ...) با بيت هفتم (درون حبه اي ...) و بيت هشتم (بر پر پشه اي ..) 
 7 – اين شعر را جزء ‌كداميك از انواع ادبي مي توان به شمار آورد؟
 كتاب گلشن راز پاسخ به سؤالات هفده گانه اي است كه از شبستري پرسيده شد، از اين جهت اين اثر از نوع «ادبيات تعليمي» است. 
 8 – در حديث قدسي آمده است كه خدا فرمود : من در زمين و آسمانها نمي گنجم اما در دل مؤمن مي گنجم . شاعر از اين حديث در كدام بيت استفاده كرده است؟
 بدين خردي كه آمد حبه ي دل / خداوند دو عالم راست منزل
«قلب المؤمن عرش الرحمن»
«قلب المؤمن بيت الرحمن» 
 ======================================================
خودآزمايي درس:۲۰
1 – در بيت زير، مقصود از «دريا» و «شبنم » چيست؟
چون به دريا مي تواني راه يافت / سوي يك شبنم چرا بايد شتافت
در يك برداشت، منظور از دريا محبوب حقيقي يعني پروردگار مهربان است و شبنم هر چه غير خداست كه حقير است و ارزش دل بستن ندارد. با توجه به داستان، منظور از شبنم «بهشت» است.
2- عذرآوري مرغان بيانگر چه مطلبي است ؟
نشان دهنده ي عواملي است كه سبب مي شوند انسانها شايستگي بهترشدن را از دست بدهند. به بيان ديگر عذرهاي مرغان هر يك موانعي هستند كه انسان را از سير به سوي كمال باز مي دارند و او را به سكون يا گمراهي مي كشانند.
3 – تمثيل هاي اين داستان را بيابيد و چهار مورد را رمزگشايي كنيد:
سيمرغ : رمز خداوند است. هد هد رمز انسان كامل است
كوه قاف : رمز نزديكي به خداوند است . هم چنين رمزي از سرزمين قلب مؤمن است.
بلبل، نماد انسان هاي عاشق پيشه و هوسران است. كاووس، بط، بازشكاري و جغد هر كدام مفهوم رمزي دارند و قشري از مردم را با ويژگيهاي خاص نشان مي دهند. 
 ===========================================================
خودآزمايي درس۲۱ :
1 – سه پيام ارزشي را كه در درس مطرح شده است . با ذكر نمونه بيان كنيد.
 الف) راه نجات انساني، آزادي روح و روان است از قفس آرزوها و هوس ها :
جان من كم تر ز طوطي كي بود / جان چنين بايد كه نيكو پي بود
ب) گرفتاريها و رنج هاي انسان محصول خودنمايي است:
هر كه داد او حسن خود را در مزاد / صد قضاي در سوي او رو نهاد ...
2 – كدام بخش از درس ، مفهوم حديث :«موتوا قبل أن تموتوا» را نشان مي دهد؟
اي حيات عاشق در مردگي .... / مرده شو چون من كه تا يابي خلاص 
 3 – مقصود مولانا از بيت زير چيست؟
قافيه انديشم و دلدار من گويدم منديش جز ديدار من
 سخنان عارفانه در قالب كلام – هر چند زيبا باشد – نمي گنجد ارتباط قلبي و صميمانه ، نجات بخش است. 
 4 – دو نماد درس را رمز گشايي كنيد.
 طوطي، نماد روح پاك انسان است. هندوستان، نماد جايگاه اصلي روح است كه از جانب پروردگار در انسان دميده شده .
قفس : نماد تن و خواسته هاي مادي است. طوطي هند، نماد رهبر و مرادي است كه سبب نجات و رستگاري مي شود. بازرگان نيز نماد رهبر و مرادي است كه سبب نجات و رستگاري مي شود. بازرگان نيز نماد سالك است. 
 5 – مفهوم عبارت هاي كنايي زير را بنويسيد:
كُله بر زمين زدن، سرد گشتن ، گياه بام شدن
 1 . شدت عصبانيت است
2. نشانه ي مردن است
3. پرهيز از خودنمايي و خود را مورد توجه ديگران قرار ندادن 
 ================================================================
 خودآزمايي ۲۲:
1 – پيام اخلاقي هر يك از حكايت ها و اشعار درس را بنويسيد:
 در حكايت «زاهد و پادشاه» ، «رياكاري» مورد سرزنش قرار گرفته است.
در حكايت «بادنجان و بوراني» زشتي سخن و رفتار افراد چاپلوس و متملق نكوهش شده .
حكايت «ظلمت خاص» از بي لياقتي و حماقت حاكم سخن مي گويد.
در حكايت «دوستان شيطان» از دروغ گويي و مردم دروغ گو، انتقاد شده است.
مضمون حكايت «شعار عاقلان»‌انتقاد از ناآگاهي و جهالت اكثريت مردم روزگار است.
در حكايت «عسل قاتل» از صفت ناپسند «خسيسي» انتقادشده است.
حكايت «شرمساري» انتقاد از نداشتن شايستگي و مهارت اطباست.
مضمون حكايت در انتظار جنازه نكوهش بخل و خساست است.
پيام اخلاقي شعر آن است كه : روزگار به هيچ كس وفادار نخواهد بود، مرگ حق است و ظلم بدترين شيوه اي است كه انسان در زندگي برمي گزيند، نبايد از مرگ غافل بود از گذشتگان بايد عبرت گرفت، از آزار و ظلم به ديگران بايد پرهيز كرد و زندگاني را به نيكنامي به پايان رسانيد. 
 2 – كدام بيت درس، با بيت زير از قصيده ي ايوان مدائن خاقاني تناسب دارد؟
ما بارگه داديم، اين رفت ستم بر ما/ برقصر ستمكاران تا خود چه رسد خندان
 چون داد عادلان به جان در، بقا نكرد / بيداد ظالمان شما نيز بگذرد 
 3 – مفهوم آيه ي «كلّ نفسِ ذائقة الموت ...» از سوره ي آل عمران در كدام بيت آمده است؟
 آب اجل كه هست گلوگير خاص و عام 
 بيداد ظالمان :
 يكي از قصايد اجتماعي و انتقادي مؤثر در تاريخ شعر و شاعري ايران، قصيده ي زير از سيف فرغاني شاعر و منتقد اجتماعي قرن هفتم است. سيف در اين شعر، ضمن اينكه طبقه ي مرفه و حاكم عصر خويش را نقد مي كند. ناپايداري ايام خوش آنان را با تعبيرات گوناگون هشدار مي دهد.
خودآزمايي : سؤالات اين درس نيز با سؤالات درس زاهد و پادشاه، (درس بيست و ششم) آمده است. 
 =================================================================
 خودآزمايي : درس۲۳ :
1 – عنوان جذاب، شروع خوب و پايان مناسب از ويژگيهاي طنز اجتماعي است . درس را از اين ديدگاه بررسي كنيد.
 عنوان چون صراحت و روشني ندارد، توجه خواننده را جلب مي كند. منظور از تولد ديگر چيست؟ تولدي ديگر يك مفهوم كتابي هم دارد. از تحول بزرگ و مثبتي كه در زندگي كسي اتفاق مي افتد، به تولدي ديگر تعبيه مي كنند. از اين رو دو پهلو بودن و جنبه ايهامي عنوان، اولين امتياز اين نوشته است.
شروع داستان نيز با عبارتي كوتاه كنجكاوي خواننده را برمي انگيزد او را به دنبال كردن ماجرا علاقمند مي كند. اين ايهام شيرين تا انتهاي ماجرا همچنان در ذهن خواننده باقي است و سرانجام در پايان، گره گشايي مي شود و خواننده به رابطه ي ازدواج مريم به مديريت رسيدن پدر و مادرش پي مي برد. 
 2 – دو تركيب از بر ساخته هاي نويسنده را كه بر تأثير گذاري و زيبايي نوشته ي طنزآميز او افزوده است بنويسيد:
 كار جاسازي به شكل مطلوبي انجام شد ... و صندوق عقب خودرو، بدون هيچگونه «آش مالي» و «خورش زدگي» از عهده ي اين مهم برآمد.
ديد و بازديدهاي تازه عروس و «ماه داماد» تمام شده بود كه ... 
 3 – نمونه اي از تغيير زاويه ي ديد را در درس بيابيد و بنويسيد.
 نويسنده راوي داستان است اما در بخش كوتاهي جاي خود را به دوم شخص مي دهد و خود را كه گوينده است مخاطب قرار مي دهد.
ديد و بازديدهاي تازه عروس و داماد تمام نشده بود كه خام يك روز مژده داد : چه نشسته اي كه به زودي پدربزرگ خواهي شد. شنيدن لقب پدربزرگ احساس دوگانه اي به آدم مي داد، از يك طرف خوش حال بود كه بالاخره بچه هايت سرو سامان گرفته اند. از طرف ديگر كليه مي خوردي كه اي دل غافل، عمر عزيز چه زود مي گذرد چه دردسرتان بدهم . 
 4 – در طنزگاهي از كلمات و اصطلاحات غيررايج در فارسي امروز استفاده مي شود. مانند «متعلقان» به جاي زن و فرزند، دو مورد ديگر را در درس بيابيد و بنويسيد:
 قرار شد اين دو قلم جنس را در منزل خودمان بپزيم و ... به كاشانه ي «حبيه» منتقل كنيم.
يقيناً براي گذراندن دوران نقاهت هم جايگاهي خوشتر و شيرين تر از منزل ما پيدا نمي شد.
برنامه نگهداري تو اي عزيزتر از جان نيز در ساعاتي كه «والده ي مكرمه شان» در اداره به سر مي بردند به ما واگذار شد. 
 ========================================================
خودآزمايي درس ۲۴
1 - «قوم» در حكايت كليله و دمنه به چه معني بكار رفته است؟
 زوجه و همسر  
2 – جمله ي زير را به فارسي امروز بازنويسي كنيد :
 به بركت اين افسون ، نه كسي مرا بتوانستي ديد و نه در من بدگماني صورت بستي.
به بركت اين ورد و جادو كسي قادر به ديدن من نبود، و كسي هم به من بدگمان نمي شد.
3 – در متون قديم گاهي ضمير متصل فاعلي به قرينه حذف مي شده است، مثال :
او را ديدم و به او گفت (به جاي گفتم) ، نمونه اي ازاين مورد از حكايت كليله و دمنه در درس بيابيد و بنويسيد.
خداوند خانه چوب دستي برداشت و شانه هايش بكوفت و گفت : همه عمر برو بازو زدم و حال بدست آورد. به جاي به دست آوردم.
4 – در كدام قسمت داستان كليله و دمنه به باورهاي عاميانه اشاره شده است.
عبارت پاياني درس: اكنون «مشتي خاك پس من انداز» تا گراني ببرم.
5 – شاعر رثاي « سالگرد» ، چرا به رادمردان كربلا رشك مي برد؟
زيرا آنها را بزرگ مرداني مي بيند كه در راه عشق بي پايان به خدا، زندگي و هستي خود را نثار كرده اند. 
 =======================================================================
  خودآزمايي و سؤالات مفهومي درس برف :
1 – باتوجه به ابيات زير به پرسشها پاسخ دهيد.
ناگه فتاد لرزه بر اطراف روزگار / از چه ؟ ز بيم تاختن ناگهان برف
گشتند نااميد همه جانور زجان / با جانِ كوهسار چو پيوست جان برف
الف – دو نمونه تشخيص( جان بخشي) را نشان دهيد :
 تاختنِ برف، جان كوهسار، جان برف 
   ب - «تكرار» آرايه ي كدام بيت است؟
 بيت دوم، زيرا واژه ي «جان» چهاربار در آن يافت مي شود. 
 2 – آتش به دست و پاي فرومرد و بر حق است / مرغ شرر چگونه برد ز آشيان برف
الف – مفهوم «به دست و پاي فرومردن» چيست؟
 كنايه از بي حس و حركت شدن است. 
   ب - «نگاه شاعر «آتش» و «برف» به چه چيزهايي مانند شده اند؟
 آتش به پرنده تشبيه شده و شعله هاي آن به بال پرنده برف نيز به آشيانه پرنده مانند شده است. 
 3 – از تيغ و مهر ناوك انجم خلاص يافت / اين ابلق زمانه زبرگستوان برف
دربند كرد روي زمين را چو زال زر / بهمن به دست لشكر گيتي ستان برف
سيلاب ظلم او در هر ديوار مي كند / خود رسم عدل نيست مگر در جهان برف؟
الف – معني واژه هاي «ناوك»، «ابلق» و «برگستوان» چيست؟
 ناوك: نوعي تير كوچك است.
ابلق : دو رننگ ، سياه و سفيد در اينجا منظور روزگار است.
برگستوان : پوشش جنگي 
   ب – منظور از «تيغ مهر» و «ناوك انجم» چيست‌؟
 تابش نور خورشيد و ستارگان 
 
 پ – واژه هاي مراعات نظير و تشبيهات بيت اول را مشخص كنيد:
 تيغ، ناوك، ابلق و برگستوان همه يادآور ميدان نبرد هستند.
مهر و انجم نيز مراعات نظيرند، تابش خورشيد و نور ستارگان به شمشير مانند شده، شب و روز به اسب سياه و سفيد و برف هم به پوشش جنگي شبيه شده است. 
   ت – منظور از «او» در بيت سوم چيست يا كيست؟
 منظور از «او» برف است، ضمناً بيت سوم آرايه ي تشخيص دارد 
 4 – دل تنگ و بينوا چو بطان بر كنار آب /خلقي نشسته ايم كران تا كران برف
گر قوتم بُدي ز پي قرص آفتاب / بر بام چرخ رفتمي از نردبان برف
الف – آرايه هاي «تضاد» ، «تشبيه» ، «استعاره» و «مراعات نظير» را مشخص كنيد.
 در بيت اول ، مردم اندوهگين و تهي دست، به مرغابيهاي گرسنه ي اجتماع كرده و در كنار آب بدون ماهي مانند شده اند. در بيت دوم هم برف به نردبان تشبيه شده است.
در بيت سوم «چرخ» استعاره است براي آسمان
«آفتاب و چرخ» و «نردبان و بام » با يكديگر مراعات نظيرند. 
   ب – نشانه ي دستور تاريخي بيت سوم چيست؟
 نشانه ي ماضي استمراري در فعل هاي «بُدي» و «رفتمي» «ي» در پايان فعل است. 

 
 خودآزمايي درس  ۲۶:
1 – كلمه «شايد» از درس بهار (بيت دوم ) را با كلمه ي «شايد» در فارسي رايج امروز مقايسه و تفاوت معنايي آنها را بيان كنيد.
«شايد» در شعر «بهار» سوم شخص مفرد از مصدر «شايستن» است. اين واژه امروزه به اين معني متروك شده و تنها به معني «ممكن است» و در نقش قيد كاربرد دارد.
2 – شاعر در بيت هفتم درس بهار، درمان دردمندي روزگار را در چه دانسته است؟
در بوي خوش گل ياسمن
3 – در بيت نهم شعر بهار گنج استعاره از چيست؟
انبوه دانه هاي برف كه همچون مرواريدند.
4 – آرايه هاي بيت نهم درس برف را پيدا كنيد و درباره آنها توضيح دهيد.
با اشاره هاي «لشكركشي بهمن» و «دربند شدن زال» آرايه ي تلميح پديد آمده است.
برف به لشكر تشبيه شده كه زمين را تسخير مي كند.
زمين پوشيده از برف نيز به زال زره كه سرانجام دربند شد – مانند شده است.
در تعبير لشكر «گيتي سنان» برف ، اغراق كاملاً مشهود است.
واژه «بهمن ايهام تناسب دارد، زيرا دو معني را به همراه دارد : يازدهمين ماه شمسي و نام پسر اسفنديار كه به خون خواهي پدرش كه به دست رستم كشته شده بود، خاندان زال زر را برانداخت و زال را به زندان آهنين دربند كرد. ضمناً در معني اولي، با برف تناسب دارد و در معني دوم، با دربند كردن زال
5 – شاعر اشباع شدن مردم را از برف چگونه به تصوير كشيده است؟
شاعر برف سنگين را مهماني تصور كرده كه زياد ماندنش مايه ي كسالت و دل زدگي شده است.
6 – دو نمونه طنز تلخ در شعر برف پيدا كنيد:
بيت يازدهم : برف تنها غذاي مردم بيچاره شده است.
بيت نوزدهم : اهل خانه ام به جاي نوشيدني صبحانه، برف آب شده جاري در ناودان را مي نوشند و بيت آخر.
7 - «پيغام هاي سرد» كنايه از چيست؟
آه هاي پياپي
 ===================================================================
خودآزمايي درس ۲۷
1 – مولوي سنگ و خاك را نماد چگونه آدم هايي دانسته است؟
سنگ نماد كساني است كه روح و روان آنها اثر پذيري و دگرگوني و رشد را از دست داده اند. «خاك» نماد فروتني و تواضع است كه زمينه ساز رشد و كمال و سرسبزي روح آدمي است.
2 – مراد شاعر از كلمات «بينديشيم» و «بياموزيم» چيست؟
اين است كه به پديده ها از جمله بهار از سر تأمل و عبرت بنگريم تا دريابيم آنها چه پيامي براي ما دارند و چه درسي را به ما مي آموزند.

==================================================