فتوای حرمت قمه زنی

فتوای حرمت قمه زنی حضرت آیه الله العظمی بهجت حفظه الله /تکذیب فتوای حلیت

آيت الله العظمي بهجت پس از پایان درس خارج فقه خود در تاریخ 26 آذزر 1386گفته‌هاي نسبت داده شده به خود را در سي‌دي پر از تحریف و دروغ “حقيقت مظلوم" تكذيب نمودند. میتوانید این خبر را در خبرگزاری حوزه های علمیه ببینید:

http://www.rasanews.com/Negaresh_site/FullStory/?Id=26069


داستان کامل ماوقع:
دو سال پيش عده‌اي جريان حامي بدعت قمه‌زني در اصفهان براي ترويج اين عمل خرافي اقدام به ساخت سي‌دي نمودند كه در آن با بهره از تمام حيله‌ها و ابزارهاي فريب به ترسيم چهره‌اي شرعي! و مظلومانه! براي قمه‌زني پرداختند. در اين سي‌دي كه به صورت بسيار انبوه و با بودجه‌هاي مشكوك در تمام كشور منتشر گرديد از تحريف روايات گرفته تا تحريف كلام علماء استفاده شد. كه با گذشت بسياري از دروغ ها آشكار گرديده و بر زشتي كار سازندگان اين سي دي افزود. متأسفانه در يكي از همين تحريفات، نسبتي كذبي توسط يكي از سخنرانان به آيت الله العظمي بهجت داده شد كه چندي پيش ايشان صريحاً آن را تكذيب نمودند. سخنران فوق مدعي شد كه حدود سي سال قبل در روضه‌اي كه در منزل آيت الله بهجت تشكيل شده بود از ايشان شنيده است كه فرموده‌اند: در زمان آيت الله العظمي سيد ابوالحسن اصفهاني آن زعيم بزرگ به جهت سخنان يكي از روشنفكران پيرامون حرمت قمه‌زني فتوا به وجوب قمه‌زني! داده و فرمودند هركس توانايي دارد بايد امسال قمه‌بزند. در آن سال حدود 700مجتهد!!! به اطاعت از حكم سيد قمه زدند اما من(آيت الله بهجت) چون ديدم هم مي‌ترسيدم و بنيه و هنر اين كار را ندارم براي اينكه مخالفت با مرجعم سيد ابوالحسن نكنم لباسي پوشيده و به ميان قمه‌زنان رفتم و آن لباس من خوني شد و آن را نشُستم و وصيت كرده‌ام آن را با من دفن كنند!!! چون به امر مرجعم چنين كردم.
گفتني است آيت الله العظمي بهجت ضمن دستخطي كه اصل آن هم‌اكنون موجود است و آن را در کنار همین نوشته می بینید، ضمن تكذيب اين ادعا فرمودند: آنچه من فرموده‌ام آن است كه مرجع بزرگوار آيت الله العظمي سيد ابوالحسن مديسه‌اي اصفهاني با قمه‌زني مخالف بوده‌اند و تا پايان حيات خود نيز بر اين رأي و نظر باقي بودند. و چنين لباسي نيز هم‌اكنون نزد من وجود ندارد.
 
 
جالب اينجاست كه اين تهمت بزرگ در حالي به آيت الله اصفهاني زده شد كه همان گونه كه آيت الله بهجت نيز فرمودند ايشان يكي از مخالفان سرسخت قمه‌زني بوده‌اند. در اينجا با بهره از كتاب « قمه‌زني سنت يا بدعت؟» گزارشي از جزئيات فتواي ايشان را ارائه خواهيم نمود: (قضيه از آنجا آغاز شد كه)مرحوم آيت الله العظمي سيد محسن امين در كتاب خويش به نام «التنزيه لاعمال الشيبه» با استدلال و برهان ثابت مي‌كند قمه‌زني و برخي ديگر از خرافات رايج در عزاداري امام حسين عليه السلام نه تنها ثوابي ندارد بلكه از نظر شرع مقدس حرام و از كار‌هاي شيطان است. در پي انتشار اين اثر، كه با هدف پاكسازي گردهمايي‌هاي‌ مذهبي از بدعت‌ها و گمراهي‌ها انجام شد، مردم ناآگاه چنان در برابرش موضع گرفتند، كه برخي از دوستانش خطر «انقلاب عوام» را به وي گوشزد كردند. تبليغات فراگير درباره دانشمند مصلح دمشق چنان مؤثر افتاد كه حتي گروهي از گويندگان مذهبي در مسجدها به بيان گمراهي‌هايش پرداختند و برخي از مردم با گرو نهادن خانة خود و به دست آوردن اندكي پول، در جهاد نامقدس ضد سيد محسن شركت جستند. ولي از آنجا كه حق با سيد بود، بالاخره پيروز و سربلند شد. تا آنجا كه پس از اندك زماني، آيت الله العظمي سيد ابوالحسن اصفهاني(كه در آن زمان مقام رياست تامه و مرجعيت عامه را داشتند) به طرفداري از امين عاملي وكتاب بيداري بخش او فتوا صادر كرد و با صراحت گفت: «انّ استعمال السّيوف و السلاسل و الطبول و الابواق و ما يجري اليوم أمثاله في مواكب العزاء بيوم عاشورا انّما هو مُحرم و هو غير شرعي.» یعنی: «به كاربردن شمشيرها (=قمه‌زني) و زنجيرها و طبل‌ها و بوق‌ها و كارهايى مانند اين امور كه امروزه در دسته‌هاى عزادارى و در روز عاشورا معمول است همه حرام و غير شرعى است.»
رك: استاد حسن شبر، تاريخ العراق السياسي المعاصر، ج2، ص340؛ دايرة المعارف تشيع، ج2، ص531؛ و جعفرالخليلي، هكذاعرفتهم، ج3، ص207؛ سيد محسن امين، اعيان الشيعه، ج10، ص378؛ همچنين سخنان سيد ابوالحسن اصفهاني بر ضد قمه‌زني در يك رساله فارسي به نام انيس المقلدين در نجف در سال 1345ق/1926م چاپ شده است. (آقا بزرگ تهراني، الذريعه، ج2، ص466 و هكذا عرفتهم، ج3، ص229) براي اطلاع از جزئيات ديگر تحريفات اين سي دي مي‌توانيد به كتاب « قمه‌زني سنت يا بدعت» نوشته اقای مهدی مسائلی ، نشر گلبن اصفهان مراجعه كنيد. منبع مطلب: http://ghamezani.parsiblog.com/378691.htm

البته فتوای قبلی ایشان هم گویا بود که ایشان در شرایط حاضر این عمل را مجاز نمی دانند.متاسفانه برخی وبلاگ ها و سایت ها و کتاب هایی که از طرف متعصبان تحریف گر انتشار یافته اند همین فتوا را به نحو بسیار ناقصی نقل کرده اند که با فتوای اخیر ایشان تمام ابهامات و دروغ هایی که به ایشان نسبت داده بودند رفع شد. به زبان فنی و فقهی این فتوا با دقت نگاه کنید: آية الله العظمي محمد تقي بهجت : مساله 1830:«حكم قمه زنی به عنوان اوّلى عدم ضرر رساندن به خود يا ديگرى است، به حدّى كه حرام باشد؛ پس اگر مضرّ نباشد و مفسده‏اى هم بر آن مترتب نباشد فى نفسه اشكال ندارد.» منبع: سایت آية الله بهجت - احكام عزادارى www.mtb.ir/fa

نظرات برخی دیگر ازعلمای بزرگوارجامعه مدرسین حوزه علمیه قم

بقیه فتاوای علمای اعلام جامعه محترم مدرسین حوزه علمیه قم را می توانید از این دو منبع به دست آورید:
خبرگزاری حوزه های علمیه رسانیوز : http://www.rasanews.com/Negaresh_site/FullStory/?Id=26053
و همچنین سایت جامعه مدرسین: http://www.jameehmodarresin.org/index.php?option=com_content&task=view&id=325&Itemid=39

و همچنین سایت کتاب ارزشمند دست پنهان در نقد و تحلیل قمه زنی: www.dastepenhan.com
حضرت ایه الله محمد محمدی گیلانی حفظه الله:
حضرت ایه الله حسن تهرانی حفظه الله:
حضرت ایه الله سید محسن خرازی حفظه الله:
حضرت ایه الله حرم پناهی حفظه الله:
 

نظر آیه الله مشکینی رحمه الله علیه درباره حرمت قمه زنی

حضرت آيت الله علي مشكيني:
بعد التسليم و التحيه امور مذکور فوق بنفسه در شرع اسلام مورد اشکال و بلکه بعضي از آنها ذاتا محرم است مسلمين بايد از وارد کردن آنها در مراسم تعزي حضرت حسين عليه الصلاه و السلام که يکي از عبادات است جدا خودداري نمايند علاوه آنکه عزاداري آن حضرت عمل سياسي است پس بايد ازمخلوط شدن کارهايي که جنبه سياسي آن را مخدوش و يا عنوان خرافيت و وهن اسلام مي بخشد اجتناب نمود گذشته از اينها اعمال فوق مورد نهي مقام معظم ولايت امر مسلمين قرار گرفته و حکم معظم له واجب الاتباع است ... منبع: متن دستخط و متن عربي اين فتوا در کتاب قمه زني سنت يا بدعت، نوشته مهدي مسائلي، چاپ گلبن اصفهان، ص۱۷۹موجود است.

نظرات برخی دیگر ازعلمای بزرگوارجامعه مدرسین و غیر آن:

فتواي آيت الله موسوي اردبيلي: چنانچه ضرر معتد به داشته باشد يا موجب وهن مذهب يا مؤمنين شود جايز نيست.
منبع:ww.ardebili.com
فتواي آيت الله صافي گلپايگاني: در موردي كه موجب وهن مذهب شود از آن خودداري گردد.
منبع: مسائل جديد از ديدگاه علما و مراجع تقليد، سيد محسن محمودي، جلد 3، ص34 قمه زني به علاوه ایشان در جای دیگری می فرمایند:اگر ضرر معتد به و تبعات منفي ديگر نداشته باشد جايز است.
منبع:http://www.saafi.net/farsi/new/02.HTM
حضرت آيت الله العظمي سيستاني: بايد از كارهايي كه عزاداري را خدشه‌دار مي‌كند اجتناب شود.
منبع: مسائل جديد از ديدگاه علما و مراجع تقليد، سيد محسن محمودي، جلد 3، ص34.
[روشن است که قمه زني در حال حاضر تبعات منفي فراواني از جمله وهن دين را در پي دارد. اين فتوا وجه ديگري نيز دارد: اگر قمه زدن ضرر معتد به و يا تبعات منفي داشته باشد جايز نيست.]
فتوای آیه الله العظمی علامه امین عاملى‏قدس سره :
قمه‏زنى و اعمالى دیگر از این قبیل در مراسم عزادارى حسینى به حكم عقل و شرع حرام است و زخمى ساختن سر، كه نه سود دنیوى دارد و نه اجر اخروى، ایذاء نفس است كه خود در شرع حرام است و در مقابل این عمل، شیعه‏ى اهل بیت را در انظار مردم مورد تمسخر قرار داده و آنها را وحشى قلمداد مى‏كنند و شكى نیست كه این اعمال ناشى از وساوس شیاطین بوده و موجب رضایت‏خدا و پیامبر و اهل بیت اطهار نیست و البته تغییر نام این اعمال در ماهیت و حكم شرعى آن كه حرمت است، تغییرى نمى‏دهد. منبع: اعیان الشیعه، ج 10، ص 363 .
فتوای حضرت آيت الله العظمي سيد محسن حكيم: فرزند ايشان شهيد آيت الله سيد محمدباقرحكيم نقل نموده‌اند كه پدر بزرگوارشان دائماً مي‌فرموند: «ان قضية التطبير هي غصة في حلقومنا»: یعنی: «مسئلة قمه‌زني، غصّه و اندوهي در گلوي ماست» منبع: قمه زنی سنت یا بدعت اثر مهدي مسائلي
فتوای حضرت آيت الله العظمي علامه سيد محمد حسین فضل الله: " التطبير حرام لكونه من مصاديق الإضرار بالبدن، وهو غير جائز مطلقاً على رأينا، سواء أدى إلى التهلكة أو لم يؤد إليها، وعندئذ فما دام محرماً فلا يمكن جعله من الشعائر الدينية أو الحسينية، ولا سيما إذا كان مسيئاً للمذهب، فسوف تشتد الحرمة وتتاکد. " یعنی:"قمه زنی حرام استچون از مصادیق ضرر رسانده به بدن می باشد. و آن از نظر ما مطلقا حرام است خواه به هلاکت و مرگ فرد منتهی شود خواه نشود . و چون که این عمل حرام است نمی توان ان را جزء شعائر حسینی یا شعائر دینی قرار داد. خصوصا زمانی که باعث زشتی و وهن مذهب (شیعه) گردد باعث می شود که حرمت ان تشدید و تاکید شود.
منبع: سایت علامه سید محمد حسین فضل الله : http://www.bayynat.ir/index/
نظر علمی علامه شهید ایه الله مرتضی مطهری: به نظرم قمه زني در شرايط فعلي هيچ دليل عقلي و نقلي بر آن نداريم و يكي از مصاديق بارز تحريف محسوب مي گردد و حداقل اينكه در زمان فعلي باعث زير سوال رفتن تشيع مي گردد ….از برنامه هايي كه هيچ ارتباطي با اهداف امام حسين(ع) ندارد، تيغ، قمه و قفل زدن است. قمه زدن هم همين طور است اين كار، كار غلطي است. يك عده قمه ها را بگيرند، به سرهاي خودشان بزنند و خون ها را بريزند كه كه چه شود؟ كجاي اين حركت، عزاداري است.
منبع: حوزه و روحانيت، ج 2، ص 173.
استاد در مورد تاريخچه قمه زني مي فرمايد: «قمه زني و بلند كردن طبل و شيپور از ارتدوكس هاي قفقاز به ايران سرايت كرد و چون روحيه مردم براي پذيرفتن آنها آمادگي داشت همچون برق در همه جا دويد.»
منبع:جاذبه و دافعه علي(ع)، ص 165
آیه الله علامه سید مرتضی عسگری، محقق تاریخ اسلام و حدیث‌شناس شهیر شیعه، در عین حال که از گستره خدمات علمی و اجتماعی برخوردار بود، هرگز از لزوم بیداری سیاسی غافل نبود. از جمله ویژگی‌های بارز علامه عسگری روحیه خرافه‌زدایی از دین بود که در این راه کوشش‌های گسترده‌ای برای دور کردن عادات واندیشه‌های منحرف از دامن اسلام نمود. وی از جمله کسانی بود که قمه زنی را رفتاری خارج از اسلام عنوان و در راه تبیین این موضع کوشش کرد. منبع: قمه زنی سنت یا بدعت اثر مهدي مسائلي
حضرت آيه الله العظمي سيد کاظم حائري: [اولا:] ما شاهد آنيم که قمه زني و بعض اعمال شبيه به ان ذاتا موجب تخريب وجهه اسلام و تشيع گشته اند و دشمنان کافر نيز در زمان حاضر براي آسيب وارد کردن به ما بر اين گونه اعمال تکيه نموده تا دين ما را دين خرافه و وحشي گري معرفي نمايند.
ثانيا: چه ما چنين ديدي را نسبت به قمه زني به دست آورده باشيم يا نه، بايد از اوامر ولي امر مسلمين حضرت ايه الله خامنه اي حفظه الله، در اين مورد اطاعت کنيم؛ زيرا ايشان در اين مورد موضع گيري صريح و روشني نموده و ديگر هيچ گونه عذري را براي مخالفت باقي نمي گذارند و بر تمامي مسلمين واجب است که از دستورات ايشان اطاعت نمايند چه کساني که با ايشان در فتوا هم نظرند ويا از ايشان تقليد مي کنند و چه کساني که در اين فتوا با ايشان هم نظر نبوده و يا از کس ديگري تقليد مي نمايند. در هر صورت بر همه مسلمين واجب است از ايشان از حيث ولي امر بودنشان اطاعت کنند.
منبع: شعائر الحسينيه بين الوعي والخرافه، ص145.متن عربي اين فتوا در کتاب قمه زني سنت يا بدعت، نوشته مهدي مسائلي، چاپ گلبن اصفهان، ص162 موجود است.
حضرت آيه الله احمد جنتي: برماست که عزت شيعه را حفظ کنيم. آنچه بهانه به دست دشمن دهد و مايه وهن پيروان علي عليه السلام گردد، گناه است. اطاعت از مقام ولايت نيز واجب است. قدرت ولي امر مسلمين بايد حفظ شود تا اسلام عزيز بماند. 8/3/1374 منبع: اصل دستخط اين فتوا در کتاب قمه زني سنت يا بدعت، نوشته مهدي مسائلي، چاپ گلبن اصفهان، ص182 موجود است
حضرت آيه الله علي اکبر مسعودي: اوامر ولي فقيه لازم الاتباع و احکام صادره واجب الاطاعه مي باشد؛ لذا بر مومنين واجب است از امور مذکوره جدا خودداري کنند. 27 ذي الحجه 1415 منبع: اصل دستخط اين فتوا در کتاب قمه زني سنت يا بدعت، نوشته مهدي مسائلي، چاپ گلبن اصفهان، ص183 موجود است.
آیه الله سيد احمد علم‌الهدي:
قمه‌زني در ايام محرم و صفر موجب وهن دين مبين اسلام شده و بنا به فرمايشات و فتواي صريح رهبر معظم انقلاب چون قمه‌زني موجب وهن در اسلام شده و يا سبب احتمال معرفي دين اسلام به عنوان دين خشونت در جهان مي‌شود، حرام است.دشمنان اسلام از طرق مختلف سعي مي‌كنند مسايل خرافي را در دين مبين اسلام ترويج دهند. نبايد با انجام اقداماتي مانند قمه‌زني در ماه محرم مسايل انحرافي را در دين اسلام افزايش داد.
منبع: خبرگزاری جمهوری اسلامی: ۸/۱۱/۱۳۸۵
و همچنین:
عاشورا تامين کننده حيات ملت ايران و نقطه شور و شعور ما است. در طول تاريخ جريان هاي بيدادگر و ستمگر که شور حسيني مردم را در عاشورا بر خلاف مصالح خود مي ديدند در صد براندازي اين جريان بر آمدند که تاکنون موفق نشدند و هر ساله بر اين شعائر و شور حسيني افزوده مي شود. امروزه استکبار بعد از ناکامي در براندازي شور عاشورايي طي ضرب العجلي که تا سال 2010 اعلام کرده اند در صدد بي محتوا کردن مراسم عاشورا و قطع ارتباط مرجعيت ديني از ديگاه مردم نسبت به عاشورا است و مي خواهد با بدعتهايي که در اين مراسم قرار مي دهد، جريانهاي وهابي را بر عليه شيعه تحريک کرده و با تکفير شيعه جنگ مذهبي دروني به وجود آورد. هر عملي که در توليد شور حسيني نقش داشته باشد عمل مباح است و ثواب دارد ولي امروز قمه زدن صورت ديگري پيدا کرده و دشمنان از آن به عنوان دليل مستند حاکم بودن نظام خشونت در ايران و اينکه اسلام دين خشونت است، استفاده مي کنند. با استناد به فرموده امام سجاد (ع)، هر عمل مباحي که موجب وهن اسلام بشود حرام است و امروزه قمه زدن سند افرادي مثل پاپ مي باشد تا خشونت را به اسلام و شخص پيامبر نسبت دهند. امام حسين (ع) عاشق عاقل مي خواهد و حضرت در کربلا يک ديوانه نياورد و عاشقي که نفهميده و نسنجيده امام حسين (ع) را براندازي کند از صد يزيد و عمر سعد ضررش بيشتر است.فتواهاي آورده شده در شب نامه در خصوص قمه زدن مربوط به سالهاي گذشته است و امروز که ولايت مقام معظم رهبري را تمام مراجع پذيرفته اند بايد به فتواي رهبر که قمه زدن را به طور صريح حرام اعلام کرده اند، عمل کنيم.
منبع:http://www.shabestannews.com/newsdetail.asp?newsid=85110708355130&code=58

آيت‌الله شبستري امام جمعه تبریز: قمه زني در روز عاشورا بنا به احكام اوليه و ثانويه در اسلام مذموم است و موجب وهن مذهب تشيع مي شود و از اين نظر نبايد توسط مومنان انجام شود.هرگونه ايذا ، قمه زني و جاري كردن خون از بدن بنا به احكام روشن اسلامي حرام و موجب وهن شيعه توسط دشمنان و وهابيون است و از اين نظر نيز فعلي ضد دين و بدعت می باشد. هرعبادت يا مستحبي فقط از ناحيه دين مباح و پذيرفتني است و گرنه بدعت و حرام تلقي مي‌شود، قمه‌زني و برخي اعمال غير معمول در عزاداري ها از اين نظر كه از ناحيه دين تكليف نشده است موجب بدعت مي‌شود و در آن صورت اساسا حرام و ضد دين تلقي مي‌شود. در اين رابطه هرگونه قمهزني ، خون ريزي و اضرار به بدن حرمت داشته و از اساس مورد خواست دين نيست و لازم است مومنان از انجام آن خودداري كنند. در شرايط كنوني دشمنان اسلام در صدد بهره‌برداري منفي تبليغي از برخي حركت‌هاي انجام يافته در عزاداري‌ها هستند، برخي حركت‌هاي معمول در عزاداري ها ، حتي علي‌رغم خلوص نيت در عاملان آن‌ها ممكن است در ظاهر وحشيت تلقي شده و موجب وهن مذهب جعفري گردد و لذا بايد از انجام آن‌ها خودداري شود. با تاكيد بر حفظ آرامش و متانت مومنان در دستجات و مجالس سوگواري امام سوم شيعيان خواستار اجتناب آنان از هرگونه اقدامي می باشم كه ابزار يا موجب سوژه منفي بدست وهابيون عليه شيعيان در اين مقطع حساس گردد .
حضرت آيت الله ملکوتي حفظه الله: عزاداري حضرت سيد الشهداء سبط رسول اکرم صلي الله عليه و آله و سلم بايد لايق و شايسته به آن امام بزرگوار باشد و موجب وهن و تضعيف اسلام ومذهب تشيع نباشد بلکه مثل قيام آن حضرت باعث بقاء و عزت اسلام و مسلمانان بوده و عاريو منزه از هرگونه بدعت و خرافات باشد

حضرت آيت الله مقتدايي حفظه الله:
با اسقرار جمهوري اسلامي ايران و تشکيل حکومتاسلامي بر اساس قرآن و وحي توجه همه ملتها و دولتها به اسلام جلب و احکام نوراني و مترقي اسلام مورد مداقه صاحب نظران قرار گرفته و مي رود تا همانند خورشيدي تابان در سطح جهان بسط پيدا کند؛ لذا دشمنان اسلام که حقيقت و موجودي خود را در خطر مي بينند در مقام هستند به هر وسيله و بهانه اسلام را ملکوک و خدشه دار نمايند از اين جهت اموري که امروز موجب وهن به اسلام و تضعيف عقايد مسلمين مي گردد شرعا حرام و مشلمين بايد از آنها خودداري نمايند علاوه بر اين با تشخيص موضوع و اعلام حکم بر حرمت قمه زدن و نظاير آن از طرف رهبر معظم انقلاب ولي امر مسلمين حضرت آيت الله خامنه اي دامت برکاته اطاعت از معظم له بر آحاد مسلمين و تخلف از آن حرام است.
حضرت آيت الله استادي حفظه الله:
با توجه به بيانات مقام معظم رهبري دامت برکانه لازم است ارادتمندان به حضرت ابي عبدالله الحسين عليه السلام در مراسم عزاداري از شيوه هايي استفاده کنند که تهظيم شعائر الله باشد و از کارهايي که به فرموده معظم له موجب وهن مذهب است جدا خودداري نمايند اميد است همگي مورد لطف و عنايت حضرت سيدالشهداء عليه السلام باشيم
حضرت آیه الله راستی کاشانی حفظه الله:
بعد الحمد و الصواه ، اقامه عزاي حضرن ابي عبدلله الحسين سيد الشهداء عليه السلام از افضل قربات الي الله تعالي و موجب تجديد حيات اسلام و ايمان است و بر مومنين است هرچه با شکوه تر آن را برگزار نمايند و از هر اموري که موجب وهن اسلام و دست آويزدشمنان اسلام است اجتناب کنند امروز که روز حاکميت اسلام است و رهبر عظيم الشان انقلاب ولي امر مسلمين حضرت آيت الله خامنه اي دام ظلله العالي از قمه زدن و نظاير آن نهي نمي فرموده اند و اشتکبار جهاني از هيچ توظئه اي عليه اسلام و امت اسلام و ايجاد تفرقه در صفوف مسلمين فرو گذار نمي کند بر همه مومنين واجب است از اينگونه اموراجتناب کنند و با پيروي از رهبري و وحدتکلمه دشمنان اسلام و مسلمين را مايوس گردانند خداوند متعال همه را از عزاداران اهل بيت عصمت و طهارت عليهم السلام و انصار حضرت ولي الله اعظم امام زمان عجل الله تعالي فرجه الشريف قرار دهد


حضرت آیه الله عباس محفوظی حفظه الله:
اقامه عزای حسین ابن علی علیهما السلام از افضل طاعات است و از آنچه كه موجب وهن است بايد پرهيز شود و اطاعت ولي امر مسلمين لازم است.

نفی دروغ هایی که به آیات عظام اراکی و تبریزی و خویی رحمه الله علیهم بسته اند

البته متاسفنه در برخی سایت ها و وبلاگ ها و کتاب های سراسر دروغ طرفدار قمه زنی دروغ های زیادی هم به سایر علما چون امام و رهبری بسته اند که به علت شدت وضوح از آن می گذریم.... بعضا فتاوای عوض شده مراجعی چون ایه الله فاضل و دیگران را به عنوان آخرین فتوا آورده اند... فعلا فتاوای سه بزرگوار را با منبع دقیق ببینیم:
حضرت آيت الله اراكي: دستور ولي امر مسلمين مبني بر جلوگيري از اعمال خرافي درعزاداري محرم لازم الاطاعه است.
منبع: پیرامون عزاداری عاشورا دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم ص۳۷
حضرت آيت الله میرزا جواد تبريزى:
عزادارى خامس آل عبا از مهم‏ترين شعائر دينى و رمز بقاى تشيع مى‏باشد؛ولى بر عزاداران عزيز لازم است از كارهايى كه موجب وهن مذهب و سوء استفاده دشمنان اسلام و اهل بيت(ع) مى‏شود، اجتناب كنند. (استفتاءات، س2003 و 2012 و 2014)
همچنین: ایشان در چند جای دیگر در این رابطه فتاوی دارند از جمله:
*"عزاداري بايد طوري باشد که موجب وهن بر شيعه نباشد."منبع: استفتائات جديد، ص456.
*"داخل بودن اين اعمال در عزاداري امام حسين عليه السلام جاي تامل دارد."منبع: طريق النجاه، ميرزا جواد تبريزي، ج2، ص445.
*"داخل بودن قمه زني در عزاداري سيدالشهداء عليه السلام و اهل بيت و اصحاب ايشان سلام الله عليهم، ثابت نيست؛ پس بر همه مومنين لازم است که انچه به عنوان گونه اي عزاداري محرز و ثابت است اختيار نمايند، همچون گريه نمودن و سينه زني و برپا نمودن دسته هاي عزاداري و حرکت ان تاحد امکان به سوي اماکن عمومي براي عزاداري. خداوند شما را در خدمت به اهل بيت عليهم السلام موفق دارد و جزاي خير در دنيا و اخرت بدان دهد. " منبع: متن دستخط و متن عربي اين فتوا در کتاب قمه زني سنت يا بدعت، نوشته مهدي مسائلي، چاپ گلبن اصفهان، ص155 و 156 موجود است.
حضرت آيه الله العظمي خويي:
درصورتي که موجب ضرر معتدا به يا هتک و توهين به مذهب باشد جايز نيست. منبع: طريق النجاه، ج2، ص445.

فتوای آيه الله سیدابوالحسن غروي اصفهاني معروف به کمپاني درباره حرمت قمه زنی

-آيه الله غروي اصفهاني معروف به کمپاني: در گذشته چون در ديد برخى‏غير مسلمانان تاثير سوء داشت،برخى علما به حرمت زنجير زدن و قمه زدن و خون ازسر و پشت‏خويش جارى کردن فتوا دادند.در مقابل آنان نيز علماى ديگرى در پاسخ به‏استفتاهاى مردم، حکم به جواز دادند.اين مساله،بارها در گذشته منشا کشمکشهاى‏مذهبى گشته است.از جمله آية الله سيد ابو الحسن اصفهانى فتوا به حرمت داد و سيدمحسن امين از او انتقاد کرد و اين مساله به مطبوعات و مجلات آن روزگار کشيده شد واز آن پس بازار استفتاء و افتاء داغ شد و مجموعه‏هايى نيز که حاوى اين نظرات فقهى بود،منتشر گرديد.نظير آن سبت‏به قمه زنى هم در تاريخ معاصر وجود دارد.
متن يکی از فتاوای ايشان: "ان استعمال السيوف و السلاسل و الطبول و الابواق و مايجري اليوم امثاله في مواكب الغرا بيوم عاشوراانما هو محرم و هو غيرشرعي." یعنی :"به کار بردن شمشیرها (قمهزنی) و زنجیرها و طبل ها و بوق ها و کارهایی مانند این امور که امروزه در دسته های عزاداری و در روز عاشورا معمول است همه حرام و غیر شرعی است." اين فتوا نيز موجب اختلافات و سر و صداي شديدي شد و برخي از وعاظ در سخنراني هاي خود آيت الله اصفهاني را به سختي مورد انتقاد و حتي اهانت قرار دادند. ولي وي هرگز حاضر نشد از فتوا و عقيده خود دست بردارد و خوشايند جاهلان و بي خردان سخن بگويد.
منبع:موسوعة العتبات المقدسه،ج8،ص378(پاورقى) با نقل:فرهنگ عاشورا صفحه198 جوادمحدثى.
منبع فتوای ايشان: دايره المعارف تشيع ج۲ ص ۵۳۱. و همچنين اعيان الشيعه ج۱۰ ص ۳۷۸. و همچنين تاريخ سياسی عراق معاصر نوشته استاد حسين شبر ج۲ ص ۳۴۰ . و همچنين هکذا عرفتهم نوشته حعفر الخليلی ج۳ ص ۲۰۷.

نظرحضرت آیه الله سیدمحمدباقرصدررحمه الله درباره حرمت قمه زنی


سخنان شهيد آيه الله سيد محمد باقر حکيم در ردّ بدعت هاي عزاداري و قمه زني:
از آنجا که هدف ما بازگشت به اهلبيت، عليهم السلام، است؛ و آن بزرگواران آگاه ترين افراد بر شريعت اسلام و بر آنچه در خانه رسول رخ داده و مي دهد و مسائل مربوط به آن مي باشند، با اين حال چيزي از آنها به دست ما نرسيده که بتواند ربطي به اين امور منفي که هم اکنون در عزاداري ها صورت مي گيرد داشته باشد. بگونه اي که نه در زمان ائمه اطهار، عليهم السلام، و نه در بعد از آن مردم با اين امور منفي آشنائي نداشتند و اين شيوه هاي عزاداري در زمان هاي معاصر ايجاد و رواج يافته اند. و اگر چيزي از اين امور مي توانست در خدمت به اهداف نهضت حسيني مفيد و سودمند واقع شود حتماً اهل بيت، عليهم السلام، اولين کساني بودند که به آن سفارش مي نمودند. و يا حداقل بايد اهل بيت، عليهم السلام، در اين مورد حرفي مي زدند و يا اينکه تشويق و حمايتي از اين امور مي نمودند؛ در حالي که مي بينيم آن بزرگواران حتي در احاديث ضعيفشان نيز هيچ گونه اشاره اي به اين امر نکرده اند. اين در حالي است که اهلبيت مثلاً هنگامي که در موضوع زيارت امام حسين (ع)، از زيارت پياده آن حضرت و مشکلات و سختي هاي راه آن سخن مي گويند به بيان هر اجري که زائر در هر قدمش کسب مي کند پرداخته و ريزترين امور را متذکر مي شوند. پس مي بينيم که چگونه اين بزرگواران از اين مسائل کوچک سخن گفته اند اما هيچ اشاره اي به اين اشکال عزاداري ننموده اند. همچنين مي توان در تأکيد اين موضوع به صورتي واضح به سيره علماي بزرگ در طول تاريخ از زمان ائمه تاکنون اشاره نمود؛ بگونه اي که مي بينيم علماي اعلام با اينکه تنها در پي عمل به واجبات شرعيه نبوده، بلکه به مستحبات و سفارشات رسيده از جانب شرع که وسيله قرب به خداوند متعال مي باشند نيز اهميت خاصي مي دادند و خويش اولين کساني بودند که به آنها عمل مي نمودند، با اين حال در تمام طول تاريخ و حتي تاريخ معاصر شاهد نبوده ايم که يکي از مراجع تقليد و يا يکي از علماي معروف مثلاً اين گونه اعمال منفي را انجام داده باشند. در صورتي که اگر اين اعمال از مقربات الهي بود اين علماء اولين کساني بودند که قيام به آن مي نمودند.
از طرفي نيز روشن است که در شريعت اسلام، تمام مردم مخاطب احکام شرعي مي باشند و وجهي وجود ندارد که بگوئيم احکامي نزد ما وجود دارد که مخاطب آن مثلاً فقط علماء هستند و يا اينکه احکامي باشند که مخاطب آن فرد جاهل بوده باشد؛ بگونه اي که بعضي از احکام مخصوص علماء و بعضي مخصوص جهلاء باشد يا مثلاً اين حکم مخصوص فرد آبرومند و اين حکم مخصوص فرد فرومايه باشد و... پس بايد گفت که همه احکام شرعي مشترک بين مسلمانان مي باشند؛ چه واجب و چه مستحب. پس اگر عمل مورد نظر ما نيز مستحب باشد براي همه مردم مستحب است چه آنها عالم باشند و چه عامي. با اين حال شاهد نبوده ايم که هيچ يک از علماء در طول تاريخ اقدام به اين عمل کنند که اين بدان معناست که آنها اين اعمال را مستحب و مقرب کننده نزد خداوند نمي دانسته اند و بنده شخصاً هيچ عالمي را تاکنون نمي شناسم که اصرار بر انجام اين صورت هاي عزاداري داشته باشد و شاهد نبوده ام که مثلاً عالمي قمه بزند. پس اگر عالمي وجود دارد که بر انجام شدن اين گونه اعمال اصرار دارد و آن را مستحب مي داند پس اعتقاد دارم که او بايد خود اولين کسي باشد که قمه مي زند و آن را نيز هميشه ادامه دهد تا مردم نيز بر او اقتدا نمايند. و من خويش شاهد اين حقيقت بودم که مرجع کبير آيت الله العظمي سيد محسن حکيم (رض) دائماً مي فرمودند:« همانا قضيه قمه زني، اندوه و غصه اي در گلوي ماست» پس ايشان با اين ديد به قمه زني نگاه مي نمودند، ولي در جواب سوالات نيز مي نوشتند: اگر قمه زني باعث ضرر به بدن يا هتک حرمت به مذهب اهلبيت و شيعيان گردد، حرام است.
منبع: شعائر الحسينيه بين الوعي والخرافه، ص119-127

ترجمه بيانيه علماي شيعه عربستان در پرهيز از قمه زني


بسم الله الرحمن الرحيم
الحمدلله رب العالمين والصلاه والسلام علي خاتم المرسلين نبينا محمد و آله الطيبين الطاهرين
شيخ صدوق در کتاب عيون اخبار الرضا عليه السلام روايت نموده است از عبدالسلام بن صالح هروي که مي گويد: شنيدم از امام رضا عليه السلام که مي فرمودند:« رحمت خدا بر آن بنده اي که امر ما را زنده کند.» عرض کردم: چگونه امر شما زنده مي شود؟ آن حضرت فرمودند:« به اينکه علوم ما را بياموزد و به ديگران بياموزايد، زيرا اگر مردم محاسن سخنان ما را بدانند بي گمان از ما تبعيت مي کنند.»
خدمت تمامي برادران عزيزمان فرا رسيدن اربعين حضرت سيد الشهداء عليه السلام و باقي مناسبات ديني را تسليت عرض مي نمائيم. و از همه دوستان مي خواهيم تا با حضور خويش در مجالس عزاداري ذکر اهلبيت را زنده نمايند. مجالسي که در حقيقت مدارسي تربيتي براي روشن نمودن مبادي دين، اخلاق و سيره رسول خدا، صلي الله عليه و آله، و ائمه هدات، عليهم السلام، مي باشند و همچنين تمامي برادران را به مشارکت در مراسمات عزاداري دعوت مي نمائيم زيرا که اين مراسمات موجب پي ريزي و منسجم شدن ولايت اهل بيت عليهم السلام، در نفوس فرزندان و جوانان ما مي گردد.
و به همان اندازه همه مؤمنين را به دوري و پرهيز نمودن از انجام اعمالي همچون قمه زني که موجب آبروريزي و زشت شدن چهره تابناک شعائر حسيني مي گردد توصيه مي نمائيم؛ خصوصاً در کشور ما که همه ديدگان مترصند تا بر چگونگي مذهب اهلبيت و اعمال کساني که پيرو آنند اطلاع يابند. پس از اين جهت بر همه ما واجب است صورت روشن و زلالي از روش و سيره اهلبيت را معرفي نمائيم، و شکي نيست که انجام عملي همچون قمه زني نه تنها ما را بر اين هدف ياري نخواهد نمود بلکه ما را از اين امر باز داشته و خود وسيله اي براي متعصبين خواهد بود تا مذهب ما را زشت جلوه نموده و ديگران را از آن دور نمايند. به همين جهت مجدداً دوري گزيدن تمامي مؤمنين را اين گونه اعمال تأکيد مي نمائيم و آنها بر هوشياري و عنايت داشتن به اثرات منفي اين گونه اعمال در پيرامونشان و مخصوصاً در سرزمين ما، وا مي داريم و از خداوند متعال ثبات بر دين و ولاء محمد و آل طاهرينش، صلي الله عليه و آله، را طلب نموده و از او مي خواهيم تا سرزمين ما و تمامي مسلمين از خطرها و فتنه ها حفظ نمايد. والحمد الله رب العالمين. 19 صفر 1417 هجري قمري
امضاء کنندگان بيانيه:
1. سيد علي سيد ناصر سلمان- از شهر دمام.
2. شيخ محمد علي عمري- از شهر مدينه منوره.
3. شيخ حسن موسي صفار- از شهر قطيف.
4. شيخ حسن محمد نمر- از شهر دمام.
5. شيخ عبدالکريم کاظم حبيل- از شهر تاروت.
6. شيخ حسين صالح عايش- از شهر أحساء.
7. سيد هاشم شخص- از شهر أحساء.
8. شيخ عبدالله أحمد يوسف- از شهر قطيف.
9. شيخ فهد إبراهيم أبوالعصاري- از شهر مدينه منوره.
متن عربي و تصوير اصل اين بيانيه، در اين منبع موجود است: قمه زني، سنت يا بدعت، مهدي مسائلي، نشر گلبن، چاپ اول، 1385، اصفهان. ص141-145

نظرات برخی ازعلمای بزرگوارجامعه مدرسین حوزه علمیه قم1

حضرت آيت الله جوادي آملي: چيزي كه مايه وهن اسلام و پايه هتك حرمت عزاداري است جايز نيست، انتظار مي رود از قمه زني و مانند آن پرهيز شود. منبع: متن دستخط و متن عربي اين فتوا در کتاب قمه زني سنت يا بدعت، نوشته مهدي مسائلي، چاپ گلبن اصفهان، ص۱۸۰موجود است.
حضرت آيه الله سيد محمود شاهرودي: بسمه تعالي بدون شک برپايي مراسم عزاداري و سوگواري نسبت به ائمه و اهل بيت عصمت و طهارت، عليمه السلام خصوصا در مصيبت جانسوز حضرت ابي عبدالله الحسين عليه السلام، امري مهم و بلکه يکي از فرائض و واجبات کفايي است؛ ليکن در کيفيت برگزاري مراسم و شيوه هاي آن بايستي سه شرط را مد نظر قرار داد:
1-آنکه موجب ضرربه شخص برگزار کننده وديگران نشود واين شرط راهر مکلفي مي تواند تشخيص دهد.
2-آنکه موجب وهن دين و مکتب تشيع و يا جامعه اسلامي و يا نظام مقدس جمهوري اسلامي نباشد؛ زيرا که وهن هر يک از آنها از اعظم محرمات و کبائر است و تشخيص اين امر از اختيارات ولي امر مسلمين است، بدان معني که اگر در شرايط خاصي ولي امر مسلمين چنين تشخيص بدهد که شيوه بخصوص بر خلاف مصلحت جامعه اسلامي ويا موجب وهن و ضربه زدن به دين و يا نظام مقدس جمهوري اسلامي است و بر اساس آن از برگزاري آن منع نمايد، تبعيت از ايشان بر همگان واجب است و در اين رابطه آحاد مکلفين نمي توانند از نظر شخصي خود تبعيت کنند.
3-آنکه متناسب با روح اسلام و ارزش هاي متعالي مکتب اهل بيت عصمت و طهارت عليهم السلام باشد وبا احکام و تعاليم حقه انان منافات نداشته باشد. قم، محرم الحرام 1415 منبع: اصل دستخط اين فتوا درکتاب قمه زني سنت يا بدعت، نوشته مهدي مسائلي،چاپ گلبن اصفهان،ص180 و 181موجود است.
حضرت آيت الله اسماعيل صالحي مازندراني: باسمه العليم. از منابع فقه چه لبيه و چه لفظيه بالخصوص او بالاطلاق او العموم جواز و اباحه قمه زنى فضلا از رجحان آن در مراسم عزادارى سالار شهيدان امام حسين‏عليه السلام مستفاد نمى‏گردد، بلكه مقتضاى ادله و عناوين ثانويه حرمت و عدم جواز است لذا اجتناب از آن واجب و لازم است. برادران ايمانى مى‏دانند كه قمه را بايد بر فرق قمه كشان خائن و قداره بندان جانى زد .(محرم الحرام 1415 - خرداد 1373)
حضرت آيت الله ابراهيم اميني: با توجه به اينكه مشروعيت امور فوق به اثبات نرسيده و در شرايط كنوني موجب وهن مذهب شيعه مي شود، اجتناب از آن بر عزاداران امام حسين(ع) لازم است. « با اينکه عزاداري براي سرور شهيدان حضرت اباعبدالله الحسين عليه السلام يک عبادت و موجب تقرب به خداي سبحان است و ائمه معصومين عليهم السلام در اين باره تاکيد دارند لکن بر علاقه مندان به اهل بيت واجب است از انجام امور فوق اجتناب نمايند زيرا اولا امور مذکور در بين عرف مردم به عنوان عزاداري نرسوم نيست و حکم به استحباب و مشروعيت آنها بدون وجه است ثانيا در اوضاع و شرايط کنوني جهان امور مذکور از خرافات به شمار مي رود و موجب وهن شيعه مي باشد و ثالثا مقام معظم رهبري حضرت آيت الله خامنه اي دامت براکاته از انجام اين قبيل امور نهي شديد فرموده اند و اطاعتاز معظم له بر همه شيعيان و پيروان ولايت فقيه لازم و مخالفت با آن حرام است بدين جهت از عموم شيعيان انتظار مي رودکه در انجام مراسم عزاداري از اين قبيل امور اجتناب نمايند خدا ما را از شيعيان راستين امام حسين عليه السلام قرار دهد
حضرت آيت الله شرعي: مقام معظم رهبري حضرت آيت الله خامنه اي مدظله العالي حماسه عاشوراي حسني را يکي از شاخص هاي قوي و توانمند مبارزات اصيل شيعي مي دانند و به استناد تاريخ ثبت شده و متقن کربلا و روايات رسيده از معصومين صلواه الله عليهم اجمعين اقامه عزاي سالار شهيدان را افضل قربات دانسته و تاکيد شديد بر آن دارند ايشان مي فرمايند حرکت هاي سني عاشورا مي بايست بيانگر و تقويت کنند پيام جهاد ايثار شهادت و ترجمان اسلام و مکتب باشدقمه زني و قفل زني و ... يک فرآيند ناموزون و ناهماهنگ با اهداف اصيل و ارزشهاي عظمي است که موجب وهن مکتب عاشورايي است در اين ارتباط بر آحاد عزاداران و عاشوراييانواجب است فرمان و حکم ولي امرمسلمين جهان را اطاعت نمايند بديهي است سهل انگاري و عدم اطاعت مبغوض حضرت حق متعالي است .
حضرت آيت الله حسين مظاهري: چون مقام معظم رهبري فرموده اند كه در عزاداري ها قفل و قمه زدن و مانند اينها نباشد، پيروي از امر ايشان برهمه واجب است. منبع: متن دستخط و متن عربي اين فتوا در کتاب قمه زني سنت يا بدعت، نوشته مهدي مسائلي، چاپ گلبن اصفهان، ص۱۵۸موجود است.
حضرت آيت الله محمد يزدي رئیس جامعه مدرسین حوزه علمیه قم: اطاعت از حكم ولي امر مسلمين بر همه لازم است و تخلف آن معصيت و گناه و متخلف معاقب خواهد بود. « بسياري از مذکورات خلاف شرع بين و حرام است و برخي جزء بدع يا موجب وهن مذهب و تضعيف اسلام است گذشته از آنکه اطاعت از حکم ولي امر مسلمين حضرت آيت الله خامنه ايبر همه واجب و لازم است و تخلف از آن معصيت و گناه است و متخلف معاقب خواهد بود و نظر ديگر نمي تواند حکم ولي امر را جايز التخلف کند چه آنکه حق حکم منحضر به ولي امربالفعل است و فتوي ناقض حکم نيست
حضرت آيت الله سيد جعفر كريمي: پرداختن بدينگونه امور به بهانه عزاداري شرعاً حرام است و مخالفت حكم ولي امر مسلمين در اين باره مخالفت با امام زمان(عج) است. اقامه عزاي حضرت سيدالشهداء ابي عبدالله الحسين و ياران و اصحاب باوفايش عليهم السلام از اعظم قربات الي الله تعالي است ولي انجام اموري مانند قمه زني و قفل بستن به بدن و خراشيدن و خون آلوده کردن سر و صورت و سينه خيز رفتن براي زيارت و امثال آن به نام و عنوان عزاداري با توجه به اينکه هيچگونه تاييد و اشاره اي در رابطه با اينگونه امور از سوي معصومين عليهم السلام و يا از سوي اصحاب و حواريين آنان نرسيده است و سابقه از آن از فقها عظام اقدمين رضوان الله تعالي عليهم بدست نيامده است و در زمان حاضر موجب وهن مذهب حق در انظام عموم و سبب اتهام فرقه ناجيه اثنا عشريه به خرافي گري است به هيچ وجه صورت شرعي ندارد
حضرت آيت الله محمد مؤمن: اطاعت احكام ولي فقيه واجب است.
حضرت آيت الله محمد ابراهيم جناتي: از انجام اين كارهاي ناشايست، وهن آور، نسنجيده و خرافي كه در مباني فقهي و پايه هاي شناخت احكام شرعي ريشه ندارد و موجب لكه دار شدن چهره برجسته و درخشان دين و تشيع است، پرهيز شود.
حضرت آيت الله احمد آذري قمي: سرپيچي از اطاعت مقام معظم رهبري،گناه كبيره و موجب ضعف حكومت مقدس اسلامي است و به نذرهايي كه قبلاً انجام گرفته وفا واجب نيست ، بلكه حرام است.
حضرت آيت الله سيد محمد ابطحي:از كارهايي كه موجب وهن مذهب است بايذد اجتناب شود و آنچه كه ولي فقيه دستور دادند واجب الاتباع ميباشد.
حضرت آيت الله مهدي حسيني روحاني: ولي امر مسلمين از اين امر نهي فرمودهاند و اطاعت معظمله واجب است.

منابع: خبرگزاری حوزه های علمیه رسانیوز : http://www.rasanews.com/Negaresh_site/FullStory/?Id=26053و همچنین سایت جامعه مدرسین: http://www.jameehmodarresin.org/index.php?option=com_content&task=view&id=325&Itemid=39
و همچنین سایت کتاب ارزشمند دست پنهان در نقد و تحلیل قمه زنی: www.dastepenhan.com
و همچنین: متن فتاوای مراجع وعلما’شیعه علیه بدعتهای عزاداری ازصدسال پیش تاکنون در وبلاگ شهر من ابرکوه: http://www.abarcooh.blogfa.com/post-1.aspx

فتوای حرمت قمه زنی حضرت آیه الله العظمی فاضل لنکرانی رحمه الله علیه

نظر آیه الله احمدی میانجی رحمه الله برکاته درباره حرمت قمه زنی

فتوای حرمت قمه زنی حضرت آیه الله العظمی خامنه ای دام ظله العالی





یکی از فتاوای آیه الله العظمی امام خمینی دامت برکاته در حرمت قمه زنی


حضرت امام خميني(ره): در شرايط و اوضاع كنوني از قمه زدن خودداري شود و عزاداري و سينه زدن مانعي ندارد
منبع: استفتاءات امام، ج 3، سؤالات متفرقه، س 37

مقدمه جزوه احکام عزاداری-در بار حرمت قمه زنی

بسم الله الرحمن الرحیم
هنوز هم نداي مظلومانه هل من ناصرينصرني حسين بن علي(عليه السلام) طنين انداز است و حسين(عليه السلام)، به دنبال حاکميت دين در تمام عرصه هاي حيات بشري است. هنوز هم در يک سو اسلام ناب محمدي است و در ديگر سو اسلام آمريکايي و اموي. در فضاي مبارک محرم، بهترين فرصت براي ماست که بيانديشيم و اهداف نهضت حسيني را در زمانه خود پي گيريم و با تحريفات و بدعت ها و کجي ها مبارزه کنيم و اسلام اصيل را به نسل خود معرفي کنيم که پر از جذابيت و معنويت و عقلانيت است. امروز هم خط نفاق و مشرکان و کفار به دنبال نابودي خط ولايت و به مسلخ کشيدن دوباره نائبان امام غائب(عليه السلام) هستند. در اين نبرد هميشگي تاريخ، از سويي علويون حسيني هستند که واجد چنين ويژگي هايي هستند:- گوش به فرمان ولي حکومت حق هستند ودرغياب ولي عصر(عجل الله تعالي فرجه)، تابع نائبان برحقش(فقها) هستند نه طاغوت ها ومنافقان. - در هر شرايطي به دنبال رضاي خداوندگار خويشند، نه تابع جو اجتماعي و حرف مردم و خوشامد ديگران.- با تامل در طريق باطل و دشمن شناسي، مواظب اعمال و رفتار خود هستند. - از ظالم نمي هراسند و محافظه کار و سازشکار و فرصت طلب و فريبکار نيستند.- اهل گناه و کبر و غرور و خودنمايي و شهوت و شهرت و قدرت و... نيستند.- دينداري آنها تقليدي و جاهلانه و خرافي نيست؛ بلکه عاقلانه و با معرفت و مدبرانه است.... و در ديگرسو اسلام آمريکايي و اموي است که ممزوج با خرافات و جهل و فريبکاري و استحمار توده ها، در پي منافع مادي خود مي رود. آنان که در مسير ولايت الهي و مراجع دين و شريعت شيعي نيستند، حتي با عزاداري هاي ممزوج با سنن جعلي و تقليدي خود، بهانه به دست مريضان و دشمنان اسلام مي دهند. بدعت ساختگي قمه زني، باعث شده است که دشمنان اسلام در سايت ها و نشريات خود، حيوانات را برتر از مادران شيعه اي بدانند که بر سر بچه هاي خود قمه و تيغ مي کشند!(دروبلاگ عاشورا به طورمفصل اصل انگليسي و عربي و ترجمه و نقد برخي از اين تبليغات ضدشيعي موجود است.) دشمنان اسلام با انداختن عکس هايي از جاهلان قمه زن و تيغ زن، کل شيعيان را تشنگان خون (blood thirsty) مي نامند! آنان با تمسک به عکس اندکي از شيعيان غافل، به همه آنها لقب بي تمدن و وحشي و عقب افتاده و تروريست و خشن و بي منطق و مرده پرست مي دهند! به راستي اگر عزاداري هاي ما مملو از مجالس سخنراني و عزاداري هاي عاقلانه و به دور از بدعت هاي جعلي و خرافي بود، باز هم دشمنان، اينچنين بهانه اي، براي سرکوب کردن تبليغاتي شيعه و اسلام و خدا و پيامبرش داشتند؟ به راستي که چه زيبا فرمود امام ما که :«اي شيعيان! براي ما زينت و مايه سرافرازي باشيد نه مايه ننگ ما!» و چه نيکو فرمود آن مرجع تقليد دورانديش که: «شيعيان بايد با مراسم عزاداري، کاري زينبي کنند؛ يعني با منطق اسلام توام باشد و از هرگونه حرکتي که اين دين مقدس را بي منطق قلمداد نمايد، منزه باشد و عزاداران محترم و متعهد به جاي اينكه قمه را برفرق خود بكوبند در فكر آن باشند که قمه را بر سر دشمنان اسلام بكوبند. دشمناني كه اراضي آنان را اشغال و در فكر تضعيف آنان مي باشند و منابع آنان را غارت و بالاخره هر روزي با ترفند جديدي حيات اسلامي آنان را به مخاطره مي اندازند.»در اين مختصر، برآنيم که به صورت مستند و بعضا با آوردن اصل دستخط مراجع و زعماي دين، حرمت برخي بدعت ها در عزاداري را به روشني بيان کنيم تا بهانه اي براي کسي باقي نماند و غبار دروغ هايي که به برخي مراجع بسته اند را بزداييم. اميد که با مطالعه دقيق و عميق اين جزوه که متن ان را در این وبلاگ می اوریم، در پي فهم اسلام ناب باشيم. شما هم به سهم خود، اين مکتوب گرانبها را در اختيار ديگران قرار دهيد که به . رسالت الهي خود در ابلاغ آشکار پيام زيباي الهي، عمل کرده باشيد. در نوشته های بعدی متن فتاوا و دستخط علمای بزرگوار شیعه در مبارزه با این بدعت های عزاداری را خواهم اورد.
به نقل از وبلاگ http://ghamezani.blogspot.com
 
با تشکر از مدیریت وبلاگ حماسه عاشورا

عید قربان

 

 

 

فعالیت های گروه زبان وادبیات فارسی

با احترام ؛ بدین وسیله به اطلاع می رساند : گروه زبان وادبیات فارسی سازمان در نظر دارد جهت ارتقای

کیفیت آموزشی و ترغیب همکاران به تلاش هر چه بیشتر در امر تعلیم وتربیت و دستیابی به اهداف

 آموزشی پیش بینی شده ، مسابقات و فعالیت های زیر را به مرحله اجرا در آورد . لذا مقتضی است

دستور فرمایید سر گروه ادبیات آن مدیریت / اداره پس از هماهنگی های لازم و طبق برنامه بندی ذیل ،

 پس از فراخوان ، جمع آوری وداوری آثار سه اثر برگزیده در هر مورد را به گروه های آموزشی این

سازمان ارسال نمایند :

۱- مسابقه طرح درس نویسی روزانه وسالانه( حداکثر تا روز یک شنبه ۱۵/۱۰/۸۷)

 ۲-مسابقه طرح سوالات استاندارد طبق بودجه بندی خرداد ماه (حداکثر تا روز دوشنبه ۳۰ /۱۰/۸۷)

۳- مقالات وتألیفات و کتب کمک آموزشی برتر ( حداکثر تا روز چهار شنبه ۳۰/۱۱/۸۷)

  توضیح : تاریخ طرح سوال استاندارد به ۲۵ آذر ۸۷  تغییر یافته است .

 یاد آوری : انتخاب نوع درس و پایه تحصیلی در موارد فوق به صورت دلخواه می باشد .

 توجه : همکاران محترم آثار خود را حداکثر یک هفته قبل از مهلت ارسال آثار به سازمان برای گروه های آموزشی منطقه ارسال نمایند .

.تسلیت

سالروز شهادت "جواد الائمه حضرت امام محمد تقی"

 فرزند گران قدر امام رضا (ع) را به عموم شیعیان جهان تسلیت عرض می نمایم .

جواب خود آزمايي ادبيات 3

خودآزمايي : درس 1 :
  1 – اين بيت حافظ با كدام بيت از متن درس قرابت مفهومي دارد؟
نگار من كه به مكتب نرفت و خط ننوشت
به غمزه مسئله آموز صد مدرس شد
 پاسخ : يتيمي كه ناكرده قرآن درست
كتب خانه ي چند ملت بشست 
 2 – اين بيت به كدام واقعه اشاره دارد، از آن چه مي دانيد؟
شبي برنشست از فلك بر گذشت
به تمكين و جاه از ملك برگذشت
پاسخ : اين بيت به شب معراج اشاره دارد. در شب معراج ، حضرت محمد(ص) به امر خداوند تبارك و تعالي به سوي او عروج كرد و به مقامي رسيد كه هيچ يك از خلايق به آن مقام نرسيده و نخواهند رسيد. معراج درخشانترين و برجسته ترين معجزه ي رسول اكرم بوده زيرا خداوند هيچيك از انبياء و رسولان را به چنين فضيلتي مشرف نكرد. 
 3 – تحقيق كنيد كه چرا به خانه ي كعبه «بيت الله الحرام» گفته مي شود؟
زيرا اين مكان هميشه مورد تقدس و احترام بوده و در آن جنگ، ستيز و شكار ممنوع بوده است. 
 4 – امروزه فارسي زبانان به جاي «تبجیل » از چه واژه اي استفاده مي كنند؟
 بزرگداشت  
 ۵ – چه رابطه اي ميان عطارد، دوات و خامه وجود دارد؟
در افسانه هاي يونان عطا و هميشه پيام آور خدايان بوده است ، به اين خاطر او را دبير فلك ناميده اند. دبير(نويسنده) با دوات و خامه سر و كار دارد از اين رو ، «عطارد» دوات و خامه ، واژه هاي مراعات نظيرند.  
 
۶ – آيه هاي زير (26 و 27 الرحمن) با كدام بيت درس قرابت معنايي دارند؟
«كل من عليها فان» . «و يبقي وجه ربكّ ذو الجلال و الاكرام»
كسي با او نه و او با همه كس
نماند هيچ كس، او ماند و بس 
 ==================================================================
 خودآزمايي درس۲:
1 – روئين تني اسفنديار را با كدام شخصيت اساطيري مي توان مقايسه كرد؟ وجوه شباهت آنها را بنويسيد.
«آشيل» مشهورترين قهرمان يونان در داستان «ايلياد» آشيل نيز همانند اسفنديار جوان و قهرمان و رويين تن است و تنها از يك عضو آسيب پذير است. پاشنه ي پا، اين هر دو قهرمان سرانجام با اصابت تير به عضو گزند پذير از پا در مي آيند. در ادبيات جهاني، پاشنه ي پاي آشيل، ضرب المثل ضربه پذيري شده است. اسفنديار با «بالدر» در حماسه شمال اروپا نيز قابل مقايسه است. 
 2 – چرا رستم در برابر اسفنديار انعطاف نشان مي دهد؟
 زيرا تنها راه خروج از اين بن بستي كه تقدير در برابر او قرار داده، همين است، در غير اين صورت اگر بند را بپذيرد، ذلت را پذيرفته و اين براي كسي چون رستم، تحمل پذير نيست. اگر بجنگد و پيروز شود، سرانجام شومي در انتظار او و خاندان اوست و اگر بجنگد و شكست بخورد كشته شود، ديگر اعتباري براي خاندان او باقي نخواهد ماند. 
   3 – آيا صدور دستور براي بستن دست رستم توجيه منطقي دارد؟ چرا؟
 خير، زيرا رستم نماد آزادگي و آزادخواهي يك ملت است و براي چنين كسي اسارت و زندگي با ذلت ، هزاران بار از مرگ تلخ تر است. 
  4 - «برائت استهلال» در چه بخشي از درس آمده است ؟ توضيح دهيد.
 شش بيت اول درس كه از ابيات آغازين اين داستان است فضا سازي مناسبي است خواننده در مي يابد در اين داستان با چنان سرگذشت تلخ و اندوهباري روبرو خواهد بود كه بلبل را هم به ناله و ابر را به گريه واداشته و نرگس را ماتم زده كرده است. 


 درس 3 :
رستم و اسفنديار(2)
خود آزمايي :
1 – چرا رستم تن به جنگ مي دهد؟
 زيرا كه اسفنديار به هيچ قيمتي از تصميمش منصرف نمي شود، ازاين رو رستم آزاده ، بر سر دو راهي تسليم يا جنگ، جنگ را انتخاب مي كند. اگر چه به قيمت نابودي خود و خادانش باشد. 
 2 – نقش زال را در اين داستان چگونه مي يبيند؟
 او محتاطانه و خردمندانه برخورد مي كنيد و در فكر چاره، صلح و تفاهم است. 
 
3 - «بپيچيم و بپيچاند» در بيت زير چه مفهومي دارد؟
كه چندين بپيچم كه اسفنديار گر سر بپيچاند از كارزار
 بپيچيم: تلاش مي كنم / بپيچاند : بگرداند / سر بپيچاند : منصرف شود 
  4 – شخصيت بهمن را در طي داستان تحليلي كنيد :
 با توجه به بخش محدود داستان در كتاب درسي، و اشاره هاي پراكنده ، بهمن در پيام رساني، محتاطانه عمل مي كند ، او بي تجربه و مطيع و نگران سرانجام كار است. 
 5 – دو نمونه اغراق را در شعر پيدا كنيد :
 كمان برگرفتند و تير خدنگ / ببردند از روي خورشيد درنگ
به بالا ز رستم همي رفت خون / بشر سست و لرزان «كد بيستون»
«ز پيكان همي آتش افروختند / به بربر ز راه راه همي دوختند » 
 =========================================================
  
 خودآزمايي درس ۴ :
 1 – شغل بزاز در جواني چه بود؟
شناسايي دزدان و كشف سرقت اموال مسروقه 
 2 – دو عنصر داستاني را در درس بيابيد:
 زاويه ديد و شخصيت : داستان از زبان سوم شخص تعريف شده است. با اين توضيح مشخص است كه شخصيت (قهرمان) داستان خود راوي نيست، اين شخصيت در محدوده ي اين داستان، ويژگي اخلاقي يكساني و پايداري دارد. به «درون مايه» داستان نيز در آخرين عبارت متن اشاره شده است. 
  3 - نمونه اي ديگر از داستان هاي سنتي را معرفي كنيد:
 داستان سمك عيار كه نويسنده ي آن فرامرز بن خدا دادست. زمان نگارش كتاب احتمالاً قرن ششم يا هفتم است. بيشتر قهرمانان اين كتاب از ميان مردم عامه برخاسته اند و بسياري از كارها بدست همين مردم عامه و به خصوص فرودستان انجام مي شود. قهرمان اصلي كتاب مردي است كوچك اندام ، دلير و جوانمرد و بسيار هوشيار و زيرك 
 4 – با توجه به عبارات زير به پرسشها پاسخ دهيد:
«در شهر بغداد مردي بود كه در اول روز جواني غره اي ايام زندگاني ، تفحص كار دزدان و بحث احوال طراران كردي و هر كجا سرقه اي كردندي ، پاي در ميان نهادي ولي بيرون بردي و به دست باز آوردي و به آخر عمر از آن حرفت توبه كرده بود و به بزازي مشغول شده»
1 – معادل امروزي «سرقه كردندي» چيست؟
 سرقت مي كردند. 
  2 – مفهوم اين دو كنايه را بنويسيد :پاي در ميان نهادي ، پي بيرون بردي
 پاي در ميان نهادن «‌وارد ماجرا شدن» / پي بيرون بردن : كشف و شناسايي كردن 
  3 – در مقايسه و كنايه ي بالا، با هم چه آرايه اي ادبي ديگري يافت مي شود؟
 تضاد واژه هاي ميان و برون و تا اندازه اي در نهادن و بردن 
 4 – پرهيز از تكرار واژه از ويژگيهاي اين عبارت است سه مورد از اين ويژگي را نشان دهيد:
 
«اول و غرّه» تفحص و بحث ، كار و احوال ، روز و ايام‌، پاي و پي ، مترادف هايي هستند كه استفاده از آنها به منظور پرهيز از تكرار واژه بوده است. 
 5 – جمله ي «پاسبان را گمان چنان افتاد كه محاسبه اي مي كند» را بازگرداني كنيد :
 پاپ بان گمان كرد كه او مشغول حساب و كتاب است. 
 6 – معني واژه هاي مشخص شده را بنويسيد.
 1 – چهار «رزمه» از جامه هاي قيمتي :
رزمه : بقچه
2 – فرزندان من بدان انعام كه «دوش» فرمودي ، بياسودند.
خداوند : صاحب
3 - «به فراست» صادق دانست كه حال چيست .
فراست : به زيركي دريافتن
4 – به فلان «مَشْرع» ، «ملّاح» ي خواستي .
مشرع : جاي ورود آب ، مفرد مشارع / ملاّح : كشتيبان
5 – بزار قفل را «حيله كرد» تا بگشاد
حيله كرد : كوشيد 
 ========================================================================
 خود آزمايي درس۵:
1 – درباره زاويه ي ديد داستان توضيح دهيد.
 داستان از زبان سوم شخص تعريف شده است نويسنده بي آنكه كوچكترين نقشي در داستان به عهده داشته باشد. همه جا حضور دارد و به عنوان «داناي كل» از احساسات اشخاص داستان هم با خبر است. 
 2 – اگر اين داستان را داستان نمادين به حساب بياوريم ، هر يك از عناصر زير نماد چيست؟
بنا، ديوار ، همسايه
 بنا: نماد كساني است كه هدف و تلاش آنها ايجاد جدايي و اختلاف است. تفرقه افكني وسيله ي ادامه ي حيات آنهاست.
ديوار : نماد جدايي انسانها و مانع تفاهم جوامع بشري است و بيگانگي ها را افزايش مي دهد.
همسايه : نماد همه كساني است كه زندگي مشترك در كنار آنها مفهوم و زيبايي دارد، مردم 
 3 – استدلال مادر را توجيه ساختن ديوار چگونه ارزيابي مي كنيد؟
 مادر از طرح سؤال نامبرده درباره اينكه چرا بين خانه ها ديوار است تعجب مي كند، او معتقد است كه وجود ديوار بين خانه ها كاملاً طبيعي و ضروري است. ما در برابر اين پرسش، نماد كساني است كه فاصله ي بين انسان ها را به عنوان حقيقتي مسلم و طبيعي پذيرفته اند.
4 – درباره اين جمله توضيح دهيد.« ديوار ناگهان ازجا تكان خورد و با چشم گنده ي سرخش چپ چپ به او نگاه كرد».
با توجه به نوع نگاه ناصر، به وسعت ديوارنويسنده ديوار را همان ديو دانسته كه قصد نابودي تفاهم و همدلي را دارد. 
============================================
 
 خود آزمايي درس۶ :
1 – دو نمونه از ويژگي هاي نثر مرسل را با ذكر مثال از درس بيان كنيد :
 در كوتاهي جمله ها، تكرار كلمات ، پرهيز از واژه هاي مترادف ، خالي بودن از واژه هاي دشوار و برعكس فراواني واژه هاي فارسي، كمي آرايه هاي ادبي و در نتيجه سادگي و روشني مفهوم عبارات در سراسر هر دو متن كاملاً مشهود است.
براي نمونه
الف : ملك مرايشان را سه روز فرمان داد / و ايشان بدان سه روز اندر به يك جا بنشستند / و تدبير كردند گريختن را / و هر شش تن برخاستند/ و از شهر برفتند/ و همي رفتند / و روي به كوه نهادند / فراشياني رسيدند/ و يكي رمه ي گوسپند ديدند / آن شبان ايشان را گفت / كجا همي رويد؟
ب : ابراهيم چون به ميان آتش بياراميد / ملك تعالي – آتش را بر روي سرد گردانيد / و خطاب به آتش گفت / اي آتش سرد باش بر ابراهيم / سرد با سلامت باش / و اگر چنان نگفتي / ابراهيم از سردي طاقت نداشتي 
 2 – دو نمونه از نشانه هاي كهنگي سبك «قصص الانبياء» را از متن پيدا كنيد.
 الف : ساخت فعل مستقبل به صورت كامل --> = همراه با حرف ن) -->عذاب خواهم كردن ساخت وجه مصدري به صورت كامل --> = همراه با حرفِ ن ) --> نتوانست رفتن
ب : كاربرد واژه هايي كه تغيير معنا داده اند --> پاره كرده است :‌شكسته است.
پ : كاربرد واژه هايي كه متروك شده اند --> بتش
ت : جابه جايي اركان جمله --> هيزم آريد سوختن ابراهيم را ، نتوانستند نزديك آتش شدن از تپش و ...
ث : تكرار واژه ها و كوتاهي جمله ها --> ابراهيم چون بر ميان آتش بياراميد، ملك تعالي آتش را بر وي سرد گردانيد و خطاب به آتش گفت : اي آتش سرد باش بر ابراهيم سرد و سلامت باش و ...
ج : ساخت ماضي استمراري به صورت بن ماضي + ي --> اگر چنان نگفتي ، ابراهيم از سردي طاقت نداشتي
ج : كاربرد علامت «مر» --> نمرود و نريمان را گفت .
ج : كاربرد «را» به جز نشانه ي مفعولي . نمرود و نريمان را --> حرف اضافه ، مرا آرزوست -->راي مالكيت ) و ... 
 3 – منظور از عبارت «كار و بار حشمت ايشان برود» چيست؟
 اعتبار موفقيت گذشته آنها از بين برود. 
 4 – دو كلمه از متن قصص الانبياء پيدا كنيد كه امروز با مفهومي متفاوت بكار مي روند.
 پاره كردن --> شكستن
تب --> مطلق گرما
ايمن --> مطمئن
فرمودن --> دستور دادن 
 5 – با توجه به داستان حضرت ابراهيم (ع) اين بيت حافظ را توضيح دهيد و آرايه هاي شاخص آن را بنويسيد :
يا رب اين آتش كه بر جان من است
سردكن زان سان كه كردي بر خليل
 خدايا هم چنان كه با قدرت بيكران خود آتش سرد را دلپذير كردي به اين آتش شوق و اشتياق من كه تو را عاشقانه دوست دارم – عنايتي كن و مرا به خود نزديك تر گردان. بارزترين آرايه ي بيت«تلميح» است كه آرايه ي «تشبيه» را نيز همراه خود دارد. «آتش» هم استعاره از شوق درون است. آتش و سردي تضاد و واژه هاي «جان و سان» جناس اند. 
 6 – بارزترين نشانه هاي كهنگي عبارت زير را بنويسيد:
«آن گاه برفتند و هيزم بياوردند و بر يك ديگر بنهادند و نفت در زدند»
 كوتاهي جمله ها، سادگي معني جمله ها، فارسي بودن واژه ها، ساخت ماضي مطلق به صورت «ب» + «بن ماضي» + شناسه 
 7 – نوع «را» در جمله هاي زير چيست؟
«چنين خداي كه تو راست» و « مرا آرزوست كه »
 
اصطلاحاً راي مالكيت است --> چندين خداي كه تو داري من آرزو دارم. 
 8 – جمله پاياني عبارت زير چه نوع جمله ي پرسشي است ؟
«نمرود را گفتند : چندين سال خداوندي كردي ، اكنون بندگي كني ؟»
 پرسشي انكاري است --> نبايد بندگي كني 
 9 – در هر يك از جمله هاي زير نشانه هاي بارز كهنگي متن را مشخص كنيد :
 1. اگر او كوهي بودي ، نيست شده بودي --> ساخت ماضي استمراري با نشانه «ي» در آخر فعل ماضي
2. ابراهيم بيرون آمد از ميان آتش به سلامت --> جابه جايي اركان جمله 
 =================================================
 خودآزمايي درس۷:
1 – معني عبارت هاي زيررا بنويسيد
 به باب خواجه هيچ قصدي نكردم و كسان خواجه را نواخته داشتم. در مورد خواجه در مدت وزارتم هيچگونه اقدام سوئي نكردم بلكه به اطرافيان و بستگان خواجه رسيدگي و توجه مي كردم. جهان خوردم و كارها راندم . از دنيا و نعمت هايش استفاده ها بردم و در مسؤوليتي كه داشتم كارهاي بزرگي انجام دادم. اين همه اسباب منازعت و مكاوحت از بهر حكام دنيا به يك سوي نهادند. با فرارسيدن مرگ، اين همه بهانه ها براي دشمني و جنگ و جدال را كه به خاطر اين دنيا و ثروت ناچير است – كنار گذاشتند. به پاسخ آنكه از وي رفت ، گرفتار. در جهان ديگر گرفتار پاسخ دادن به كارهايي است كه تا زنده بود از او سر زد و منظور اين است كه بسيار مردم آزار بود. 
 2 – با توجه به متن درس، دو نمونه از ويژگيهاي درس بيهقي را بنويسيد:
 الف – فراواني جملات كوتاه مثل :‌حسنك برخاست
ب – جابه جايي در اجزاي جمله كه نثر را به زبان گفتار نزديك كرده است.
پ - رواني و خوش آهنگي جمله ها به طوري كه خواننده هنگام خواندن آهنگ زيبايي را احساس مي كند :‌مثال : جهان خوردم ، كارها راندم و عاقبت كار آدمي مرگ است ... 
 3 – عبارت «مشتي رند را سيم دادند كه سنگ زنند» بيانگر چيست؟
 بيانگر اين است كه جمعيت حاضر در صحنه با اعدام حسنك مخالف بوده اند ولي گردانندگان صحنه به عده اي ولگرد پول مي دهند تا جلو بيايند و سنگ پرتاب كنند تا وانمود شود كه مردم با اين اعدام و سنگسار موافقند و به تعبير ديگر، خواست حكومت باخواست مردم يكسان نبود. 
 =====================================
 خودآزمايي درس ۸:
1 – معني عبارت هاي زير را به نثر ساده و روان بنويسيد:
چه مي بيني در كار مَلك كه بر جاي قرار كرده است و حركت و نشاط فرو گذاشته ؟
 
نظر تو درباره شير كه بر خلاف گذشته در يك جا ماندگار شده و جنبش و نشاطي ندارد چيست؟
پشت و پناه سپاه من بود. در ديده ي دشمنان خار و برروي دوستان خال .
به راستي كه او پشتيبان خوبي براي سپاه من بود، او از نظر دشمنان مثل خار در چشم مايه ي آزار بود و مانند خال در صورت، به جمع دوستانش جمال و زيبايي مي بخشيد.
هر كه را رأي ضعيف و عقل سخيف است. از درجت عالي به رتبت خامل گرايد.
كسي كه از انديشه و فكر قوي و سالمي برخوردار نيست، اگر مقام و منزلتي دارد آن را از دست مي دهد. 
 2 – با توجه به متن سه ويژگي سبك كليله و دمنه را بيان كنيد.
 الف – استفاده فراوان از واژه هاي دشوار و نيمه دشوار عربي
ب : اطناب دو جمله ها
پ : فراواني مترادفات
ت : كوتاهي جمله ها
ث : حذف افعال به قرينه
ج : خلاف شناسه به قرينه
چ : جابه جايي در اجزاي جمله
ح : استواري و شيوايي كلام و استفاده از آرايه هاي عربي، از جمله تمثيل، كنايه ، تضاد ، سجع و جناس
خ : ارائه آموزش هاي اخلاقي، تربيتي و اجتماعي در قالب داستانها تمثيلي و از زبان حيوانات 
 3 – گاو، شير ، كليله و دمنه ، نمايندگان چه شخصيتهايي هستند؟
 گاو : صبور ، مهربان ، خيرخواه و خردمند است و به همين خاطردشمنان حسود بسياري دارد.
شير : قدرتمند است اما در قضاوت عجول است و انديشيده عمل نمي كند.
كليله : از گذشت روزگار تجربه ها آموخته است، او قانع ، عاقبت انديش، عافيت طلب و خيرخواه است.
دمنه : طالب قدرت و موقعيت و اسم و رسم است ولي خواهد به هر قيمتي كه شده به آن برسد. او حسود و فتنه انگيز است، قانع و دور انديش و خردمند نيست. 
 4 – سه نمونه از تمثيل هاي رايج از درس را پيدا كنيد و بنويسيد.
 الف – سگ گرسنه به استخواني شاد شود و به پاره اي نان خشنود گردد و شيرباز اگر در ميان شكار خرگوش، گوري بيند، دست از خرگوش بدار و روي به گور آورد.
ب – فروغ آتش، اگر چه فروزنده خواهد كه پست سوزد – به ارتفاع گرديد.
پ – چون خوره در دندان جاي گرفت، از درد او شفا نيابد مگر به قلع .
ت – نهال كردار و تخم گفتار چنان كه پرورده و كاشته شود، به ثمرت رسد. 
 5 – معناي كنايي عبارت هاي زير را بنويسيد.
 گرم شكمي --> كنايه از حرص و آز
بربادنشاندن -->كنايه از گمراه كردن 
 6 – كليله عاقبت وخيم را در چه مي دانست؟
 آگاه شدن شيراز دشمني و فتنه ي دمنه و پشتيباني از بدعهدي و اندوه زياد به خاطر از دست رفتن شنزبه و عذاب شديد وجدان كه سرانجام آن خشم و انتقام شير و نابودي دمنه خواهد بود. دمنه گفت : عاقبت وخيم كدام است؟ كليلكه گفت، رنج نفس شير و .... 
 =======================================
 خودآزمايي ۹ :
1 – مقصود از عبارت زير چيست؟
سنگ سراچه دل به الماس آب ديده مي سُفتم .
 و با قطرات اشكم كه چون الماس، درخشنده و اثر بخش بودند در خانه كوچك سينه و در دل سنگ شده ام روزنه اي مي گشودم تا نور خدا بر آن بتابد 
 2 – سه نمونه از سجع زيباي متن را بيان كنيد.
 سنگ سراچه دل به الماس ديده مي سفتم و اين بيت ها مناسب حال خود مي گفتم
يكي از دوستان كه در كجاوه «انيس » من بودي و در حجره «جلس» به رسم قديم از پا در آمد.
آزردن دوستان جهل است و كفارت يمين «سهل» و خلاف راه «صواب» است و نقض رأي «اولوالالباب» ذوالفقار علي در «نيام» و زبان سعدي در «كام». 
 3 – سعيد براي گلستان چه فوايدي برشمرده است؟
 شادكردن خوانندگان و انبساط خاطر ياران در اين سؤال فوايد «گلستان» مورد نظر است.
سعدي براي فصلي كه در «حسن معاشرت» و آداب محاورت نوشته، فايده ي ديگري را نيز يادآوري شده، آراستن و اثر بخش كردن سخنان گويندگان و نويسندگان . 
 4 – دو مورد از ضرب المثل ها يا تمثيل هايي كه در متن درس بكار رفته است. پيدا كنيد و بنويسيد.
 الف : الكريمُ اذا وعَدَ وَفي .
ب : هر چه نپايد دل بستگي را نشايد.
پ : گل همين پنج روز و شش باشد / وين گلستان هميشه خوش باشد
ت : خواب نوشين با مداد رحيل / باز دارد پياده را ز سبيل
ث : اي تهيدست رفته در بازار ترسمت پرنياوري دستار 
 5 – سه نمونه از عبارت هاي درس را كه نشان دهنده ي سبك خاص سعدي است، بيان كنيد.
 كوتاهي جمله ها، صميمت لحن، استفاده ي مناسب و به اندازه از انواع آرايه هاي ادبي به ويژه سجع و درنهايت، رواني كلام از مشخصات بارز سبك سعدي است. اين ويژگيها را در اين عبارات به روشني مي توان ديد.
الف – يك شب تأمل ايام گذشته مي كردم و بر عمر تلف كرده تأسف مي خوردم و سنگ سراچه دل را به الماس آب ديده مي سفتم.
ب – مصلحت آن ديدم كه در نشيمن عزلت نشينم و دامن از صحبت فراهم چينم و دفتر از گفته هاي پريشان بشويم و من بعد پريشان نگويم.
پ – چندان كه نشاط ملاعبت كرد و بساط مداعبت گسترد، جواني نگفتم. 
 ---------------------------------------------------------------------------------------------------------
 خودآزمايي درس ۱۰
1 – اين جمله را توضيح دهيد. عيد نورو از اجلّه و اقْدم اعياد ملي است.
 عيد نوروز از بزرگترين و كهن ترين اعياد ملي است و سابقه ي آن به سه هزار سال قبل باز مي گردد. 
 2 – سه نكته ي تربيتي را كه در درس «سبب عيد نوروز» به طور غيرمستقيم گفته شده است، بيان كنيد.
 1 . احترام به كودكان و آموزش آنها
2. تشويق كودكان براي احترام به اموات و گذشتگان
3. تشويق كودكان در احترام و پاي بندي به فرهنگ ملي 
 3 – كدام واقعه ي مهم تاريخي در نوروز اتفاق افتاده است؟
 خلافت حضرت علي (عليه السلام) 
 ===================================================================
 خودآزمايي درس۱۱ :
1 – بيت سوم را از نظر دستوري مرتب كنيد:
 تا جهان مر جفا را پيشه همي كند، تو مر صابري را عادت همي كن --> تا جهان جفا را پيشه مي كند، تو نيز صابري را پيشه كن. 
 2 – بيت زير را با بيت نهم درس مقايسه كنيد.
به سرو گفت كسي ميوه اي نمي آري / جواب داد كه آزادگان تهي دست اند
 ر اين بيت درخت بي ميوه ي سرو، نماد آزادگي و وارستگي است پس نمادي مثبت است. اما در بيت نهم سپيدار كه اين نيز درختي بي ميوه است. نمادي منفي تصور شده كه سرانجامش سوختن و نابودي است. به بيان ديگر، در اين ادبيات نوع نگاه و برداشت شاعر از بي ميوه بودن درخت متفاوت است. 
  3 – مقصود شاعر از دو تمثيل بكار رفته در ادبيات 7و8و9 چيست؟
 ارزش زندگي انسان در گروه دين است كه براي ديگران مفيد و ثمربخش باشد 
  4 – اين بيت از كسايي با كدام بخش از درس قرابت معنايي دارد؟
علم هم عالم به علي داد بيخبر / چون ابر بهاري كه دهد سيل به گلزار
 از بيت شانزدهم 
 5 – در كدام بيت درس از مفاد حديث منزلت استفاده شده است؟
 در بيت هفدهم به حديث منزلت «علّي منّي بمنزلة هارون من موسي» اشاره شده است. 
  6 – ديدگاه شاعر را در خصوص مدح و ستايشگري بنويسيد.
 ناصرخسرو متأسف است كه چرا غالب شاعران هم دوره اش براي رسيدن به ثروت و شهرت از نعمت بزرگ ذوق شاعري به بدي استفاده مي كنند، هم نسبت به نعمت خداوند ناسپاسي مي كنند و هم با ستايش و چاپلوسي، عزت و شرق خود را پايمال مي كنند. 
 =======================================================
 خودآزمايي الفت موج :
1 – آخرين بيت غزل عراقي را با اين دو بيت باباطاهر مقايسه كنيد و تحليل خود را از اين مقايسه بنويسيد.
يكي درد و يكي درمان پسندد / يك وصل و يكي هجران پسندد
من از درمان و درد و وصل و هجران / پسندم آنچه را جانان پسندد
 عارفان خداوند را خيرمطلق مي دانند، ازاين رو هرگز از جمعيت ها نمي نالند بلكه آن را وسيله ي تقرب مي دانند و در هر حال به خداوند توكل دارند. عراقي در پايان مناجات خود با چنين بينشي، از خداوند رنج و بلاي دائم و پياپي را طلب مي كند. باباطاهر هم همين بينش را دارد با اين تفاوت كه او از مرحله ي طلب فراتر رفته و به مقام «رضا» رسيده يعني قلباً به هر آن چه خداوند اراده كند راضي است آن را دوست دارد و از اينكه در برابر چنين خداي مهرباني خواسته اي داشته باشد، پرهيز دارد. 
 2 – آيه «و مَن يتَوكّلْ علي الله فَهوَ حسبُهُ» با كدام بيت درس ارتباط معنايي دارد؟
 چه باك آيد ز كس آن را كه او را نگهدار و نگهبانش تو باشي 
 3 – يك نمونه ايهام در بيت نخست غزل «الفت موج» پيدا كنيد.
 مصراع دوم دو معني را به ذهن مي آورد.
الف : خار دامن مرا مي كشد
ب : خار هم از من دوري مي كند 
 4 – تغيير دادن جاي تكيه در كدام كلمه ي بيت زير، باعث تغيير معنا مي شود؟
قمري ريخته بالم ، به پناه كه روم / تا به كجا سركشي از سرو خرامان از من
 سركشي سه هجا دارد، سر ، كِ ، شي ، اگر تكيه روي هجاي اول باشد، مي شود سر را مي كشي . اگر تكيه روي هجاي سوم يعني «ش» باشد، مي شود سركشي كردن ، سركشي بودن. 
 5 – يك تشبيه نهفته در بيت پاياني درس الفت موج را پيدا كنيد.
 ديده به ابر مانند شده، شدت بارش اشك به باران همراه با طوفان، دل هم به فضايي كه غبار غم آن را كاملاً پوشانده است. 
 ========================================================
خودآزمايي درس ۱۲:
1 – در سفر «گل هاي چيده» چرا شاعر گل هايي را كه براي تماشاي شهيد آورده اند، رنگ پريده توصيف مي كند؟
پريدگي رنگ گل ها در نگاه شاعر، نشانه ي اندوه حسرت بار آنهاست و شاعر با آن تعبير به برتري خون شهدا اشاره مي كند.
2 – بيت زير كدام آيه ي قرآني را تداعي مي كند؟
از پي هر شكست پيروزي است / از دل شب سپيده مي آيد
انّ معَ العُسْر يُسْرا
3 – در كدام بيت شعر «سايه ي خورشيد» شاعر از اينكه چون ابر باشد، ناراحت و گريزان است ؟
بيت سوم : زمين سترون و ...
4 – نهاد فعل «داد» را در بيت ششم شعر «سايه ي خورشيد» مشخص كنيد.
«جهان» نهاد فعل «داد» است كه به قرينه لفظي جمله ي قبل حذف شده است
==============================================================
 خودآزمايي درس ۱۳ سجاده ي سبز
1 – در بيت دوم شعر «سجاده ي سبز» منظور شاعر از «جمله سبز» چيست؟
 منظور سبزه زارهاست. 
 2 – پيامبر فرمود : اذا رأيتم الرّبيع ، فاكثروا ذكر النّشور ، هرگ اه بهار را ديديد، قيامت را فراوان ياد كنيد. اين مفهوم در كدام ابيات «سجاده ي سبز» ديده مي شود.
 اين مفهوم در ادبيات 3و4 كاملاً روشن و ابيات شماره ي 1و2 نيمه روشن است. 
 3 – ششمين بيت شعر «سجاده ي سبز» بنفشه نماد چيست؟
 بنفشه نماد انسان هميشه عابد است 
 4 - در دومين بيت غزل «كرامت آبي» صخره و دريا نماد چه چيزهايي هستند؟
 صخره نماد پايداري و صبر و دريا و امواج آن نماد حوادث و بالاهاي پياپي است. 
 5 – بيت هشتم غزل «كرامت آبي» را توضيح دهيد.
 در معاني ابيات آمده است 
 6 – بيت زير از حافظ با كدام بيت از شعر «سجاده ي سبز» ارتباط معنايي دارد؟
كنوني كه در چمن آمد گل از عدم بوجود / بنفشه در قدم او نهاد سر به سجود
 با بيت 6 متناسب است، «سجده هاي بنفشه» مشخصه ي مشترك هر دو بيت است
 =====================================================================
  خودآزمايي چند شهر كويري:
1– درباره مفهوم اين عبارت توضيح دهيد و اگر مشابه آن را سراغ داريد، بيان كنيد.
 به (=با) اين شكستگي از رد به صدهزار درست.
با وجود اين نقصي كه پيدا كرده ( = به آن صدمه زده و بخشي از آن را شكسته اند) هنوز هم از همه ي نمونه هاي مشابه امروزيش بهتر است. گذشت قرنها نتوانسته شكوه و عظمت كار هنرمندي كه آن را پديد آورده – از بين ببرد.
اين مصراع برگرفته از اين بيت است.
بكن معامله اي وين دل شكسته بجز/ كه با شكستگي از رد به صدهزار درست (حافظ) 
 2 – به اعتقاد ناصرالدين شاه «طاق بستام» درست است نه «طاق بستان» چرا؟
 زيرا اين امكان، مجاوردهي به نام بسطام است. 
 3 – در سفرنامه ي «چند شهر كويري» چه مسائلي بيشتر مورد توجه نويسنده بود است؟
 معرفي شخصيتهاي برجسته ي مذهبي، علمي و ادبي شهرها و آثار و بناهاي مهم تاريخي و مذهبي به بيان ديگر، نويسنده ارزش و منزلت هر شهري را بيشتر، مديون انسانهاي بزرگي مي داند كه كم و بيش آن جا زيسته اند. 
 درس بيستم : ديدار
 نادر ابراهيمي متولد (1315) از داستان نويسان پر كار معاصر است. وي داستان نويسي را از دهه ي 1330 آغاز كرد.
از مهم ترين آثار وي به «بار ديگر شهري كه دوست مي داشتيم» «ابوالمشاغل» ، «مردي در تبعيد ابدي»، «غزل داستان سال هاي بد» و «صوفيانه ها و عارفانه ها، مي توان اشاره كرد.
آنچه مي خوانيد ، بخشي از رمان «سه ديدار» اثر نادر ابراهيمي است. او در اين اثر، به بازآفريني زندگي امام خميني (ره) پرداخته و با بياني هنرمندانه حوادث زندگي امام را توصيف كرده است. 
   ديدار ، خودآزمايي :
1 – چرا امام (ره) در انتقاد از سخنان مدرس مي گويد «همه جا خواهند گفت كه آقاي مدرس مرد خوب و شوخ طبعي است كه سخنان نمكين بسيار مي گويد».
 پس از آنكه مدرس تعبير«غول بي شاخ و دمي كه معلوم نيست از كدام جهنمي ظهور كرده» را براي رضاخان بكار مي برد، امام ره با بياني رسا و متين و در نهايت ادب و احترام به مدرس تذكر مي دهد كه به كار بردن اين تعبيرهاي طنزآميز از اعتبار سخنان او مي كاهد و بهانه اي به دست دشمنان مي دهد تا تبليغ كنند كه مدرس انديشه و حرف جدي براي مطرح كردن ندارد». به بيان ديگر امام (ره) به مدرس توصيه مي كند كه به افشاگري رفتار زشت رضاخان و حكومت ستمگرانه او بپردازد. 
 2 – نويسنده چه تفاوتي در نگاه امام و برادرس مي بيند؟
 نگاه امام همانند تيري كه آماده ي پرتاب از كمان است، مؤثر دشمن آشكار است و نگاه برادر ايشان ملايم و آرام. 
 3 – نويسنده در اين متن، كدام ويژگي هاي شخصيت امام خميني (ره) را معرفي مي كند؟
 مصمم و با اراده بودن، پايداري در برابر ظلم ،اخلاص ، هوشياري و تدبير، اشتياق به بيداري مردم، فروتني و تواضع، بي پروايي در ابراز عقيده، همراه با استدلال و منطق و رعايت ادب و تواضع و موقعيت شناسي، شايستگي و لياقت براي رهبري ، شور و هيجان، و شهامت و بي باكي . 
 4 – زاويه ي ديد داستان را معرفي كنيد:
 راوي داستان سوم شخص (داناي كل ) است. 
 5- آيا رمان ديگري مي شناسيد كه درباره يكي از شخصيت هاي تاريخي باشد؟
 آشيانه ي عقاب، اثر زين العابدين مؤتمن، ماه نخشب ، اثر سعيد نفيسي ، ماني نقاش، اثر صنعتي زاده 
 6 – در هر يك از عبارات زير آرايه هاي ادبي را بيابيد .
برف بلند را مي كوبيد و پيش مي رفت ، يا برف كوبيده را بيش مي كوبيد.
 پيش و بيش : جناس
برف : براي سختي ها و موانع 
  اين جا همه اش در پرده بمانيد، آن جا در محضر خدا، پرده ها را برداريد
 در پرده ماندن و پرده ها را برداشتن : كنايه و تضاد 
   آدمي زاد مي توانست به نگاه آن يكي تكيه كند – همان طور كه به يك بالش پر تكيه مي كند. و مي توانست نگاه اين يكي را در چله اي كمان بنشاند و به سوي دشمن پرتاب كند.
 نگاهي چون بالش پر و نگاهي چون تير : تشبيه 
   اين غول بي شاخ و دم معلوم نيست از كدام جهنمي ظهور كرده
 شاخ و دم : استعاره
دشمنان نه فقط شما را بلكه ما را كه شما پرچمدارمان هستيد خواهند كوبيد.
پرچمدار بودن : كنايه
به اعتقاد اين بنده ي ناچيز .... رضا خان .... بارديگر ما را از چاله به چاه خواهد انداخت.
چاله به چاه : كنايه از به سختي و مشكلات بيشتر گرفتار كردن
شب به شدت سرد بود، دل روح الله به حدت گرم . «كه آتشي كه نميرد ، هميشه در دل او بود»
سردو گرم : جناس
شدت و حدت : جناس
آتش دل : استعاره براي شوق عدالت خواهي
آتشي كه نميرد : اشاره به بيت معروفي از حافظ :
از آن به دير مغانم عزيز مي دادند / كه آتش كه نميرد، هميشه در دل ماست 
 ==============================================================
 خودآزمايي درس عرفان اسلامي :
1 – موضوعي كه نويسنده مطلب طرح مي كند، با دو بيت آغاز درس چه ارتباطي دارد؟
 نويسنده ، از تاريخ طولاني تفكر بشر و اينكه آدمي به دليل محدود بودن عمر و دانستني هايش احاطه اي بر سراسر تاريخ بشري ندارد، سخن مي گويد و براي اينكه اين موضوع را براي خواننده محسوس و قابل تصور كند از دو بيت زيبا استفاده مي كند كه در آنها به زبان تمثيل، ضعف و ناتواني بشر، به صورت نماد پشه و كرم ، ديرينگي تاريخ تفكر آدمي، به شكل دو استعاره (باغ و درخت كهنسال) نمايانده شده است. 
 2 – اصحاب صُفّه و تابعين چه كساني بوده اند؟
 اصحاب صُفّه : جماعتي كه بواسطه ي زهد و قناعت و مواظبت بر طاعت و عبادت و آشنايي به اسرار دين، در مقابل دنيا پرستان جاهل، طبقه ي ممتازي را تشكيل دادند، آنها در آغاز اسلام به نام اصحاب صُفّه و بعداً به نام صحابي و تابعي ... شناخته مي شدند. «تابعين» كساني بودند كه حيات پيامبر را درك نكردند و اسلام را از صحابه پذيرفتند. 
 3 – عرفا براي بيان مقصود از اصطلاحاتي خاص استفاده مي كنند. سه اصطلاح را در غزل معروف امام خميني (ره) با طمع «من به خال لبت اي دوست گرفتار شدم» بيابيد و بررسي كنيد.
 «خال» از واژه هايي است كه در عرفان مفهوم اصطلاحي يافته است. «نقطه ي وحدت حقيقي» ، دو چشم نيز كنايه از جمال و زيبايي بي نظير پروردگار است. منظور از «ميخانه» هم قلب و باطن عارف است. 
 درس  : در محراب عشق
 تغيير كشف الاسرار و عدّة الابرار نوشته ي ابوالضل رشيدالدين ميبدي است و تأليف آن در سال 520 هجري قمري آغاز شده است. نويسنده ي اين تفسير بزرگ ده جلدي آنرا به نثري شيوا نگاشته و در آن به بررسي كلمات و شأن نزول آيات ( التوبة الاولي) ترجمه ي دقيق و تفسير روشن آيات التوبه الثانية و تأويل و توجيه عرفاني و ذوقي بعضي آيات پرداخته است. بخشي از تأويل هاي عرفاني اين كتاب منتخب از التوبة الثانيه را مي خوانيم. 
 1 – با توجه به عبارات زير به اين پرسش ها پاسخ دهيد:
و در آثار بيارند كه «علي عليه السلام» در بعضي از آن حرب هاي وي تيري به وي رسيد، چنانكه ، پيكان اندر استخوان وي بماند. جهد بسيار كردند، جدا نشد، گفتند :
تا گوشت و پوست برندارند و استخوان نشكنند، اين پيكان جدا نشود». بزرگان و فرزندان وي گفتند :
اگر چنين است صبر بايد كرد تا در نماز شود – كه وي ما را اندرود نماز چنان همي ببينم كه گويي وي را از اين جهان خبر نيست ».
الف – معني واژه «ورد» چيست؟ جمع مكسر آن را بنويسيد:
 ورد : ذكر ، جمع ورد :‌اوراد 
  ب - «تكرار واژه» يكي از نشانه هاي كهنگي متن است. نمونه اي از آن را بيابيد.
 
نمونه ي روشن تكرار، واژه ي «وي» است كه شش بار آمده . 
   پ – پنج نشانه از نشانه هاي دستور تاريخي متن را مشخص كنيد :
 واژه «بعضي» در معني ديگري غير از معني امروزي آن بكار رفته است. نمونه ديگر : واژه «پيكان» است / تكرار واژه / كوتاهي و روشني جمله ها/ كاربرد «اندر» به جاي «در» / كاربرد : «همي» به جاي «مي» در مضارع اخباري در «همي ببينم»/ كاربرد مضارع اخباري با ساخت «بِ + بن مضارع + شناسه )، (بيارند : مي آورند = مي آورند) 
 2 – نوع «را» در جمله هاي زير، كدام است : نشانه هاي مفعولي، نشانه ي متممي يا «راي» ي مالكيت.
 الف) گويي وي را ازاين جهان خبر نيست.
ب) تو را خبر نبود
پ ) مرا از لذت مناجات الله در تن خبر نبود
نوع «را» در هر سه جمله ، راي مالكيت است. هر گاه «را» همراه با فعل «است» يا «بود» معادل فعل «داشتن» باشد، رأي مالكيت ناميده مي شود. وي را خبري نيست : خبر ندارد. 
 3 – در محل هاي نقطه چين، عبارت زير واژه ي در حقيقت، شريعت و طريقت را درست بكار ببريد.
«بدان كه .... گفت انبياست و ... كرد انبياست و ... ديد انبياست ».
 شريعت، طريقت حقيقت 
   4 – معني و در صورت جمع بودن ،مفرد واژه هاي مشخص شده را بنويسيد:
1 – آن طايفه كه هر سه دارند، كاملان اند و ايشان اند كه پيشواي «خلايق» اند.
2 – آن طايفه كه هيچ ندارند از اين سه ، ناقصان اند و ايشان اند كه «بهايم» اند.
3 – آدميان زبده ي «كائنات » اند.
4 – انسان كامل هيچ طاعتي بهتر از آن نديد كه عالم را «راست كند».
5 – انسان كامل، مردم را «محب و مشفق» يكديگر گرداند.
 
1. خلايق : مخلوقات ، جمع خليفه
2. بهايم : چهارپايان ، حيوانات ، جمع بهيمه
3. زبده : خلاصه و برگزيده / كائنات : هستي
4 . راست كند : اصلاح و آباد كند
5. محب و مشفق : دوستدار و دلسوز 
 در بيان شريعت و طريقت و حقيقت انسان كامل :
 «انسان كامل» يكي از متون مهم عرفاني قرن هفتم اثر عزيزالدين بن محمد نسفي از مشاهير عرفاي اين قرن و از مريدان و پيروان سعد الدين حمّويي، عارف بزرگ است. نسفي اين كتاب را «22 جزء تأليف كرد و كار نوشتن آن را به سال 68 ه‍.ق در شيراز) به پايان رساند. آنچه در اين درس آمده ، آنچه در اين درس آمده، گوشه اي از فضايل و صفات انسان كاملي است كه با تلخيص از كتاب ياد شده نقل مي گردد. 
   خودآزمايي درس ۱۸ :
1 – باتوجه به متن «درس» در محراب عشق حديث «الصلوة معراج المؤمن» را توضيح دهيد.
 
نماز تأثيرگذار حضرت علي (عليه السلام) را نشان مي دهد كه نماز واقعي مؤمن، سرشار از لذت حضور در كتاب محبوب است و استوارترين نردبان براي عروج روح آدمي است. 
 2 – مقصود نويسنده از مقايسه دو داستان چيست؟
 نويسنده اول از نماز حيرت انگيز حضرت علي (علِيه السلام) ياد مي كند، كه در آن پوست و گوشت و استخوان شكافته مي شود و نماز گذار از لذت تقرب به پروردگار و شدت حضور قلب متوجه نمي شود.
سپس براي اينكه ثابت كند امكان چنين حضور قلبي در نماز ممكن است و اين ماجرا حقيقت دارد، دليل مستندي ارائه مي كند و آن اين است كه خواننده را به سراغ كلام الهي برده و بخشي از داستان زندگي حضرت يوسف را كه مربوط به بريده شدن دست هاي زنان مصر است، يادآوري مي كند. 
 3 – با توجه به درس «انسان كامل» ويژگيهاي انسان كامل را بنويسيد (چهار مورد)
 
با توجه به عبارت «انسان كامل آن است كه او را چهار چيز به كمال باشد».
گفتارش با مردم پسنديده باشد. كارها و اعمالش درست، سودمند و خالصانه باشد.
در حق بندگان خدا خيرخواه و نيك انديش باشد. آگاه و انديشمند باشد. 
 
======================================================================
 خودآزمايي درس  ۱۹:
1 – نظام عالم وجود را نظام احسن مي گويند : يعني، هيچ كاستي و نقصي در آن نيست . كدام بيت مؤيد اين مفهوم است؟
 اگر يك ذره را برگيري از جاي / خلل يابد همه عالم سراپاي 
 2 – مصراع «گهي ابليس گردگاه آدم» در ستايش و توصيف دل است يا خدمت آن ؟
 با توجه به محور عمودي ابيات، در ستايش و توصيف دل است. 
 3 – شاعر در كدام بيت به اتحاد عشق و عاشق و معشوق اشاره كرده است؟
 بيت اول 
 4 – كدام بيت شعر درس به مسئله وحدت وجود اشاره دارد؟
 بيت اول – بيت آخر 
 5 – چرا شاعر گلشن راز جهان را سر به سر آئينه مي داند؟
 زيرا همه پديده ها هم چون آينه خداوندي و قدرت و حكمت او را روشن و زلال نشان مي دهند. 
 6 – كدام ابيات از شعر «جمال جان فزا .... » معاني نزديك به هم دارند؟
 بيت اول و دوم با هم ارتباط معنايي نزديكي دارند.
بيت چهارم (اگر يك قطره را ...) با بيت پنجم ( به هر جزئي زخاك او ...)
بيت ششم ( به اعضاء پشه اي ...) با بيت هفتم (درون حبه اي ...) و بيت هشتم (بر پر پشه اي ..) 
 7 – اين شعر را جزء ‌كداميك از انواع ادبي مي توان به شمار آورد؟
 كتاب گلشن راز پاسخ به سؤالات هفده گانه اي است كه از شبستري پرسيده شد، از اين جهت اين اثر از نوع «ادبيات تعليمي» است. 
 8 – در حديث قدسي آمده است كه خدا فرمود : من در زمين و آسمانها نمي گنجم اما در دل مؤمن مي گنجم . شاعر از اين حديث در كدام بيت استفاده كرده است؟
 بدين خردي كه آمد حبه ي دل / خداوند دو عالم راست منزل
«قلب المؤمن عرش الرحمن»
«قلب المؤمن بيت الرحمن» 
 ======================================================
خودآزمايي درس:۲۰
1 – در بيت زير، مقصود از «دريا» و «شبنم » چيست؟
چون به دريا مي تواني راه يافت / سوي يك شبنم چرا بايد شتافت
در يك برداشت، منظور از دريا محبوب حقيقي يعني پروردگار مهربان است و شبنم هر چه غير خداست كه حقير است و ارزش دل بستن ندارد. با توجه به داستان، منظور از شبنم «بهشت» است.
2- عذرآوري مرغان بيانگر چه مطلبي است ؟
نشان دهنده ي عواملي است كه سبب مي شوند انسانها شايستگي بهترشدن را از دست بدهند. به بيان ديگر عذرهاي مرغان هر يك موانعي هستند كه انسان را از سير به سوي كمال باز مي دارند و او را به سكون يا گمراهي مي كشانند.
3 – تمثيل هاي اين داستان را بيابيد و چهار مورد را رمزگشايي كنيد:
سيمرغ : رمز خداوند است. هد هد رمز انسان كامل است
كوه قاف : رمز نزديكي به خداوند است . هم چنين رمزي از سرزمين قلب مؤمن است.
بلبل، نماد انسان هاي عاشق پيشه و هوسران است. كاووس، بط، بازشكاري و جغد هر كدام مفهوم رمزي دارند و قشري از مردم را با ويژگيهاي خاص نشان مي دهند. 
 ===========================================================
خودآزمايي درس۲۱ :
1 – سه پيام ارزشي را كه در درس مطرح شده است . با ذكر نمونه بيان كنيد.
 الف) راه نجات انساني، آزادي روح و روان است از قفس آرزوها و هوس ها :
جان من كم تر ز طوطي كي بود / جان چنين بايد كه نيكو پي بود
ب) گرفتاريها و رنج هاي انسان محصول خودنمايي است:
هر كه داد او حسن خود را در مزاد / صد قضاي در سوي او رو نهاد ...
2 – كدام بخش از درس ، مفهوم حديث :«موتوا قبل أن تموتوا» را نشان مي دهد؟
اي حيات عاشق در مردگي .... / مرده شو چون من كه تا يابي خلاص 
 3 – مقصود مولانا از بيت زير چيست؟
قافيه انديشم و دلدار من گويدم منديش جز ديدار من
 سخنان عارفانه در قالب كلام – هر چند زيبا باشد – نمي گنجد ارتباط قلبي و صميمانه ، نجات بخش است. 
 4 – دو نماد درس را رمز گشايي كنيد.
 طوطي، نماد روح پاك انسان است. هندوستان، نماد جايگاه اصلي روح است كه از جانب پروردگار در انسان دميده شده .
قفس : نماد تن و خواسته هاي مادي است. طوطي هند، نماد رهبر و مرادي است كه سبب نجات و رستگاري مي شود. بازرگان نيز نماد رهبر و مرادي است كه سبب نجات و رستگاري مي شود. بازرگان نيز نماد سالك است. 
 5 – مفهوم عبارت هاي كنايي زير را بنويسيد:
كُله بر زمين زدن، سرد گشتن ، گياه بام شدن
 1 . شدت عصبانيت است
2. نشانه ي مردن است
3. پرهيز از خودنمايي و خود را مورد توجه ديگران قرار ندادن 
 ================================================================
 خودآزمايي ۲۲:
1 – پيام اخلاقي هر يك از حكايت ها و اشعار درس را بنويسيد:
 در حكايت «زاهد و پادشاه» ، «رياكاري» مورد سرزنش قرار گرفته است.
در حكايت «بادنجان و بوراني» زشتي سخن و رفتار افراد چاپلوس و متملق نكوهش شده .
حكايت «ظلمت خاص» از بي لياقتي و حماقت حاكم سخن مي گويد.
در حكايت «دوستان شيطان» از دروغ گويي و مردم دروغ گو، انتقاد شده است.
مضمون حكايت «شعار عاقلان»‌انتقاد از ناآگاهي و جهالت اكثريت مردم روزگار است.
در حكايت «عسل قاتل» از صفت ناپسند «خسيسي» انتقادشده است.
حكايت «شرمساري» انتقاد از نداشتن شايستگي و مهارت اطباست.
مضمون حكايت در انتظار جنازه نكوهش بخل و خساست است.
پيام اخلاقي شعر آن است كه : روزگار به هيچ كس وفادار نخواهد بود، مرگ حق است و ظلم بدترين شيوه اي است كه انسان در زندگي برمي گزيند، نبايد از مرگ غافل بود از گذشتگان بايد عبرت گرفت، از آزار و ظلم به ديگران بايد پرهيز كرد و زندگاني را به نيكنامي به پايان رسانيد. 
 2 – كدام بيت درس، با بيت زير از قصيده ي ايوان مدائن خاقاني تناسب دارد؟
ما بارگه داديم، اين رفت ستم بر ما/ برقصر ستمكاران تا خود چه رسد خندان
 چون داد عادلان به جان در، بقا نكرد / بيداد ظالمان شما نيز بگذرد 
 3 – مفهوم آيه ي «كلّ نفسِ ذائقة الموت ...» از سوره ي آل عمران در كدام بيت آمده است؟
 آب اجل كه هست گلوگير خاص و عام 
 بيداد ظالمان :
 يكي از قصايد اجتماعي و انتقادي مؤثر در تاريخ شعر و شاعري ايران، قصيده ي زير از سيف فرغاني شاعر و منتقد اجتماعي قرن هفتم است. سيف در اين شعر، ضمن اينكه طبقه ي مرفه و حاكم عصر خويش را نقد مي كند. ناپايداري ايام خوش آنان را با تعبيرات گوناگون هشدار مي دهد.
خودآزمايي : سؤالات اين درس نيز با سؤالات درس زاهد و پادشاه، (درس بيست و ششم) آمده است. 
 =================================================================
 خودآزمايي : درس۲۳ :
1 – عنوان جذاب، شروع خوب و پايان مناسب از ويژگيهاي طنز اجتماعي است . درس را از اين ديدگاه بررسي كنيد.
 عنوان چون صراحت و روشني ندارد، توجه خواننده را جلب مي كند. منظور از تولد ديگر چيست؟ تولدي ديگر يك مفهوم كتابي هم دارد. از تحول بزرگ و مثبتي كه در زندگي كسي اتفاق مي افتد، به تولدي ديگر تعبيه مي كنند. از اين رو دو پهلو بودن و جنبه ايهامي عنوان، اولين امتياز اين نوشته است.
شروع داستان نيز با عبارتي كوتاه كنجكاوي خواننده را برمي انگيزد او را به دنبال كردن ماجرا علاقمند مي كند. اين ايهام شيرين تا انتهاي ماجرا همچنان در ذهن خواننده باقي است و سرانجام در پايان، گره گشايي مي شود و خواننده به رابطه ي ازدواج مريم به مديريت رسيدن پدر و مادرش پي مي برد. 
 2 – دو تركيب از بر ساخته هاي نويسنده را كه بر تأثير گذاري و زيبايي نوشته ي طنزآميز او افزوده است بنويسيد:
 كار جاسازي به شكل مطلوبي انجام شد ... و صندوق عقب خودرو، بدون هيچگونه «آش مالي» و «خورش زدگي» از عهده ي اين مهم برآمد.
ديد و بازديدهاي تازه عروس و «ماه داماد» تمام شده بود كه ... 
 3 – نمونه اي از تغيير زاويه ي ديد را در درس بيابيد و بنويسيد.
 نويسنده راوي داستان است اما در بخش كوتاهي جاي خود را به دوم شخص مي دهد و خود را كه گوينده است مخاطب قرار مي دهد.
ديد و بازديدهاي تازه عروس و داماد تمام نشده بود كه خام يك روز مژده داد : چه نشسته اي كه به زودي پدربزرگ خواهي شد. شنيدن لقب پدربزرگ احساس دوگانه اي به آدم مي داد، از يك طرف خوش حال بود كه بالاخره بچه هايت سرو سامان گرفته اند. از طرف ديگر كليه مي خوردي كه اي دل غافل، عمر عزيز چه زود مي گذرد چه دردسرتان بدهم . 
 4 – در طنزگاهي از كلمات و اصطلاحات غيررايج در فارسي امروز استفاده مي شود. مانند «متعلقان» به جاي زن و فرزند، دو مورد ديگر را در درس بيابيد و بنويسيد:
 قرار شد اين دو قلم جنس را در منزل خودمان بپزيم و ... به كاشانه ي «حبيه» منتقل كنيم.
يقيناً براي گذراندن دوران نقاهت هم جايگاهي خوشتر و شيرين تر از منزل ما پيدا نمي شد.
برنامه نگهداري تو اي عزيزتر از جان نيز در ساعاتي كه «والده ي مكرمه شان» در اداره به سر مي بردند به ما واگذار شد. 
 ========================================================
خودآزمايي درس ۲۴
1 - «قوم» در حكايت كليله و دمنه به چه معني بكار رفته است؟
 زوجه و همسر  
2 – جمله ي زير را به فارسي امروز بازنويسي كنيد :
 به بركت اين افسون ، نه كسي مرا بتوانستي ديد و نه در من بدگماني صورت بستي.
به بركت اين ورد و جادو كسي قادر به ديدن من نبود، و كسي هم به من بدگمان نمي شد.
3 – در متون قديم گاهي ضمير متصل فاعلي به قرينه حذف مي شده است، مثال :
او را ديدم و به او گفت (به جاي گفتم) ، نمونه اي ازاين مورد از حكايت كليله و دمنه در درس بيابيد و بنويسيد.
خداوند خانه چوب دستي برداشت و شانه هايش بكوفت و گفت : همه عمر برو بازو زدم و حال بدست آورد. به جاي به دست آوردم.
4 – در كدام قسمت داستان كليله و دمنه به باورهاي عاميانه اشاره شده است.
عبارت پاياني درس: اكنون «مشتي خاك پس من انداز» تا گراني ببرم.
5 – شاعر رثاي « سالگرد» ، چرا به رادمردان كربلا رشك مي برد؟
زيرا آنها را بزرگ مرداني مي بيند كه در راه عشق بي پايان به خدا، زندگي و هستي خود را نثار كرده اند. 
 =======================================================================
  خودآزمايي و سؤالات مفهومي درس برف :
1 – باتوجه به ابيات زير به پرسشها پاسخ دهيد.
ناگه فتاد لرزه بر اطراف روزگار / از چه ؟ ز بيم تاختن ناگهان برف
گشتند نااميد همه جانور زجان / با جانِ كوهسار چو پيوست جان برف
الف – دو نمونه تشخيص( جان بخشي) را نشان دهيد :
 تاختنِ برف، جان كوهسار، جان برف 
   ب - «تكرار» آرايه ي كدام بيت است؟
 بيت دوم، زيرا واژه ي «جان» چهاربار در آن يافت مي شود. 
 2 – آتش به دست و پاي فرومرد و بر حق است / مرغ شرر چگونه برد ز آشيان برف
الف – مفهوم «به دست و پاي فرومردن» چيست؟
 كنايه از بي حس و حركت شدن است. 
   ب - «نگاه شاعر «آتش» و «برف» به چه چيزهايي مانند شده اند؟
 آتش به پرنده تشبيه شده و شعله هاي آن به بال پرنده برف نيز به آشيانه پرنده مانند شده است. 
 3 – از تيغ و مهر ناوك انجم خلاص يافت / اين ابلق زمانه زبرگستوان برف
دربند كرد روي زمين را چو زال زر / بهمن به دست لشكر گيتي ستان برف
سيلاب ظلم او در هر ديوار مي كند / خود رسم عدل نيست مگر در جهان برف؟
الف – معني واژه هاي «ناوك»، «ابلق» و «برگستوان» چيست؟
 ناوك: نوعي تير كوچك است.
ابلق : دو رننگ ، سياه و سفيد در اينجا منظور روزگار است.
برگستوان : پوشش جنگي 
   ب – منظور از «تيغ مهر» و «ناوك انجم» چيست‌؟
 تابش نور خورشيد و ستارگان 
 
 پ – واژه هاي مراعات نظير و تشبيهات بيت اول را مشخص كنيد:
 تيغ، ناوك، ابلق و برگستوان همه يادآور ميدان نبرد هستند.
مهر و انجم نيز مراعات نظيرند، تابش خورشيد و نور ستارگان به شمشير مانند شده، شب و روز به اسب سياه و سفيد و برف هم به پوشش جنگي شبيه شده است. 
   ت – منظور از «او» در بيت سوم چيست يا كيست؟
 منظور از «او» برف است، ضمناً بيت سوم آرايه ي تشخيص دارد 
 4 – دل تنگ و بينوا چو بطان بر كنار آب /خلقي نشسته ايم كران تا كران برف
گر قوتم بُدي ز پي قرص آفتاب / بر بام چرخ رفتمي از نردبان برف
الف – آرايه هاي «تضاد» ، «تشبيه» ، «استعاره» و «مراعات نظير» را مشخص كنيد.
 در بيت اول ، مردم اندوهگين و تهي دست، به مرغابيهاي گرسنه ي اجتماع كرده و در كنار آب بدون ماهي مانند شده اند. در بيت دوم هم برف به نردبان تشبيه شده است.
در بيت سوم «چرخ» استعاره است براي آسمان
«آفتاب و چرخ» و «نردبان و بام » با يكديگر مراعات نظيرند. 
   ب – نشانه ي دستور تاريخي بيت سوم چيست؟
 نشانه ي ماضي استمراري در فعل هاي «بُدي» و «رفتمي» «ي» در پايان فعل است. 

 
 خودآزمايي درس  ۲۶:
1 – كلمه «شايد» از درس بهار (بيت دوم ) را با كلمه ي «شايد» در فارسي رايج امروز مقايسه و تفاوت معنايي آنها را بيان كنيد.
«شايد» در شعر «بهار» سوم شخص مفرد از مصدر «شايستن» است. اين واژه امروزه به اين معني متروك شده و تنها به معني «ممكن است» و در نقش قيد كاربرد دارد.
2 – شاعر در بيت هفتم درس بهار، درمان دردمندي روزگار را در چه دانسته است؟
در بوي خوش گل ياسمن
3 – در بيت نهم شعر بهار گنج استعاره از چيست؟
انبوه دانه هاي برف كه همچون مرواريدند.
4 – آرايه هاي بيت نهم درس برف را پيدا كنيد و درباره آنها توضيح دهيد.
با اشاره هاي «لشكركشي بهمن» و «دربند شدن زال» آرايه ي تلميح پديد آمده است.
برف به لشكر تشبيه شده كه زمين را تسخير مي كند.
زمين پوشيده از برف نيز به زال زره كه سرانجام دربند شد – مانند شده است.
در تعبير لشكر «گيتي سنان» برف ، اغراق كاملاً مشهود است.
واژه «بهمن ايهام تناسب دارد، زيرا دو معني را به همراه دارد : يازدهمين ماه شمسي و نام پسر اسفنديار كه به خون خواهي پدرش كه به دست رستم كشته شده بود، خاندان زال زر را برانداخت و زال را به زندان آهنين دربند كرد. ضمناً در معني اولي، با برف تناسب دارد و در معني دوم، با دربند كردن زال
5 – شاعر اشباع شدن مردم را از برف چگونه به تصوير كشيده است؟
شاعر برف سنگين را مهماني تصور كرده كه زياد ماندنش مايه ي كسالت و دل زدگي شده است.
6 – دو نمونه طنز تلخ در شعر برف پيدا كنيد:
بيت يازدهم : برف تنها غذاي مردم بيچاره شده است.
بيت نوزدهم : اهل خانه ام به جاي نوشيدني صبحانه، برف آب شده جاري در ناودان را مي نوشند و بيت آخر.
7 - «پيغام هاي سرد» كنايه از چيست؟
آه هاي پياپي
 ===================================================================
خودآزمايي درس ۲۷
1 – مولوي سنگ و خاك را نماد چگونه آدم هايي دانسته است؟
سنگ نماد كساني است كه روح و روان آنها اثر پذيري و دگرگوني و رشد را از دست داده اند. «خاك» نماد فروتني و تواضع است كه زمينه ساز رشد و كمال و سرسبزي روح آدمي است.
2 – مراد شاعر از كلمات «بينديشيم» و «بياموزيم» چيست؟
اين است كه به پديده ها از جمله بهار از سر تأمل و عبرت بنگريم تا دريابيم آنها چه پيامي براي ما دارند و چه درسي را به ما مي آموزند.

==================================================

متاسفانه  نتوانستم به موقع تولد امام رضا (ع) را تبریک بگویم حالا با کمی تأخیر تولد آن امام همام هشتمین مهر تابان سپهر امامت بر رهروان حضرتش گرامی باد

13 آبان

بهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar-20.comبهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar-20.com                                                    بهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar-20.comبهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar-20.com

امروز ۱۳ آبان بود . روزی با شکوه که  ایران اقتدارخود را به همه نشان داد . روزی که دانش آموزان ودانشجویان دست در دست هم لانه فساد وجاسوسی شیطان بزرگ را تسخیر نمودند. روزی که امام به اجبار از خاک وطن تبعید شد .به امید آن که ارزش های گران قدر میراث رسیده به ما برای همیشه پا برجا بماند.

  خلاصه کتاب :نحوه رفتار والدین با فرزندان

                                                                                                                    

آدمی در محیطی به نام خانه وخانواده پا به عرصه وجود می گذارد .در کنارپدرومادروسایرعوامل پرورش می یابد ومجموعه استعدادها وتواناییها ی ارثی وتاثیرات تربیتی مأ خوذه ازمحیط شخصیت انسان را می سازد.

          انواع تربیت               

            1- عمدی :راه بردن کودک توسط مادر برای یادگیری راه رفتن

           2- غیر عمدی : دیدن یک صحنه تهاجم وتاثیر آن بر فرد

عوامل موثر در تربیت :

الف: عوامل انسانی مانند: والدین، برادران وخواهران ، دیگر اعضای خانواده،معلم واعضای مدرسه، رهبران اجتماع ، افراد عادی جامعه وخود فرد.

ب: عوامل غیر انسانی نظیر: عامل غذایی، دارویی، عوامل جغرافیایی – طبیعی، شغلی ،گیاهی وجانوری، عوامل درونی وسایر عوامل.....

مراحل تربیت

رسول گرامی اسلام مراحل تربیت پذیری کودک را به سه دوره هفت ساله تقسیم فرموده اند: 

فرزند در هفت سال اول سید وآقااست« دوره سیادت»، در هفت سال دوم بنده ومطیع است « دوره اطاعت» و درهفت سال سوم وزیر مسئول وطرف مشورت است « دوره وزارت» .

مرحله سیادت : تولد تا 7 سالگی

هر چند تربیت کودک از تولد تا هفت سالگی رسمی وبرنامه ریزی شده نیست اما باید اصولی رعایت شود که مستقیم یا غیر مستقیم در تربیت کودک موثرند. 

یکی از نیازهای اصلی کودک در این سن محبت است که باید در حد اعتدال باشد ومانعی برای امر ونهی نباشد . همچنین کودک در این دوره باید آزادی مشروطی داشته باشد یعنی نه اسیر ودربند ونه بی بند وبار، تا بتواند پای بند اجرای اصول ومقررات اجتماعی شود .پدر ومادر هم باید با ابراز محبت ودادن آزادی واستقلال به کودک اورایاری کنند .برای سوالهای فراوانش جواب مناسب داشته باشند.بعضی از اشتباهات او را ندیده بگیرند وکودک را برای رفتن به مدرسه آماده کنند .

نمونه هایی از رفتار مناسب کودک در پایان مرحله سیادت :

سلام کردن به بزرگترها ، احترام به دیگران ، قدرت سازش وبازی با همسالان ، نترسیدن از تاریکی  وموجودات خیالی ، اعتقاد وعمل به راستگویی ، پرهیز از دروغگویی، پوشیدن لباس به تنهایی  ، تقسیم عادلانه اسباب بازی ها با همسالان و.....  . 

مرحله اطاعت : از 7 سالگی تا 14 سالگی

کودک در این مرحله از رشد ذهنی خاصی برخوردار می شود وآماده می گردد تاواقع بینانه تر فکر کرده واز خود مرکزی خارج شود .آموزش مفاهیم در این مرحله باید از طریق ملموس ومحسوس  شروع شود .

قدرت حافظه کودکان از 9 سالگی به سرعت بالا می رود ودر این سن می توان به کودک زبان خارجی وحفظ قرآن واشعار و...را آموخت.

تعلیم مسائل دینی ا زسه سالگی شروع ودر مرحله اطاعت به صورت جدی باید انجام شود.پدر ومادر باید نماز وروزه وسایر عبادات واحکام اسلامی را در همین مرحله به کودک بیاموزند وبرای تشویق کودک حتی می توانند هدایایی به خاطر انجام عبادات به کودک بدهند که موجب ثبوت واستقامت کودک در انجام فرایض وعبادات خواهد بود.

والدین باید در این مرحله مظهر عمل باشند نه حرف وبا اعمال شایسته خود فرزندان خویش را به کارهای نیک واخلاق پسندیده هدایت کنند.

به تفاوت های فردی کودکان  توجه نموده وازمقایسه او با دیگران خودداری کنند.

ضعف کودک در انجام یک کار را به تمام امور او عمومیت ندهند.

انتقاد پذیری را در کودک تقویت نموده وبه اصطلاح از نازنازی کردن او خودداری کنند.

در تربیت هماهنگ با هم عمل کنند. با مدرسه همکاری داشته باشند.

امکان تفریحات سالم را برای فرزند فراهم بیاورند.

مسئولیت هایی را به کودک واگذار کنند .به رفتار وگفتار فرزندان خود توجه بیشتری داشته باشند.

مرحله وزارت: از 14 تا 21 سالگی  

یکی از حساس ترین دوره های زندگی مرحله وزارت می باشد که با بلوغ ونوجوانی همراه است.

از خصوصیات این دوره : تشخص طلبی، اعلام استقلال، مخالفت جویی، خودنمایی وصدها صفات دیگر است.

وظیفه اصلی والدین در این دوره سازش با واقعیتها  وپذیرش وضعیت جدید است نه مقابله ورویارویی با آن.

در این مرحله لازم است که نوجوان آموزش جنسی ببیند که خود به دو بخش تقسیم می شود:

الف: اطلاعات جنسی وآمیزشی

ب: ضوابط اخلاقی واجتماعی

بسیاری از والدین اطلاعات کاملی از مسایل جنسی نداشته واز طرفی به علت شرم وحیا وحریمی که بین فرزندان ووالدین وجود دارد نمی توانند اطلاعات دقیقی به فرزندان بدهند پش بهتر است افرادی موجه غیر از والدین این اطلاعات را به نوجوان بدهند .نظیر پزشک خانواده ، روحانی معتمد،مشاور آگاه و ...  .

نیازها وخصوصیات مرحله وزارت:

استقلال طلبی

مشورت با نوجوانان: که باعث شخصیت بخشی به آنها می شود .

تمجید از نوجوانان: که باید به نحو صحیح صورت بگیرد.

قاطعیت والدین: یعنی باید به صورت جدی ومجکم در اجرای تصمیمات خود استوار باشند. چون در غیر این صورت ممکن است فرزندان گستاخ ، خودسر وبی ادب شوند.

خودشناسی: مشخصه مهم بلوغ از نظر روانی است که باید به صورت درستی با آن بر خورد شود وگرنه ممکن است نوجوان به انحراف کشیده شود.

جوانان ودوستان : یکی از مشخصه های مهم بلوغ آرزوی داشتن دوستان صمیمی است.والدین آگاه دوستان فرزند خود را می پذیرند وسعی می کنند با گرمی با دوستان فرزند حود بر خورد کنند وبا انتقاد وعیب جویی موجبات آزار فرزند خود و دوستانش را فراهم نمی کنند .

محیط اجتماعی وجوان  

 نگرش جوان به اجتماع با نگرش بزرسالان فرق دارد .اکنون برخی از مهم ترین عکس العمل های

اجتماعی نوجوان ذکر می گردد :

1-    غفلت وجدایی از اجتماع :

به دلیل آن که نوجوان فقط به مسایل مورد علاقه خود توجه دارد وبه سایر عوامل محیطی بی توجه است.

2-    توجه به ارزشهای عینی :

در مرحله بلوغ بیشتر جوانان علاقمند به حقایق قابل لمس هستند و به مسایل مادی بیشتر توجه می کنند . پس باید از کودکی وبخصوص در نوجوانی فرزند را با نظام ارزش های اخلاقی ف مذهبی و انسانی آشنا کرد تا شیفته ی ارزشهای مادی نشود.

3- حقایق زشت اجتماعی که به دلایل زیر مورد توجه نوجوان قرار می گیرد:

 الف : بیان جزئیات وقایع حس کنجکاوی نوجوان را تحریک می کند.

  ب :این جرایم گاهی مربوط به شخصیت های برجسته اجتماعی هستند ، نظیر ستاره های سینما و ورزشکاران و....    .

     ج : تکرار وفراوانی این اخبار کم کم زشتی این اعمال را در نظر نوجوان کم رنگ می کند .

   د: معمولا این اخبار باعث پریشانی نوجوان می شوند، چون هنوز به بلوغ کامل عقلی نرسیده است.و وظیفه والدین است که نوجوان را از این مسایل آگاه کرده و غیر عادی بودن این رفتارها را برای او تفهیم کنند وآثار ناگوار این گونه اعمال را با متانت برای جوان توضیح دهند. 

4-  آرمان گرایی :

جوانان در دوره اولیه بلوغ با دیدی آرمانی به جهان می نگرند و اغلب در مواجهه با مسایل آشفته شده گاه احساس گمراهی می کند. پس بهتر است والدین فرزند خود را در این زمینه یاری داده وبا فراهم آوردن محیط مناسب به او در یافتن اهداف واقعی اش در زندگی کمک برسانند.

رفتار های ویژه والدین در دوره جوانی :

باید در تمام دوران زندگی فرزند را از محبت محروم نکرد . البته محبت به موقع وصحیح.

احساسات فرزند خود را جریحه دار نکنند.

زیاد پر توقع نبا شند.

احساساتی نشوند، به دنبال سخنرانی نباشند.

راههای زندگی مسالمت آمیز را به جوان نشان دهند.

جوان را با اصول بهداشت جسم وروان آشنا کنند.

در انجام فعالیت های اجتماعی واداره خانه او را شریک کنند.

احساس مسئولیت را در جوان بیدار کنند.

اوقات بیکاری جوان را با ورزش ، عبادت ،گردش ،مطالعه وغیره پر کنند.

 و در جوانی موجبات ازدواج جوان را فراهم کنند.

« بار خدایا ما را در تربیت و تأ دیب ونیکی به فرزندانمان یاری نما.»

                                                                                       ( امام سجاد «ع» )   

 نویسنده : ید الله جهانگرد                     انتشارات انجمن اولیا ومربیان  .1380

 

سوگ ستاره

و  آسمان شعر وادب فارسی ستاره ی دیگری را از دست داد .  

" خانم طاهره صفار زاده "شاعر و مترجم گران قدر کشور عزیزمان روز ۴ آبان ماه سال جاری پس از یک دوره بیماری از این دنیای فانی به سرای باقی شتافت . از این طریق درگذشت این شاعر توانا و قدرتمند را به خانواده ی محترم ایشان و جامعه ی ادبی کشور تسلیت عرض می نماییم.  

یونسکو دو سال را به "غزالی" و "رودکی" اختصاص داد

سال "غزالی" و "رودکی"
تاریخ : سه شنبه ، 2 بهمن ماه ، 1386
موضوع : اخبار


 


 بر اساس گزارش اخیر سازمان علمی ، فرهنگی، هنری ملل متحد( یونسکو ) سال‌های‌ 2008 و2009  به نام ها ی  دو شاعر ایرانی «غزالی» و «رودکی» نامگذاری شدند. 

در چارچوب یکی از برنامه های فرهنگی _ هنری یونسکو  هر دو سال یک‌بار از تمام کشورهای عضو سازمان درخواست می‌شود تا سده یا هزاره مشاهیر و شخصیت‌های فرهنگی، علمی و هنری و همچنین رویدادهای فرهنگی، علمی و هنری خود را که مصادف با دوره دو ساله برنامه و بودجه یونسکو است به منظور ثبت در فهرست و همچنین برپایی کنگره و مراسم بزرگداشت به یونسکو اعلام کنند. 

بر اساس گزارش اخیر سازمان علمی ، فرهنگی، هنری ملل متحد( یونسکو ) سال‌های‌ 2008 و 2009 به نام ها ی  دو شاعر ایرانی «غزالی» و «رودکی» نامگذاری شدند. در چارچوب یکی از برنامه های فرهنگی _ هنری یونسکو  هر دو سال یکبار از تمام کشورهای عضو سازمان درخواست می‌شود تا سده یا هزاره مشاهیر و شخصیت‌های فرهنگی، علمی و هنری و همچنین رویدادهای فرهنگی، علمی و هنری خود را که مصادف با دوره دو ساله برنامه و بودجه یونسکو است به منظور ثبت در فهرست و همچنین برپایی کنگره و مراسم بزرگداشت به یونسکو اعلام کنند.

سازمان های مسول در این حوزه نیز از ایران  نام دو تن از شخصیت‌های ایرانی را معرفی کردند که نام  امام محمد غزالی ،  رودکی به یونسکو معرفی شد. در سال های 2008 و 2009 میلادی یونسکو  از حکیم رودکی، امام محمد غزالی، حکیم سنایی، شیخ بهایی و سید جمال الدین اسد آبادی تجلیل به عمل خواهد آورد.

سال آینده یک صد و پنجاهمین سالگرد تولد سید جمال الدین اسد آبادی (1254_1314 هجری قمری) اندیشمند ایرانی و همچنین هشتصد و پنجاهمین سالگرد تولد حکیم ابوالمجد آدم سنایی (535_473 هجری قمری) فیلسوف و شاعر بلند آوازه ایرانی است.

سال آینده همچنین نهصد و پنجاهمین سالگرد تولد امام محمد غزالی فیلسوف ایرانی و چهارصدمین سالگرد تولد شیخ بهایی (953_1030 هجری قمری ) معمار، شاعر ، منجم و ریاضی دان ایرانی است . تجلیل از این دانشمندان وحکمای ایرانی در طی 2 سال برگزار خواهد شد.

دولت های ایران، افغانستان، تاجیکستان و قزاقستان نیز سال آینده شاهد تجلیل از ابو عبدالله رودکی شاعر بلند آوازه ایرانی به مناسبت 1150 سالگی تولد وی خواهند بود.

بر اساس گزارش میراث خبر 67 مراسم ویژه به این مناسبت‌ها در دستور کار یونسکو قرار دارد.

برگرفته از سایت :پژوهشکده فرهنگ ومعارف

نمونه سوالات فرادانشی متون ادبیات فارسی (1)

 

1-     سراینده ی بیت زیر، چه توصیه ای دارد ؟

 

        " علم وفن را ای جوان شوخ و شنگ          مغز می باید نه ملبوس فرنگ "

 

1)      به چشم از معرفت نوری بیفزای

2)      طریق حق رو در هر کجا که خواهی باش .

3)      یار بیگانه دارد هرکه دارد یار خویش

4)      گر تو خود را بشکنی ، مغزی شوی        

 

 

2-     عبارت زیر از" شیللر" ، شاعر بزرگ آلمانی است ، کدام گزینه مصداق مناسب تری برای پیام نهایی آن است ؟

 

" ای فکر دور پرداز من ! بال های عقاب اسایت را از پرواز باز دار و تو ای کشتی تندرو خیال من ! همین جا لنگر انداز ، زیرا برای تو پیش تر از این اجازه ی پرواز نیست . "

 

1)      آن را که عقل و همت و تدبیر و رای نیست / خوش گفت پرده دار که کس در سرای نیست

2)      به سعی خود نتوان برد پی به گوهر مقصود / خیال باشد کاین کار به حواله برآید

3)      ناصحا ، دیده چو نرگس کی ازآن گل پوشم / عقل اگر نیست تو را ، چشم به سرهست مرا

4)      نه در ایوان قربش وهم را بار / نه با چون و چرایش عقل را کار

 

3-     مفهوم کدام بیت ، با ضرب المثل مقابل خود هماهنگ نیست ؟

  

1)      بال مرغی ، مرغ را بر بال بنشاند خدنگ / هم زبال خویش یابد مرغ بر پا داشتی ( از ماست که بر ماست . )

2)      موی سفید ، مشرق صبح ندامت است / صائب به توبه کوش که فرصت نمانده است ( تیر از شست رفته ، بر نمی گردد .)

3)      قصد کشتی مکن که پر خطر است / مرد کشتی زبحر بی خبر است ( چند مرده حلاج بودن )

4)      باش یک دل که هر که یک دل نیست / درجه اش را ز یک به ده نکنند ( کاسه و کوزه یکی شدن )

 

 

4-     همه ی گزینه ها به غیر از گزینه ی .....شاهد و مصداق مناسبی برای شعر زیر است؟

 

" آیا از زمین تو بود که فرشتگان / سرودهای صلح و شادی انسان را برای چوپانان خواندند."

 

1)      بت شکنی گیرم ابراهیم وار / کو بت تن را فدا کردن به نار

2)      بدان زمانه که موسی نمود معجز خویش / شکست جادوی جادوان به دست و عصا

3)      مگر فرشته ی رحمت درآمد از در ما / که شد بهشت برین کلبه ی محقر ما

4)      آب و گل چون از دم عیسی چرید / بال و پر بگشاد مرغی شد پدید

 

 

5-     پیام کلی حکایت زیر ، به کدام گزینه نزدیک تر است ؟

 

" توانگرزاده ای دیدم بر سر گور پدر نشسته و با درویش بچه ای مناظره درپیوسته ،  که صندوق تربت پدرم سنگین است و کتابه رنگین و فرش رخام ( مرمر ) انداخته و خشت زرین در او ساخته ، به گور پدرت چه ماند ؟ خشتی دو فراهم آورده و مشتی دو خاک بر او پاشیده ؟

درویش پسر ، این بشنید و گفت : تا پدرت زیر آن سنگ های گران بر خود بجنبیده باشد ، پدرم به بهشت رسیده باشد ."

 

1) تو هم گردن از شکر منعم مپیچ                که روز پسین سربرآری به هیچ

2) کان گنج را نیابی ، جز در سرای ویران     و آن شاه را نبینی ، جز در قبای ژنده

3) براندیش از افتان و خیزان تب                 که رنجور داند درازای شب

4) آواز براورده که ای قوم ! تن خویش         دوزخ مبرید از پی بهمان و فلان را  

برگرفته از وبلاگ :  گروه آموزشی ادبیات فارسی شهر تهران

 

لطفا برداشت خود را از این عکس بیان کنید.

برگرفته از :وبلاگ آلبوم عکس آریانیان

داخلي. فرهنگي. شهيدي. عمومي.

دكتر "سيد جعفر شهيدي"، استاد برجسته زبان و ادبيات فارسي و پژوهشگر، امروز (يكشنبه) به دنبال يك دوره بيماري درگذشت.


به گزارش ايرنا ، شهيدي فرزند سيد محمد سجادي از دانشمندان و مفاخر بزرگ ادبي ايران ، در سال ‪ ۱۳۰۶‬هجري شمسي در بروجرد به دنيا آمد.

وي دوران تحصيل ابتدائي و اندكي از متوسطه را در بروجرد و سپس ادامه آن را در تهران به سامان رسانيد.

شهيدي قبلا بنام سجادي مشهور بود كه بعدها تغيير شهرت داده و با نام شهيدي در مراكز علمي و دانشگاهي شهرت پيدا كرد.

وي چند سالي را در عوالم طلبگي در قم سپري و محضر آيت‌الله بروجردي و بسياري از مراجع و بزرگان ديني را درك كرده بود. برخورد با شادروان محمد معين باب آشنائي و معرفي وي را به حضور استاد علامه، مرحوم دهخدا فراهم كرد و بعد از تشكيل سازمان لغت ‌نامه دهخدا، معاونت سازمان را به ‌عهده گرفت.

اخذ درجه دكتري با امتياز والا و استادي دانشكده ادبيات در فاصله سال هاي ‪ ۱۳۴۰‬به بعد جزو مرحله دوم زندگاني استاد شهيدي بود.

بعد از مرگ مرحوم معين، شهيدي مسئوليت اداره سازمان لغت نامه دهخدا را بر عهده گرفت.

تاليفات و مقالات علمي و ادبي اين استاد بزرگ فراوان است كه از جمله مي‌توان به اين آثار اشاره كرد: زندگينامه ابوذر غفاري، انقلاب بزرگ، زندگي حضرت سجاد (ع)، زندگاني حضرت فاطمه (س)، زينب (س) شيرزن كربلا، محدوديت در اسلام، جنايتكاران چه مي‌انديشند، تصحيح و حاشيه بر كتاب دره نادره، ميرزا محمد خان استرآبادي كه از نثرهاي مصنوع متكلف است و تعليقات شهيدي بر آن و بررسي دقائق و مشكلات فقط با قلم قدرتمند وي توانست مقبوليت عامه پيدا كند.

منبع خبر :--> ايرنا.شهيدي.


یاد بود دکتر سید جعفر شهیدی

نقش آموزگار در دل هاست                         دگری جای او نمی گیرد

آن که دلها به عشق او زنده است                در دل عاشقان نمی میرد.

                                                                               «شهریار»

با کمال تأسف ضایعه ی درگذشت استاد عالی قدر جناب آقای دکتر "سید جعفر شهیدی " را به

تمامی فرهیختگان و جوامع علمی ودوستان عزیز وخانواده ی محترم آن استاد گرامی تسلیت عرض  می نماییم .

در ضمن درگذشت آیةالله مجتهدی تهرانی را به تمامی طلاب ودوستداران مکتب علوی وحسینی تلیت عرض می نماییم .                   روحشان شاد ویادشان گرامی باد

اولین نشست علمی دبیران ادبیات متوسطه

اولین جلسه گروه زبان وادبیات فارسی مقطع متوسطه ناحیه ۱ ری در سال تحصیلی ۸۶-۸۷  روز شنبه ۳/۹/۸۶ رأس ساعت ۹:۳۰ در سالن جلال آل احمد (سالن اجتماعات ضمن خدمت ) با تلاوت آیاتی از کلام الله آغاز گردید .

در ابتدای جلسه آقای کربلایی صفی مدیریت محترم آموزش وپرورش ناحیه سخنانی در مورد آموزش وجریان کلی آن وآموزش مفاهیم ادبی به شرح زیر بیان نمودند:

" در امر آموزش باید به صورت تخصصی هر رشته را مورد بررسی قرار داده ونقاط ضعف را با تحلیل تک تک سوالات بیابیم.آمار گیری دقیق بر سوالاتی که در آن ها ضعف بیشتری مشاهده می شود وپیدا کردن علل پایین بودن نمرات در سوالات مورد نظر ، وبر طرف نمودن موارد ضعف.

مشکلات هر مدرسه با دبیران مربوطه ی همان مدرسه حل شود وایرادات ونقاط ضعف همکاران شناسایی ومکتوب ومحرمانه به آن ها اطلاع داده شود."

در ادامه همکاران در مورد درس ادبیات وکمبود زمان ونادیده گرفتن این درس به عنوان درسی مهم وکلیدی در مدارس صحبت کردند، ونظراتی را ارائه نمودند.

بعد از سخنرانی جناب آقای کربلایی صفی  همکار گرامی  وفهیم جناب آقای دانشی سخنانی در مورد مشکلات بیرون سازمانی ودرون سازمانی در مورد آموزش ورشته ی ادبیات بیان نمودند:

در ادامه ی جلسه آقای دانشی اشکالاتی را که در کتاب زبان فارسی ۳ بود متذکر شدند.

"زبان فارسی ۳ صفحه ۶۳؛ استیفا=حق را تمام وکمال ستاندن واستعفا = کناره گیری از شغل ؛ استعفا دادن غلط ونادرست واستعفا کردن صحیح می باشد.

 جات یک وند در زبان فارسی است که بیانگر نوع وانواع می باشد این گونه تجزیه ها نادرست هستند: سبزی+ج+ ات  بلکه سبزی یک کلمه فارسی است وبا ها جمع بسته می شودنه با جات

یا در ادبیات فارسی  درس کباب غاز: عبارت" مهمان ها سخت در محظور گیر کرده بودند". با مراجعه به فرهنگ انوری در می یابیم که معنای کلمه ی محظور " قدغن - حرام کرده شده شرعی" می باشد ومحضور با این املا به معنی گرفتاری ومانع - رودر بایستی معنی شده است که در کتاب اشتباه به کار رفته است.

در این جلسه مسایل زیر نیز مطرح گردید :

بازنگری درس به درس توسط استاد برتر ادبیات ، رفع کمبود زمانی برای تدریس ادبیات ،مرتبط نمودن تدریس با رشته تحصیلی همکاران، برگزاری جلسات نقد وبررسی ، تدریس کارگاهی بعضی از دروس مشکل در کتاب های زبان وادبیات فارسی ،در نظر گرفتن جوایز مادی برای رشته ی ادبیات ،تشکیل کلاس های ضمن خدمت  و ...  .

در این جلسه همچنین از همکاران خواسته شد نهایت سعی وتلاش خود را در زمینه بالا بردن بار علمی خود ورفع علل پایین بودن نمرات دانش آموزان در درس ادبیات مبذول نمایند.

در ضمن وبلاگ  ادبیات ناحیه یک ری برای همکران معرفی گردید. واز همکاران در خواست گردید تا دانش آموزان علاقه مند را برای شرکت در کلاس های پژوهش سرا راهنمایی کنند.

در پایان همکاران گرامی پذیرایی شده وجلسه ساعت ۱۲ با ذکر صلوات به پایان رسید. 

عید قربان

امروز هنگامه ی ذبح اسماعیل نفس در منای دل عاشقان حضرت دوست فرا رسیده ، این عید ایثار وتسلیم بر تمامی مسلمانان خداجو تهنیت وفرخنده باد

نه هرکه چهره برافروخت دلبری داند 

       نه هرکه آینه سازد سکندری داند

لطیف طبعان ارج شناسان وادی ادب سلام

در هزاره ی تمدن وعلم ما نیز بر آن شدیم تا قدم در هزار توی صفر ویک بگذاریم وبا کمک وهمیاری شما مهربانان گامی هرچند کوچک در این زمینه برداریم .نظرات وپیشنهادهای شما راهگشای ما در ارائه هر چه بهتر این صفحه خواهد بود.

                                                 گروه ادبیات ناحیه یک ری